الوقت- عدم صدور ویزا از سوی دولت آمریکا برای دبیر فدراسیون فوتبال ایران و برخی مقامات رسمی جهت حضور در مراسم قرعهکشی جام جهانی ۲۰۲۶، بار دیگر بحث «سیاسیسازی فوتبال» از سوی دولتهای میزبان و حدود مسئولیت فیفا در صیانت از استقلال فدراسیونها را بهطور جدی مطرح کرده است.
تصمیم اخیر در حالی رخ داده که بر اساس منشور فیفا، دولتها بهطور مطلق حق دخالت در امور اجرایی فوتبال و فرآیندهای مرتبط با این نهاد جهانی را ندارند و میزبانان رویدادهای فیفا نیز موظف به فراهمسازی کامل دسترسی نمایندگان رسمی همه کشورها هستند.
نقض آشکار اصول فیفا توسط دولت آمریکا
اقدام آمریکا در خودداری از صدور ویزا برای مقامات رسمی فوتبال ایران، مصداق روشن دخالت سیاسی دولتها در یک رویداد رسمی ورزشی تحت نظارت فیفاست. صدور یا عدم صدور ویزا برای افراد منتخب فدراسیونها جزو حقوق ذاتی میزبان نیست و میزبان باید الزامات فیفا، نه سیاستهای داخلی خود را مبنای عمل قرار دهد.
این اقدام نهتنها مانع شرکت مسئولان در مراسم رسمی شده، بلکه همانطور که مهدی تاج اشاره کرده نگرانکنندهترین پیام آن این است که چنین رویکرد سیاسی ممکن است به بازیکنان نیز سرایت کند و روند حضور ایران در رویدادهای آینده را مختل کند؛ موضوعی که از دید هر نهاد بینالمللی ورزش، خط قرمز محسوب میشود.
این اولین مورد از مداخلات سیاسی در رویدادهای فیفا نیست. جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین، نمونهای کلاسیک از تقابل گفتمان جهانی با یک نظام دیکتاتوری است. همچنین، نگرانیهای مربوط به پناهندگان منجر به خروج اریتره و تعلیق کنگو توسط کنفدراسیون فوتبال آفریقا شد که نشان میدهد مسائل حکومتی هنوز پابرجاست.
سکوت فیفا؛ قصور خطرناک و مغایر با منشور سازمان
فیفا در جایگاه نهاد حاکمیتی فوتبال، موظف است در برابر تخطی کشور میزبان، اقدامات بازدارنده و قاطعانه اتخاذ کند.
سکوت در برابر این تخلف:
- استقلال فدراسیونها را تضعیف میکند،
- شأن و منشور فیفا را زیر سؤال میبرد،
- و یک سابقه خطرناک برای سایر میزبانها ایجاد میکند.
اگر امروز فیفا در برابر اقدام سیاسی آمریکا بیتفاوت بماند، چگونه فردا میتواند با رفتار مشابه توسط دیگر کشورهایی که اختلافات ژئوپلیتیک یا نزاعهای تاریخی با برخی اعضا دارند مقابله کند؟
به نظر میرسد در آینده، مداخلات سیاسی بر نحوه سازماندهی رویدادها توسط فیفا تأثیر بگذارد. جام جهانی ۲۰۳۰ که مشترکاً توسط مراکش، اسپانیا و پرتغال برگزار میشود، از هم اکنون تمهیدات مدیریتی سختگیرانهتری برای پیشگیری از اختلالات در نظر گرفته است. همچنین، انتخاب عربستان سعودی به عنوان میزبان جام جهانی ۲۰۳۴ نشاندهنده روند بازآرایی ژئوپلیتیکی است که در آن توان اقتصادی و اعتبار دیپلماتیک به عوامل کلیدی تبدیل شدهاند.
رویدادهای جهانی امروزه بیش از پیش با پدیدههای ژئوپلیتیکی و مداخلات سیاسی گره خوردهاند. به باور تحلیلگران، دیپلماسی ورزشی به عرصهای رقابتی میان قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. پیشنهادهای میزبانی کشورهای آسیایی و آفریقایی نیز احتمالاً تحت تأثیر روابط در حال تغییر ایالات متحده، چین و اتحادیه اروپا مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت.
فیفا باید روشن کند میزبانی جام جهانی به معنای رعایت کامل قوانین فیفاست نه تحمیل خواستههای سیاسی دولت میزبان.
لزوم دفاع از استقلال فیفا در برابر مداخلات آمریکا
ایالات متحده با پذیرش میزبانی جام جهانی ۲۰۲۶، تعهد داده که هیچیک از قوانین داخلی خود را بر الزامات فیفا مقدم نداند.
اکنون با نقض همین تعهد، فیفا باید بهطور جدی برخورد کند و این تنها راهی است که بتواند از این پس، اعتبار فیفا و روح غیرسیاسی فوتبال را تضمین کند.
