الوقت- در هفتهای که گذشت رکود حاکم بر عرصه دیپلماسی پس از مذاکرات اسلامآباد 1 تاحدودی رخت بربسته و حداقل از اظهارات مقامات سیاسی و افزایش رفت و آمدهای دیپلماتیک چنین برمیآید که دریچهای برای گشودن باب جدید مذاکرات در حال باز شدن است.
محرکهای دیپلماتیک این فرضیه پس از سفر دونالد ترامپ به چین دراواخر هفته گذشته، مسئولیت جدید دکتر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیأت مذاکرات در اسلام آباد به عنوان مسئول اصلی پرونده روابط با چین، دو بار رفت و آمد وزیر کشور و احتمال سفر عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان (که نقش میانجی اصلی مذاکرات را برعده دارد) به تهران و از طرفی نیز ادعای رویترز به نقل از منابع خود درباره سفر یک تیم مذاکرهکننده قطری در هماهنگی با آمریکا، به تهران در روز جمعه میباشد.
در این میان حتی برخی رسانهها به نقل از منابع ناشناس و مبهم ادعای دست یافت به نسخهای از چارچوب توافقی اولیه میان تهران و واشنگتن با محوریت باز شدن تنگه هرمز و شروع دور جدید مذاکرات را میکنند.
با همه این نشانهها اما همچنان، تجربه شناخت از رویکرد چندین باره خیانت کاخ سفید به میز مذاکره و استفاده از دیپلماسی به عنوان ترفندی برای غافلگیری و پوشش حمله نظامی (چنانکه حمله 9 اسفند در حین مذاکرات وزیر خارجه عمان به عنوان میانجی در واشنگتن صورت گرفت) و مواضع حداکثری و خیالپرازانهای که ترامپ مکرراً اعلام میکند، چشمانداز در دسترس بودن توافق از این تحرکات و دور شدن سایه جنگ قوت نمیگیرد.
آنچه مسلم است اینکه با در نظر داشتن اظهارت مقامات ایرانی، تهران هیچ کدام از خطوط قرمز خود درباره توافق با آمریکا را زیر پا نمیگذارد و منطق نیز حکم میکند که مقامات ایرانی بر مبنای وضعیت میدانی و معادلات جدید پس از جنگ بویژه در خلیج فارس و تنگه هرمز به مذاکرات مینگرند. معادلهای که سه شکست آشکار را بر آمریکا تحمیل کرده است:
شکست اول در ناتوانی رسیدن به اهدا نظامی در جنگ؛ شکست دوم در بازگشایی تنگه هرمز از طریق اقدام نظامی موسوم به پروژه آزادی و سومین شکست در به تسلیم واداشتن ایران با محاصره دریایی.
بنابراین ایران اساساً دلیلی برای عدول از خطوط قرمز خود و دادن امتیاز بزرگ به واشنگتن نمیبیند و ترامپ نیز با کارت سوخته و بازی شده تهدید به از سرگیری عملیات نظامی نمیتواند در این مذاکرات توافق مد نظر خود را به تهران تحمیل کند.
در این شرایط اگر این فضاسازیها صرفاً یک شو نمایشی برای کاهش فشارهای داخلی ضدجنگ در آمریکا و یا بازی گیجکننده از سوی ترامپ برای عملیات نظامی جدید در روزهای آینده نباشد- فرضیهای که با وجود احتمال کم آن اما تمامی مقامات ارشد نظامی و سیاسی ایران آن را جدی گرفته و خود را برای چنین سناریویی آماده اعلام کردهاند- باید انتظار یک عقبنشینی محسوس از جانب کاخ سفید برای به ثمر رساندن توافقی محدود و یا کلی را داشت.
شواهد و قرائن اینکه ترامپ در مرحله کنونی به شدت به یک توافق نیاز دارد محسوس است از جمله برای سروسامان دادن به اوضاع بهم ریخته بازار نفت و قیمت سوخت و حتی برگزاری کم چالش جام جهانی فوتبال که از سه هفته دیگر آغاز خواهد شد.
این شواهد بویژه درباره وضعیت نابسامان اقتصادی ناشی از کمبود نفت در بازار و چشمانداز تاریک تداوم آن طی یک ماه آینده بسیار مهم است. کارشناسان معتقدند که ادامه بسته ماندن تنگه هرمز با پایان یافتن ذخایر قابل استفاده استراتژیک کشورها و نفتهای سرگردان مازاد در بازار نتایج واقعی و انفجاری خود را بر روی قیمتها نشان میدهد.
از طرف دیگر کشورهای عربی اکنون بسیار محتاطانهتر از قبل به استفاده آمریکا از گزینه نظامی علیه ایران مینگرند زیرا جنگ اخیر به آنها زوایای جدید و پیشبینی نشدهای از ابعاد گستردگی و آسیبپذیریها از ناامنی منطقهای را نشان داد.
برآوردها نیز نشان نمیدهد که این کشورها با وجود تمامی تمهیدات نظامی و لجستیکی جدیدی که در فرصت 1 ماهه توقف جنگ سراغ گرفتند به وضعیتی رسیده باشند که نقاط آسیبپذیری خود را پوشش داده باشند. شاهد این قضیه شکایت و اعتراض صریح اماراتیها از گامهای جدید میانجیگرایانه دیگر بازیگران شورای همکاری- احتمالاً قطر و عربستان- در مرحله کنونی است که ترس و نگرانیهای این کشورها خبر میدهد.
البته ابوظبی نیز از آمادگی دفاعی لازم برخوردار نیست اما به دلیل اینکه خود را مهمترین بازنده تحولات میبیند و با نقشی که در مشارکت با رژیم صهیونیستی علیه ایران ایفا نمود عملاً راه تنشزدایی و بازسازی اعتماد در آینده را به مراتب سختتر از دیگر کشورهای عربی همسایه کرده، خواهان شرایط دیگری برای پایان جنگ است.
بنابراین به نظر میرسد محتملترین سناریو درباره انگیزه ترامپ از فراهم سازی زمینه توافق در این مرحله، پیدا کردن راهکاری برای باز کردن موقت تنگه هرمز و رساندن نفسی تازه به بازار در حال احتضار نفت و عبور از شرایط جام جهانی فوتبال، اصلیترین انگیزه است اما اینکه ایران با "چه امتیازی" و به "چه شکلی" حاضر به گشودن محدود تنگه هرمز خواهد شد مهمترین نقطه ابهام مذاکره و توافق در وضعیت کنونی است.
