الوقت- بعد از شروع درگیریهای سوریه در مارس ۲۰۱۱، مبارزین سوری (دوله العراق الاسلامیه) عضو گروههای القاعده موجود در عراق تصمیم خود را برای تشکیل گروه جهادی برای مبارزه با نظام سوریه گرفتند. در همین راستا از ترکیب گروههای کوچک جهادی، جبهه ای تشکیل شد که بر روی خود «كتائب النصرة لأهل الشام» نام نهاد. در میان اعضای آن، جنگجویان متعددی از کشورهای خارجی و با نژاد و قومیتهای مختلف حضور دارند. این گروه از همان ابتدا از پشتیبانی مالی و نظامی، ابوبکر بغدادی (رهبرالقاعده درعراق) برخوردار بود. جبهه النصره، در نهایت در 22 ژانویه 2012 به رهبری «ابومحمد الجولانی» اعلام موجودیت كرد.
جبهه النصره (ابومحمد الجولانی)
جبهه النصره به عنوان معروفترین و بارزترین جریان سلفی جهادی– تکفیری حاضر در سوریه، شدیدترین ضربه ها را بر علیه ارتش سوریه وارد کرده است. پیشرفتهای النصره در میدان نبرد در برابر ارتش سوریه به دلیل برخورداری فرماندهان آن از تجربه بالای نظامی میباشد. اکثر اعضای النصره سابقه حضور در جنگهای افغانستان، عراق و چچن را دارا هستند. اعضاء و جنگجویان این جبهه با قومیت و نژادهای مختلف بوده است که به غیر از نیروهای عرب میتوان به جنگجویان ازبک، ترک، چچن و اروپایی اشاره کرد. این گروه با حمایت های تسلیحاتی آمریکا، غرب و متحدان منطقه ای خود توانسته است فجایع بزرگی را در سوریه رقم بزند. جبهه النصره همچنین مسؤلیت بسیاری از حملات انتحاری و تروریستی صورت گرفته در این کشور را بر عهده گرفته است. با این حال این گروه از مشروعیت بخشی، برخی علمای سلفی تکفیری نیز بهره می برد. عبدالمنعم مصطفی حلیم (ابو بصیر طرطوسی) ایدئولوگ سلفی- جهادی است که خشونتهای جبهه النصره را مشروع جلوه میدهد. ابوالمنذر الشنقیتی، یک عالم کشور موریتانی نیز با انتشار فتوایی به هرکسی که قصد دارد برای جهاد به سوریه برود، توصیه کرده است تا به جبهه النصره بپیوندد. همچنین باید یادآور شد که جنگجویان عرب پس از فتوای شیوخ جهادی و تشویق «یوسف القرضاوی» برای ادای فریضه جهاد ضد نظام بشار اسد معادله جدیدی را برای سوریه خلق کردند.
داعش (ابوبکر بغدادی)
زمانی که آمریکا عراق را اشغال کرد گروهی تحت عنوان دولت اسلامی در عراق شکل گرفت. این گروه به عنوان یک گروه با تفکر القاعدهای ظهور یافت. ایده تشکیل حکومت اسلامی عراق در اکتبر 2006 به رهبری ابوعمر بغدادی بود. وی درسال2010، همراه با المصری دیگر رهبر بلندپایه سازمان، در حمله نیروهای عراقی و آمریکایی به هلاکت رسید. پس از کشته شدن ابوعمر بغدادی، ابراهیم البدری معروف به ابوبکر بغدادی به این سمت رسید. ابوبکر البغدادی، یکی از افراد نزدیک به «ابومصعب الزرقاوی» از بارزترین رهبران القاعده می باشد. وی به دنبال اعلام وحدت از طریق ادغام جبهه النصره با تشکیلات دولت اسلامی عراق تحت عنوان «دولت اسلامی عراق و شام» به شهرت رسید. در سه سال گذشته و بعد از حوادث سوریه، دولت اسلامی عراق، موضوع تشکیل دولت عراق و شام را مطرح و در قالب و فرایند جدیدی تحت عنوان داعش (دولت اسلامی در عراق و شام) سامان یافت و همچنان زیر نظر القاعده به رفتارهای قبلی خود ادامه داد. داعش