الوقت- درحالی که روند جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونی علیه ایران به سمت منطقهای شدن رفته است، تحلیلگران و صاحبنظران آمریکایی معتقدند که ادامه این وضعیت به هیچ وجه به نفع واشینگتن نخواهد بود اما ایران میتواند نبض درگیری را در ادامه نحولات به دست بگیرد.
به نظر میرسد تصور سران کاخ سفید با رهنمودهای غلط نتانیاهو این بوده که زرادخانه موشکهای بالستیک ایران در مدت چند روز تمام خواهد شد و یا در اثر چند موج حملات سنگین هوایی توانمندی پرتاب موشکها به شدت کاهش خواهد یافت و این امر موجب خواهد شد تا در نهایت تهران تسلیم شده و به تمام شروط مهاجمان تن دهد. اما در میدان عمل این محاسبات اشتباه از آب درآمد و اکنون پس از ۸ روز از شروع تجاوز جهان نظارهگر آن است که نیروهای مسلح ایران با تمام توان توانستهاند به ضربات مهلک خود علیه پایگاههای آمریکا در منطقه و سرزمینهای اشغالی ادامه دهند.
در حالی که مقامات ارشد ایرانی گفتهاند هیچ کمبودی در عرصه تسلیحاتی ندارند و خود را برای مدت 6 ماه جنگ تمام عیار آماده کردهاند، تاکیدات مکرر فرمانده سنتکام و ترامپ و وزیر دفاع آن در برابر رسانهها که ایران به زودی توان شلیک موشکی خود را از دست خواهد داد نشان میدهد که کاخ سفید به شدت درباره غلط درآمدن محاسبات جنگ تحت فشار است و نمیتواند مدت زیادی جنگ را به همین شکل ادامه دهد.
یک دلیل اولیه هزینههای سرساماور جنگ است. ضرباتی که ایران در 9 روز گذشته به مواضع آمریکا و سرزمینهای اشغالی وارد کرده است بسیار بیشتر از برآوردهای اولیهای بود که سران کاخ سفید و تلآویو تخمین زده بودند. بر اساس گزارش رسانههای غربی، هر روز جنگ با ایران حدود 1 میلیارد دلار برای آمریکا و طبق برآورد رسانههای عبری، هر هفته 3 میلیارد دلار برای رژیم صهیونیستی هزینه دارد.
این رقم گزاف جدا از هزینههای بازسازی ویرانیها در اراضی اشغالی و تاسیسات نظامی تخریب شده آمریکا در منطقه است. بنابراین، در صورتی که جنگ برای مت طولانی ادامه یابد، شرایط برای آمریکا و متحدانش به مراتب سختتر خواهد شد.
با تحمیل هزینههای سرسامآور به دشمن و نبود راهبرد روشن برای دستاوردسازی در عرصه میدانی در نهایت تابآوری آنها به پایان خواهد رسید و همانند جنگ 12 روزه، درخواست آتشبس خواهند داد. در جنگ اخیر، هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی این بود که همزمان با شروع حملات هوایی، گروههای تجزیهطب در داخل و عراق را برای بیثباتی و ناامن کردن ایران تجهیز کنند اما در این پروژه نیز شکست خوردند و به گفته خودشان هیچ نشانهای از فروپاشی در بدنه حاکمیت و عملیات تجزیهطلبانه دیده نمیشود.
از سوی دیگر، ایران نه تنها در این جنگ تضعیف نشده بلکه هر روز شگفتانههای جدیدی برای دشمن دارد و توانسته بسیاری از زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه را منهدم کند. رسانههای آمریکایی در گزارشهای خود نوشتند که ایران در حملات تلافیجویانه خود، سامانههای راداری و ارتباطی حیاتی پدافند هوایی آمریکا و متحدانش را در قطر، امارات، اردن، بحرین، کویت و عربستان هدف قرار داده و توانایی رهگیری موشکها را کاهش داده است.
بنابراین، در صورت ادامه این وضعیت، واشینگتن و متحدانش عملا در برابر موشکها و پهپادهای قدرتمند ایران بیدفاع خواهند شد. با انهدام سیستمهای راداری آمریکا در منطقه، روند رهگیری موشکها در سرزمینهای اشغالی نیز با اختلال مواجه شده و بسیاری از موشکها و پهپادها با دقت به اهداف موردنظر خود اصابت میکنند.
حجم ویرانیها به قدری زیاد است که ارتش صهیونیستی از شهرکنشینان خواسته تا از محل اصابت موشکها فیلم و عکس منتشر نکنند و مجازات سنگینی را برای افرادی که از این دستور تخطی کنند در نظر گرفته است.
آمریکا و شرکای منطقهای آن از شبکهای از سامانههای تاد، پاتریوت و دیگر سامانههای پدافند هوایی برای سرنگونی موشکها، پهپادها و راکتهای شلیک شده توسط ایران و گروههای نیابتی آن در منطقه استفاده میکنند. این سامانههای پدافندی برای شناسایی موشکها و پهپادها به رادار وابسته و گرانقیمت هستند. این درگیری همچنین ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا را که برای مقابله با موشکها استفاده میکند، تحلیل برده است.
به گفته تحلیلگران و مقامات آمریکایی، پهپادهای ارزان قیمت ایرانی هزینههای سنگینی را روی دوش این سامانههای چند صد میلیون دلاری گذاشتهاند و هر رهگیری چند میلیون دلار برای آمریکا و متحدانش هزینه دربردارد.