این خطر و اعلام هشدار نسبت به تأثیرات منفی سیاستهای در ظاهر حقوق بشری دولت آمریکا بر پیشبرد اهداف برگزاری مسابقات جام جهانی پیشتر نیز از سوی مقامات فیفا مطرح شده بود. فیفا در سوم ژوئن 2025 پیش از برگزای مسابقات جام جهانی باشگاهها تأکید کرد که «انتظار دارد کشورهای میزبان اقدامات لازم را برای تضمین حضور تمامی افراد واجد شرایط در این رقابتها انجام دهند» و افزود که «بهطور فعال با مقامات ذیربط همکاری میکند». این نهاد همچنین اعلام کرد در صورت مشاهده نگرانیهای حقوق بشری، با مسئولان مربوطه وارد گفتگو خواهد شد.
از سوی دیگر، رونان اُوین، مدیر اجرایی گروه حامیان فوتبال اروپا، با انتقاد از محدودیتهای احتمالی گفت: «هواداران برای جشن گرفتن و ابراز اشتیاق خود به جام جهانی سفر میکنند و هرگونه تلاش برای محدود کردن حقوق اساسی ما، از جمله آزادی بیان، خیانت به روح فوتبال است».
تنشها زمانی افزایش یافت که دونالد ترامپ، در اکتبر ۲۰۲۵ پیشنهاد داد بخشی از مسابقات به شهرهای دیگری در ایالات متحده منتقل شود؛ بهویژه با تمرکز بر مناطقی که گرایشهای سیاسی متفاوتی با دولت او داشتند. این اظهارات، تردیدهای تازهای درباره تأثیر ملاحظات سیاسی داخلی بر برنامهریزی مسابقات ایجاد کرد.
ویکتور مونتاگلیانی، معاون فیفا، در پاسخ بر اراده این نهاد برای تعیین محل برگزاری مسابقات تأکید کرد و گفت: «هیچ دولت ملیای پس از توافق درباره میزبان، حق جابهجایی مسابقات را ندارد».
انزوای بینالمللی رفتار یکجانبه آمریکا
اقدامات اخیر آمریکا در تضاد آشکار با روندهای بینالمللی و تعهدات جهانی به جدایی کامل سیاست از ورزش است.
کشورهای مختلف همواره بر لزوم پرهیز از استفاده ابزاری از ورزش در نزاعهای سیاسی تأکید دارند. رفتار آمریکا در این پرونده نهتنها حمایت جهانی ندارد بلکه نمونهای از همان یکجانبهگرایی رایج واشنگتن است که در بسیاری حوزههای بینالمللی نیز انتقادبرانگیز شده است.
این موضوع صرفا در مورد ایران نیست و حضور هواداران فوتبال از دیگر کشورها را نیز در بر دارد به صورتی پیشبینیها از ارقام مزایای اقتصادی این میزبانی را از هم اکنون تحت شعاع قرار داده است.
اقدامات جنجالی اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده و همچنین ممنوعیتهای مسافرتی دوره ریاستجمهوری ترامپ، نگرانی هواداران بینالمللی را تشدید کرده است.
به نظر میرسد سیاستهای دوران ترامپ هماکنون نیز بر سفرها تأثیر گذاشته است. دادههای دفتر ملی سفر و گردشگری نشان میدهد تعداد بازدیدکنندگان خارجی در ماه مارس نسبت به مدت مشابه سال قبل ۷/۹ درصد کاهش یافته است. شرکت Tourism Economics نیز پیشبینی کرده ورود گردشگران بینالمللی در سال جاری ۴/۹ درصد کمتر شود.
در این شرایط، انجمن مسافرتی ایالات متحده - به عنوان نماینده غیرانتفاعی صنعت گردشگری- پیشتر از دولت خواسته بود تا پیش از برگزاری رویدادهای ورزشی بزرگ آتی، از جمله جام جهانی ۲۰۲۶ و المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس، روند صدور ویزا و خدمات گمرکی را بهبود بخشد.
زخم قدیمی استانداردهای دوگانه فیفا
فیفا در سالهای اخیر چندین بار به دلیل دوگانگی رفتارش مورد انتقاد قرار گرفته است. نمونهها روشناند:
- ممانعت از حضور پرچمها یا نمادهای حمایت از فلسطین در ورزشگاهها به بهانه «سیاسی بودن»،
- در برابر تحریم گسترده فوتبال روسیه بدون بررسی حقوقی مستقل، بهدلیل فشار سیاسی و منافع کشورهای اروپایی.
این تناقضها باعث شده کشورهای مختلف نسبت به عدالت و بیطرفی فیفا بدبین شوند. اکنون در پرونده آمریکا، فیفا فرصتی دارد تا ثابت کند عدالت و اصولش گزینشی نیست.
جمعبندی
تحریم مراسم قرعهکشی از سوی فدراسیون فوتبال ایران، واکنشی طبیعی و قابل فهم به رفتار ناقض اصول فیفا از سوی آمریکاست.
فیفا باید بداند که این پرونده صرفاً مربوط به یک کشور نیست؛ بلکه آزمونی برای آینده استقلال فوتبال جهان است.
اگر امروز در برابر سیاسیکاری آمریکا سکوت شود، فردا هیچ تضمینی برای سلامت رویدادهای ورزشی نخواهد بود.