وابسته به سازمان جهانی القاعده است که دارای ساختاری است که پا را از حوزه و حیطه جغرافیایی خاص فراتر مینهد و به همین دلیل محدود به حد و مرزی نیست. سازمان دولت اسلامی در عراق و شام، وزنه ای سنگین در معادله سوریه، به خصوص در مناطق شمال به شمار می رود. «گروه دولت اسلامی عراق و شام» به دنبال بروز اختلاف هایی میان «ابوبکر البغدادی» و «ابو محمد الجولانی» پای به عرصه میدانی سوریه گذاشت. از حیث خط مشی و دیدگاه فکری از سازمان تروریستی «القاعده» پیروی میکند و از حیث عملکرد و فعالیت، تنها به اعلام جنگ علیه ارتش سوریه اکتفا نکرده، بلکه تلاش دارد تا دیگر گروه های مسلح فعال در سوریه را از جمله «ارتش آزاد سوریه» و گروه «جبهه النصره» را نیز کنار بزند و خود تنها میدان دار عرصه سوریه باشد. برای داعش پیروزی انقلاب یا سرنگونی نظام مهم نبوده، بلکه تمام تلاش این گروه بر سیطره یافتن بر یک منطقه جغرافیایی معین و تحت سلطه خود درآوردن آن متمرکز است». داعش گروهی اسلامی، افراطی و تکفیری است و قتل هر کسی را که وابسته به این گروه نباشد، حلال و جایز می داند، داعش همچنین به سوریه و عراق با یک دید نگاه میکند و حل مسأله این دو را با هم میخواهد. در واقع داعش به دنبال ایجاد دولت اسلامی در عراق و شام است.
«ابوبكر البغدادی» گروه «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) را رهبری میكند. وی با الجولانی رهبر جبهه النصره اختلاف دارد. البغدادی اعلام كرده بود «النصره» بخشی از این گروه است؛ اما الجولانی بلافاصله این مسأله را رد كرد. جولانی با پافشاری بغدادی برای ادغام دو گروه تحت یک نام مخالفت کرده است. این امر منجر به دخالت ایمن الظواهری رهبر سازمان بین المللی القاعده برای پایان دادن به اختلافات بین گروههای مذکور شد. الظواهری بر جدایی این دو گروه تأکید کرد و دولت عراق اسلامی و جبهه النصره در شام را دو گروه مجزا و مستقل، اولی به رهبری ابوبکر البغدادی در عراق و دومی را به رهبری الجولانی در سوریه دانست. تحلیلگران بر این باورند «دولت اسلامی عراق وشام»، که با گروه ها و جریان های مسلح مختلف در شمال سوریه مبارزه می کنند، در راستای کنترل بلامنازع خود در مناطق مرزی ترکیه وعراق از طریق اخراج دشمنان احتمالی خود است. گروه دولت اسلامی عراق و شام اکنون کنترل بعضی از شهرهای سوریه را دست گرفته و درصدد دستیابی به هدف خود که تشکیل خلافت اسلامی فراگیر است میباشد. عناصر داعش دارای مهارت و تجربه بسیار در فعالیت های تروریستی هستند و دلیل این امر حضور آنها در عراق و مبارزات چندین ساله در این کشور است.
وجوه تشابه و تفاوت داعش و النصره
اول: هر دو گروه تروریستی و تکفیری، النصره و داعش اندیشه تندروی تکفیری واحدی دارند و بر اساس خط مشی سلفیه افراطی جهادی عمل میکنند، و به نوعی جنگ درون جهان اسلام و درون تمدنی را رواج و تبلیغ میکنند. هر دو گروه افراط گرایی جبهه النصره و داعش در ارتباط با جامعه سوریه و بر علیه حاکمیت بشار اسد و سرنگونی او تلاش میکنند. هر دو سازمان «جبهة النصرة» و «دولت اسلامی عراق و شام»، دارای تفکرات القاعده هستند و از ایمن الظواهری تبعیت مینمایند.
