الوقت- روسها از دیرباز تلاش کردهاند که منافع واقعی خود را شناسایی و براساس آن رفتار کنند. برهمین اساس نیز در سیر تحولات امروز منطقه ای، هرگاه یکی از مقامات کشورها بهخصوص از حوزه عربی به روسیه سفر میکند، بحثها درباره معاملههای احتمالی میان روس ها با آنها بویژه بر سر موضوع سوریه داغ میشود. بهعنوان مثال، در روابط روسیه و عربستان بارها موضوع هدیه دلارهای نفتی به روسها مطرح شدهاست. به نحوی که از زمان ریاست بندر بنسلطان بر دستگاه اطلاعات عربستان که آن موقع دوبار با پوتین دیدار داشت، این مطالب همواره مطرح بودهاست. هرچند که این مسئله از طرف روسها تکذیب شدهاست.
نخست آن که باید توجه داشت که چنین معاملهای که در آن روسیه با دریافت دلارهای نفتی از سوریه عقب بکشد، اساسا نمیتواند در عالم واقع اتفاق بیفتد؛ چراکه روسها در این کشور دارای منافع ژئوپلیتیک هستند و سوریه را عمق استراتژیک خود میدانند. از طرف دیگر سعودیها با توجه به کاهش قیمت نفت، امسال و سال آینده در بودجهشان با مشکلات اساسی مواجه هستند. ضمن آنکه با توجه به جنگ یمن، از لحاظ مالی در محدودیتهای جدی قرار گرفته اند. بنابراین سعودیها چنین امکانی را ندارند که از نظر مالی چنین امتیازی که مورد توجه روسها قرار بگیرد، اهدا کنند.
دومین شائبه در مورد معامله احتمالی مطرحشده، خرید تسلیحات پیشرفته است، ولی واقعیت این است که انجام چنین معاملاتی با چالشهای زیادی همراه است؛ به این دلیل که ساختار نظامی سعودی و پایههای آن کاملا غربی بنا شده و آنها توانایی کار با تجهیزات روسی را ندارند. اگر قرار به خرید تجهیزات روسی باشد، نیاز به آموزشهای فراوان است که این مسئله درازمدت تلقی میشود. از سوی دیگر، آمریکاییها نیز کاملا مخالف ازدسترفتن منافع کلان حاصل از فروش تجهیزات نظامی به عربستان هستند. بنابراین موضوع خیلی پیچیدهتر از آن است که روسیه با دریافت پول یا هرنوع معامله ای دیگر، سوریه را تقدیم دشمن اصلی خود، غرب کند.
سومین نکته؛ مسئله وجود بازیگران متعدد در سوریه است که بعضا دارای منافع متضاد هستند. چنین بحرانی به این شکل حل وفصل نمیشود که چهار کشور دور میز بنشینند و آن را حل کنند. واقعیت این است که اگر قرار به حل بحران سوریه باشد، حداقل باید چند کشور موثر دیگر، در این بحران پای میز مذاکره حاضر شوند.
و چهارمین احتمالی که با توجه به تحرکات اخیر آمریکاییها در عراق مطرح شده، این است که در یک معامله، آمریکا و روسیه، دو کشور عراق و سوریه را بین خود تقسیم کرده باشند. اما بهنظر میرسد که چنین چیزی چندان صحت داشته باشد. چرا که روسها معتقدند در سالهای دور، آمریکاییها با توسل به تئوری «هرج و مرج کنترل شده» یا «مدیریت بیثباتی» دست به آشوب در برخی کشورهای خاورمیانه زدند که اتفاقا کشورهای هدف، در زمره متحدین سنتی مسکو بودهاند. به همین دلیل روسها معتقدند که آمریکا بهصورت دومینووار کشورهای متحد خود را دچار تغییر رژیم یا درگیر آشوب و بیثباتی میکند. بنابراین در چنین شرایطی روسیه آخرین سنگر خود در خاورمیانه و دریای مدیترانه را سوریه تلقی میکند. بههمین خاطر احتمال انعقاد معاملههایی که نتیجه آن عقبنشینی از دمشق باشد، بسیار کم است. ضمن اینکه عراق نیز برای روسها اهمیت زیادی دارد و آنها در این کشور نیز بهطور سنتی از دوره شوروی منافعی داشتهاند.
بنابراین باید گفت که روسها در تلاشند بهخوبی با کارتهایشان در خاورمیانه بازی کنند و هم سوریه و هم عراق جزو برگهای بازی روسها محسوب میشوند. اگر روسها بهدنبال حفظ عراق در سبد خود باشند، در آینده میتوانند از یک پایگاه بزرگ برای حفظ منافعشان در منطقه و برای گسترش نفوذ در خاورمیانه برای مهار کشورهایی نظیر عربستان و ترکیه استفاده کنند.
شعیب بهمن
