الوقت - حدود یک ماه پس از تجاوز نظامی صهیونیستی-آمریکایی به ایران با رویای ایجاد اسرائیل بزرگ از طریق براندازی جمهوری اسلامی ایران و تجزیه آن و چرخش تدریجی این نقشه شیطانی علیه منشا خباثت جهانی و آشکار شدن یاس و درماندگی در اندیشه و رفتارشان، تلاش برای خروجی با خفت و آبروریزی کمتر در عملکرد متجاوزان دیده میشود. در این میان ترامپ که خود را در مقایسه با نتانیاهو بازنده اصلی این معرکه میداند، برای دست یافتن به حداقلی از موفقیت دست و پا میزند و در ذهن آشفتهاش، رساندن پای سربازان آمریکا به جزیره خارک را گذرگاه خروج از بحران شکست و به عنوان پیروزی تصور میکند، با وجود آنکه احتمال حضور سربازان رژیم کودک کش اسرائیل نیز در این اقدام وجود دارد، اما رویای حمله به جزیره خارک و تصرف آن با موانع جدی مواجه است که نادیده گرفتن آن میتواند این قمار را به خطرناکترین و آخرین قمار زندگی ترامپ تبدیل کند. این موانع کلیدی از این قرارند:
1-ترس و بی انگیزگی نیروهای آمریکایی- نیروهای نظامی و بویژه نیرویی که باید در زمین بجنگد، برای آن که یک جنگاور قدرتمند باشد، به انگیزه و روحیه جنگیدن نیاز دارد. انگیزه و روحیه تنها از طریق تشویق، دستورالعملهای نظامی و شعار حاصل نمیشود، در کنار این موارد که در رزم نقش مهمی دارند، ایمان به اقدام بسیار تعیین کننده است. از این رو است که آمریکاییها برای لشکرکشی تجاوزگرایانه خود به کشورهای دیگر، ابتدا از تهدید و سپس از دروغهایی علیه کشوری که به آن حمله میکنند، بهره میگیرند. این مهم هر دو در حمله آمریکا به افغانستان و عراق مشاهده شد. اگرچه آمریکا در آغاز حمله به ایران همان ادعای واهی و دروغ تهدید منافع خودش را مطرح ساخت، اما ماجرا در ادامه به گونهای دیگر پیش رفت، یعنی به یمن وجود شبکههای مجازی و کم و بیش افزایش آگاهیهای عمومی و مشهور شدن ترامپ به عنوان یک رئیس جمهور دروغگو، خودشیفته و زیاده خواه و نیز بی میلی فرمانده ارتش آمریکا برای حمله به ایران به سبب نبودن آمادگیهای لازم، نیروهای نظامی آمریکا بویژه آنهایی که قرار است در حمله احتمالی به ایران مشارکت کنند، دچار ترس و بی انگیزگی جدی شدند و تهاجمات جدی، سنگین، بی وقفه و خسارت بار ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه که در مقابل چشم این نیروها انجام گرفته و باعث کشته و زخمی شدن بسیاری از آنها وفرار گروه گروه آنان به بخشهای مدنی شهرهای کشورهای عرب خلیج فارس شده، مزید بر علت گردید و با به هم ریختن روح و روان آنها و به تصویر کشیدن سرنوشت شومی که پیش رو دارند، پای آنها را سست میکند و میلرزاند، هیچ کس برای جنگ به چنین سربازی که از پیش به زانو درآمده، دل نمیبندد، در مقابل رزمندگان دلاور و پرانگیزه ایران برای چنین رویارویی لحظه شماری میکنند.
2-آسیب پذیری جدی تجهیزات – تکیه اصلی آمریکا در جنگهای بزرگی که داشته، تجهیزات نظامی پیشرفته بوده و در میان روسای جمهور چند دهه اخیر آمریکا، ترامپ بیش از سایرین به آن بالیده و فخرفروخته و بارها ارتش آمریکا را قدرتمندترین ارتش دنیا معرفی کرده و ضمن رعب آفرینی از جایگاه یک کاسب و تاجر با این تبلیغات به دنبال جلب مشتری بوده و تاحدی هم در این باره موفق بوده است، البته این تعریف و صحنه تبلیغات به یکباره تغییر چشمگیری کرد. ترامپ مدتی پیش از تجاوز نظامی به ایران، از زیبایی ناو آبراهام لینکن و عظمت ناو جرالد فورد سخن میگفت و مغرورانه و ترس آفرین آن را به رخ جهان و بویژه ایران کشید، لیکن به محض حضور این دو ناو غول پیکر و بسیار گرانقیمت به صحنه نبرد و مواجه شدن با قدرت موشکی ایران و تحمل خسارتهای سنگین که جایگاه آنها را به یک قایق ماهیگیری تقلیل داد، آنها مجبور به فرار شدند و ترامپ دچارلکنت زبانی شد و به جای صحبت از زیبایی و عظمت قدرت آنها، ذلیلانه اعتراف کرد ناو 13 میلیارد دلاری جرالد فورد آمریکا که بزرگترین و گرانقیمت ترین ناو جهان است، به سبب آسیبهای شدید ناشی از اصابت موشکهای ایرانی برای مصون ماندن و فرار از مرگ سربازان آمریکایی از میدان نبرد متواری شده است، اصابت هواپیماهای اف35، اف15، اف16 و اف18 آمریکا و نیز ناتوانی پدافندهای گوناگون و پرهزینه آمریکا در مقابله با موشکهای قدرتمند ایران، همه و همه حاکی از ان است که تجهیرات و سلاحهای آمریکایی با آن چه که از توانمندیها و بی رقیب بودنشان گفته میشود، فاصله زیادی دارند و به عبارتی دست آمریکا در این عرصه هم رو شد. با توجه به این که آمریکا در این تجاوز در کنار رژیم صهیونیستی اصلیترین سرمایههای نظامیاش را به کار گرفت، اما به آن چه میخواست نرسید، در مقوله عملیات زمینی نیز اگر وضعیت بدتر از این نباشد، قطعا بهتر نخواهد بود.