همه این تحولات نشان میدهد که ایران دست برتر را در عرصه میدانی دارد و نه تنها نشانهای از تسلیم شدن وجود ندارد بلکه مقامات سیاسی و نظامی هشدار میدهند که اگر دشمنان نیز آتشبس اعلام کنند تهران جنگ را تا تحمیل شکست به واشینگتن و تلآویو ادامه خواهد داد و حتی علی لاریجانی، دبیر شواری عالی امنیت ملی تهدید کرده که ایرانیها ترامپ را ول نخواهند کرد و او باید شخصا تاوان دهد.
از اینرو، تهدید دشمن همزمان با ضربات دردناک به آمریکا و صهیونیستها بر این مسئله صحه میگذارد که جنگ در مسیر متفاوت از آن چیزی که متجاوزان به دنبال آن هستند پیش میرود و فرسایشی شدن آن به هیچ وجه مطلوب آنها نخواهد بود، زیرا مقامات ایرانی بارها هشدار دادهاند که با اینکه واشینگتن و تلآویو آغازگر جنگ هستند اما ایران پایان دهنده آن خواهد بود.
افزایش موج مخالفتها در آمریکا
باتوجه به اینکه آمریکا برای تامین هزینههای جنگی مجبور است از منابع مالی سایر بخشها این بودجه را تامین کند، لذا موج مخالفتها نیز در صورت تداوم جنگ افروزی به دولت ترامپ افزایش خواهد یافت. برنی سندرز، سناتور ارشد آمریکایی در واکنش به جنگ علیه ایران نوشت:«به ما گفته میشود که پول کافی برای مراقبتهای بهداشتی، مسکن مقرونبهصرفه یا آموزش وجود ندارد اما چندین میلیارد دلار برای جنگی غیرقانونی علیه ایران هزینه میشود».
هر روز مقامات و کارشناسان بیشتری اهداف ترامپ در حمله به ایران را زیر سوال برده و او را بازخواست میکنند. رابرت پِیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو در شبکه اجتماعی ایکس، نتایج هفته اول جنگ ترامپ علیه ایران را بررسی کرد و نوشته است:«این جنگ نه تنها ایران را به تسلیم وادار نکرده بلکه تبعات آن به بحران انرژی، افزایش قیمت بنزین، بیثباتی منطقه، کشته شدن آمریکاییها، کاهش ارزش دلار و لغو هزاران پرواز منجر شده است».
نظرسنجیهای عمومی نیز نشان میدهد که اکثر آمریکاییها از تصمیم ترامپ برای حمله به ایران حمایت نمیکنند. طبق نظرسنجی فارن پالسی با کارشناسان روابط بینالملل مخالفت آنها با جنگ علیه ایران بیشتر است. بر این اساس، کارشناسان روابط بینالملل پیشبینی میکنند که جنگ ایران بر امنیت ملی ایالات متحده تأثیر منفی خواهد گذاشت. همزمان، اعتراضات ضد جنگ در آمریکا نیز شروع شده و شهروندان این کشور خواستار توقف فوری جنگ هستند.
آمریکاییها معتقدند که دولت ترامپ درباره اهداف جنگ و تلفات نظامیانش به آنها دروغ میگوید و آنها از اینکه هیچ نشانهای از تغییر حکومت در ایران دیده نمیشود و اهداف جنگی مطابق خواست واشینگتن و تلآویو پیش نمیرود به شدت نگران هستند. این درحالی است که ایران هنوز از همه زرادخانه تسلیحاتی خود استفاده نکرده است و به گفته فرماندهان نظامی، در آینده غافلگیریهای بزرگی در راه است که دشمن تصورش را نمیکند.
باتوجه به اینکه عدم تسلیم ایران برای همه جهانیان و به ویژه شخص ترامپ مسجل شده است، لذا ادامه این جنگ بیهوده تنها هزینههای نظامی و اقتصادی آمریکا و غرب را تشدید خواهد کرد و با عبور قیمت نفت از مرز 100 دلار و دو برابر شدن قیمت گاز و دیگر منابع زیرزمینی فشارهای جهانی نیز به دولت ترامپ افزایش خواهد یافت.
اکنون ترامپ در برابر قدرت نظامی ایران سردرگم شده و برنامهای برای اینکه بتواند دستاوردی نسبی در این جنگ کسب کند و آبرومندانه از این بحران خودساخته خارج شود ندارد. حتی اگر گزینه اعزام نیروهای زمینی نیز در دستورکار قرار گیرد که خود ترامپ آنرا وقت تلف کردن توصیف کرده است، باز هم نمیتواند کاری از پیش ببرد. توسل به نیروهای زمینی باتوجه به تجربه شکستها در عراق و افغانستان، میتواند دولت ترامپ را در شرایط دشواری قرار دهد.
ورود به این بازی خطرناک در آستانه چند ماه مانده به انتخابات کنگره، وضعیت جمهوریخواهان را تضعیف کرده و ممکن است به پیروزی دموکراتها بینجامد، در این صورت اگر اکثریت مجلس نمایندگان و سنا در دست حزب رقیب قرار گیرد استیضاح و برکناری ترامپ هم دور از انتظار نیست.
درمجموع، تجربه 47 سال گذشته نشان داده که فشارهای اقتصادی، به راه انداختن جنگهای تحمیلی و ایجاد آشوب داخلی نمیتواند نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کند و این بار هم با وجود جنگ ویرانگر، ایران اسلامی با اقتدار از این بحران عبور خواهد کرد ولی نتیجه جنگ نظم جهان را تغییر خواهد داد و هژمونی روبه افول آمریکا و افسانه شکست ناپذیری این کشور و رژیم صهیونیستی باطل خواهد شد و ایران این بار نه به عنوان قدرت منطقهای بلکه به عنوان قدرت تاثیرگذار در عرصه بینالمللی شناخته خواهد شد.
