الوقت- با وجود توافق آتشبس میان لبنان و رژیم صهیونیستی، وضعیت صلح و آرامش در مرزهای شمالی اراضی اشغالی به شدت ناپدار است. تحولات روزهای اخیر و اوجگیری تنشها میان حزبالله و ارتش رژیم صهیونیستی نشان میدهد که این آتشبس اکنون به نخ نازکی آویزان است و خطر احیای یک جنگ فراگیر هر لحظه جدیتر از پیش حس میشود. با اینکه حزبالله با تأکید بر پایبندی به مفاد توافق تلاش دارد از ورود به یک بحران تمامعیار اجتناب کند اما کابینه راستگرای بنیامین نتانیاهو بار دیگر تنش را به اوج خود رسانده است.
گزارشها حاکی از آن است که شخص نتانیاهو اخیراً دستور تشدید حملات به خاک لبنان را صادر کرده، اقدامی که میتواند توافق شکننده آتشبس را برای همیشه از بین برده و منطقه را در منجلاب ناامنی عمیقتری فرو ببرد. این تحولات پرسشهای اساسی درباره آینده ثبات در مرزهای شمالی سرزمینهای اشغالی و نیز اراده واقعی تلآویو برای توقف ماشین جنگی خود مطرح کرده است.
بیثباتی کنونی را باید در محاسبات غلط و برآوردهای نادرست کابینه نتانیاهو ریشهیابی کرد. ذهنیت حاکم بر تلآویو، اصرار بر تداوم مسیری پرهزینه است و ناکامی در جنگ اخیر با محور مقاومت نیز یکی از محرکهای اصلی این ماجراجویی تازه در جبهه شمالی محسوب میشود. برخلاف انتظار تلآویو، این درگیریها نه تنها به تضعیف حزبالله منجر نشد بلکه این جنبش اکنون از نظر توان نظامی و بازدارندگی در موقعیت بهتری قرار گرفته است.
در دو سال گذشته، رژیم صهیونیستی با ترکیبی از اقدامات نظامی و فشارهای سیاسی از سوی آمریکا بر دولت لبنان تلاش کرد موقعیت حزبالله را تضعیف و در نهایت آنرا از صحنه معادلات سیاسی و نظامی لبنان حذف کند ولی مجموعه این اقدامات به نتیجهای که در تلآویو انتظار میرفت منجر نشد.
باتوجه به اینکه جنگ 66 روزه در سال 2024، نتوانست حزبالله را تا مرزهای رود لیتانی عقب براند لذا این بار در محاسبات اولیه اسرائیل این تصور وجود داشت که همزمانی درگیری با ایران میتواند فرصتی طلایی برای وارد کردن ضربهای جدی به حزبالله فراهم کند اما روند تحولات نتیجهای معکوس به همراه داشت و حزبالله قدرتمندانه در برابر دشمن صهیونیستی ایستاد و شلیک هزاران موشک و پهپاد به اراضی اشغالی، رکورد جدیدی را در درگیریهای دو طرف ثبت کرد.
در پی این ناکامی، اکنون وضعیت در مرزهای شمالی فلسطین اشغالی بیش از گذشته پیچیده و پرتنش شده است. بنابراین، هدف اصلی نتانیاهو از بازگشت به سناریوی جنگی، تلاش برای تضعیف توان حزبالله و بازتعریف نوعی بازدارندگی جدید با هدف بازگرداندن امنیت به مناطق شمالی سرزمینهای اشغالی است که طی سالهای اخیر با موجی از ناامنی و آوارگی شهرکنشینان همراه بوده است. با این وجود، چنین سناریویی با ریسکهای بسیار بالایی همراه است، زیرا حزبالله در حال حاضر از تواناییهای موشکی و پهپادی قابل توجهی برخوردار است و هرگونه حمله گسترده میتواند با پاسخ شدید مواجه شود.
کارشکنی تلآویو در مسیر توافق تهران- واشینگتن
از آنجا که توقف جنگ در لبنان از بندهای توافق تهران-واشنگتن بود، کابینه نتانیاهو با کارشکنی در این آتشبس میکوشد از طریق تشدید بحران در جبهه شمالی، کل توافق منطقهای را به چالش کشیده و آنرا از مسیر خود خارج سازد.
باتوجه به اینکه فشارهای داخلی و بینالمللی بر آمریکا برای کاهش تنشها افزایش یافته و بخشی از افکارعمومی و حتی برخی نخبگان سیاسی آمریکا معتقدند که این درگیریها بیش از آنکه در راستای منافع آمریکا باشد، به نفع اسرائیل است و آنها نباید در این جنگ دخالت کنند، لذا احتمال حرکت ترامپ به سمت یک توافق هرچند محدود وجود دارد و این مسئله برای اسرائیلیها نگران کننده است و بیم آن دارند که در مذاکرات احتمالی، دغدغههای امنیتی این رژیم نادیده گرفته شود. از اینرو، تلآویو تلاش میکند با تشدید تنشها در لبنان، روند دیپلماسی را مختل کرده و مانع از دستیابی به توافق تهران- واشینگتن شود.