3- بیرون آمدن از پشت کشوورهای عربی منطقه - آمریکا در جنگ رمضان با استفاده از پایگاههایش در کشورهای عربی منطقه، برای حمله به ایران در پشت این کشورها پنهان شده و سنگر گرفته است. حرکت مذبوحانهای که بیش از صدسال پیش، انگلیسیها علیه سردار بزرگ ایران، شهید رئیسعلی دلواری به کار گرفتند. آنها با پنهان شدن پشت سربازان هندی با نیروهای رئیسعلی دلواری میجنگیدند تا خود در امان بمانند، اما این بار و در جنگ رمضان ترامپ برای حمله احتمالی به خارک و یا هرنقطه از سرزمین ایران نمیتواند پشت کشورهای عربی منطقه سنگر بگیرد و مجبور است به تنهایی و حداکثر با مشارکت سربازان اسرائیلی که این روزها پی درپی در نبرد زمینی از حزب الله لبنان ضربه میخورند، این بار گران را که قطعا از تحمل آن عاجز است، به دوش بگیرد و تمام مسئولیت زهرآگین آن را که خیلی زود کامش را تلخ میکند، بپذیرد.
4- کابوس حادثه طبس یا قتلگاهی به نام خارک – پس از یورش نیروهای آمریکایی به ونزوئلا و ربایش مادورو، رئیس جمهور آن کشور، ترامپ گفت در زمان حمله به ونزوئلا نگران تکرار حادثه طبس بودم. اشاره ترامپ به این موضوع گویای این مهم است که حادثه طبس موضوعی مهم و حل نشده در ساختار سیاسی و نظامی آمریکا است که پس از حدود 45 سال فرد نامتعادلی مانند ترامپ همچنان نگران وقوع آن است. به نظر میرسد ترامپ نفهم این موضوع را خوب فهمیده که حادثه طبس از جمله حوادث تکرار پذیر است و باید گفت این گزارهای کاملا صحیح است.
حادثه طبس عوامل متغیر و ثابتی داشت. برخی عوامل متغیر عبارتند از: 1- رئیس جمهور آمریکا و ایران یعنی کارتر و بنی صدر. 2- زمان که مربوط به 45 سال پیش است. 3- توان نظامی آمریکا و ایران که بنابر مستندات معتبر، فاصله این توان بین دو کشور بسیار کم شده است. 4- موقعیت آمریکا و ایران در نظام بین الملل که آمریکا روندی نزولی و ایران روندی صعودی داشته است.
برخی عوامل ثابت نیز شامل این موارد هستند: 1- اندیشه انقلاب اسلامی و در جهت استکبارستیزی 2- نامشروع بودن رژیم صهیونیستی که باید از نقشه جهان محو شود. 3- حمایت از مظلومان و بویژه ملت فلسطین 4- پیروی از عاشورا و انتظار فرج 5- و از همه مهمتر خدا.
ترامپ مانند همه آمریکاییهای حاضر در عرصه سیاست و نظامیگری به خوبی میداند و به خاطر دارد که آن که در غیاب هرگونه عنصر نظامی در صحرای طبس، پنجه عقاب آمریکا را شکست و هواپیماها و بالگردهای آمریکا را مچاله و به آهن پاره تبدیل کرد و جنازه سربازان آمریکایی را در آتش سوزاند و برای این صحنه گردانی و نمایش اقتدار بی بدیل شنهای بیابان را به خدمت گرفت، تا داستان ابرهه را بازآفرینی کند، خدا بود. کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا در آن اعتراف ماندگار گفت که خدا با ما نبود. این پس زمینه ذهنی ترامپ که با آسیبهای جدی نظامی ارتش آمریکا در این روزها از سوی رزمندگان ایران تائید و تقویت میشود، گزاره تکرار پذیر حادثه طبس را برای وی آنقدر پررنگ میکند که به محض حضور در جزیره خارک و با هر بخش از سرزمین ایران میتواند حادثهای به مراتب وحشتناکتر از حادثه طبس برای آنها رقم بزند، زیرا خدا با ماست و نه با جنایتکاران!