اسرائیل از این نگران است که مبادا در توافق احتمالی بین ایران و آمریکا مسئله گروههای نیابتی برای همیشه کنار گذاشته شود و دولت ترامپ هم ظاهرا تنها روی مسئله هستهای و بازگشایی تنگه هرمز متمرکز شده است و این رویکرد، در تضاد مستقیم با خواستههای دولت نتانیاهو قرار دارد، چرا که مقامات تلآویو به خوبی آگاهند در صورت امضای هر نوع توافق میان تهران و واشینگتن، احتمال دارد که ایران و متحدانش در موقعیتی برتر قرار گیرند.
از نگاه صهیونیستها، تقویت ظرفیتهای حزبالله میتواند دامنه تهدیدات علیه اراضی اشغالی را بیش از گذشته گسترش دهد. به همین دلیل، سران تلآویو ترجیح میدهند به جای پذیرش چنین روندی، از مسیرهای سختتری مانند تشدید فشارهای نظامی و امنیتی استفاده کنند تا شاید بتوانند موازنه را به نفع خود تغییر دهند و مانع از تثبیت برتری حزبالله در مرزهای شمالی خود شوند.
چالشهای داخلی نتانیاهو
در کنار عوامل خارجی، شرایط داخلی اسرائیل نیز نقش تعیینکنندهای در تشدید رویکردهای جنگطلبانه ایفا میکند. فشار جریانهای تندرو و شهرکنشینان برای ادامه درگیری تمام عیار با هدف بازگرداندن امنیت کامل به مناطق شمالی، همزمان با بحرانهای سیاسی و پروندههای فساد، جایگاه نتانیاهو را بیش از پیش متزلزل کرده است.
در این وضعیت، ورود به یک درگیری جدید در لبنان میتواند به عنوان ابزاری برای حفظ انسجام درون کابینه و تغییر جهت افکارعمومی از مسائل داخلی به تهدیدات خارجی مورد استفاده قرار گیرد. این تاکتیک پیشتر نیز در سیاست داخلی تلآویو بکار گرفته شده بود و نشان داد که رهبران این رژیم در بزنگاههای حساس، از بحرانهای خارجی برای مدیریت چالشهای داخلی بهره میگیرند و لذا احتمال تکرار چنین رویکردی به شدت بالاست.
در سوی دیگر میدان، ورق در لبنان نیز علیه تلآویو برگشته است. پروژه فشار بر حزبالله از مسیر مذاکره مستقیم با دولت لبنان، به بنبست خورده و غربگرایان و طیف ضد مقاومت در کابینه بیروت نتوانستند دستورکار دیکتهشده محور صهیونی-آمریکایی را پیش ببرند.
رهبران مقاومت، صریح و بیپرده اعلام کردهاند که خلع سلاح، خط قرمزی است که هرگز از آن عبور نخواهند کرد و مسیر گفتوگوی مستقیم با دشمن اشغالگر را قاطعانه رد میکنند. نقطه اوج این ایستادگی، بیانیه اخیر شیخ نعیم قاسم بود که با لحنی شفاف و کمسابقه، اقدامات دولت بیروت را برای حزبالله بیاهمیت خواند و تأکید کرد که پرچم مقاومت، بیاعتنا به بازیهای سیاسی، همچنان برافراشته خواهد ماند و آنها هرگز سلاح خود را تقدیم دشمن صهیونیستی نخواهند کرد.
بنابراین، هشدارهای قاطع حزبالله و همصدایی افکارعمومی لبنان با مقاومت، موجب شده که سناریوی فشار سیاسی کارایی خود را از دست بدهد. در نتیجه، اگر درگیری جدیدی آغاز شود حزبالله از موقعیت بهتری برای پاسخگویی برخوردار خواهد بود و میتواند تهدیدات جدیتری علیه اسرائیل ایجاد کند، همانگونه که در دو ماه گذشته ضربات سنگینی را به سرزمینهای اشغالی وارد کرده است. تا جایی که رسانههای عبری اخیرا از دستاوردهای جدید حزبالله در عرصه تولید پهپادها با فناوری فیبرنوری به شدت ابراز نگرانی کردهاند و معتقدند که در صورت درگیری تمام عار، حزبالله توان این را دارد که ضربه سنگین به اسرائیل وارد کند.
تجربه ثابت کرده حملات نظامی نه تنها حزبالله را تضعیف نکرده بلکه رزمندگان مقاومت از دل هر نبرد، آبدیدهتر و کارآزمودهتر از قبل بیرون آمدهاند و حالا اگر نتانیاهو بار دیگر سودای جنگافروزی در لبنان را در سر بپروراند، فقط باید چشم انتظار کاروانی از تابوتها باشد که از جبهه شمالی راهی تلآویو میشوند.