دوم: تفاوتشان در سطح سازمانی این است که نیروهای جبهة النصرة عمومشان سوری هستند و از نظر قدرت و سازماندهی هم از دولت عراق و شام بالاترند، دلیل این امر هم آن است که جبهة النصرة چند ماه زودتر از دولت عراق و شام ایجاد شد و نیروهای جبهة النصرة به خوبی مناطق و شهرهای سوریه را میشناسند. کما اینکه نیروهای جبهة النصرة به صورت بی هدف دست به کشتن نمی زنند (یعنی کاری که دولت عراق و شام میکند)، ضمنا جبهة النصرة مانعی شرعی نمی بینند که با بقیه گروههای مسلح مخالف دولت هم پیمان شود، بر عکس دولت اسلامی عراق و شام که گرچه برخی عملیاتهای مشترک با برخی گروه های مسلح مخالف انجام می دهد، ولی هم پیمانی با آن ها را جایز نمیداند چون آنها را کافر می شمارد و در نتیجه فقط با جبهة النصرة هم پیمان است.
سوم: تفاوت دیگر گروه تکفیری جبهة النصرة با دولت اسلامی عراق و شام این است که سازمان دولت عراق و شام، در اعلام تشکیل دولت اسلامی عجله دارد، حتی با آنکه استقرار و توانایی شان به حد لازم نرسیده باشد. بعد از آنکه تشکیل دولت اسلامی را اعلام کنند اقدام به اجرای شریعت اسلامی به شکل خشن خواهند کرد، زیارتگاه ها را تخریب خواهند کرد و قبور را با سطح زمین صاف خواهند نمود و از کشیدن دخانیات جلوگیری خواهند کرد و حدود را حتی بر دختران کوچک اجرا خواهند نمود و موقع نماز همه جا را تعطیل خواهند کرد و هر کس در رمضان روزه اش را بخورد خواهند زد و مخالفین را اذیت خواهند کرد و همه اینها موجب از دست رفتن حمایت های مردمی از آنها خواهد شد. اما جبهة النصرة معتقد است یک سری اولویتهای دیگر وجود دارد، و مهم ترین اولویت، اسقاط نظام فعلی است تا اوضاع ما استقرار بیابد، و بعد از آن پس تشکیل دولتی اسلامی را اعلام خواهیم کرد. در نتیجه هرو گروه تکفیری اهداف مشتر و واحدی را دنبال می کنند ولی روش رسیدن برای آن متفاوت است. این در حالی است که میزان خشونت و افراطی گری در هر دو گروه یکسان است.
چهارم: اختلاف در این است که دولت عراق و شام، به شکلی گسترده پیروان طوایف دیگر را هدف قرار میدهد، مثلا هر کس مسیحی یا درزی یا علوی یا شیعه باشد را میکشد، کما اینکه از اهل سنت هم هر کس مخالفش باشد را میکشد، چنانکه یکی از مشایخ بارز اهل سنت در ریف حلب را کشتند چون که به کارها و رفتار دولت عراق و شام انتقاد میکرد. این کارهایی که دارند الان در شام میکنند و قبلا هم در بین النهرین (عراق) میکردند بود که موجب شد شیخ اسامة بن لادن و بعدش ظواهری پیامی بفرستند و انتقادات گستردهای نسبت به رفتارهای دولت اسلامی عراق به رهبری ابومصعب الزرقاوی مطرح کنند و توصیه کنند که به صرف تفاوت دینی کسی را نشکند، مگر اینکه شروع به نبرد و جنگ علیه آنها کرده باشد.
پنجم: دولت اسلامی عراق و شام، مشکلی ندارد که در اثنای اجرای عملیاتها، غیر نظامیها هم کشته شوند، حتی اگر این غیرنظامیها اهل سنت باشند و حتی اگر این عملیات چندان فایده مهمی نداشته باشد، چراکه میگویند «غیرنظامی ها نباید باعث تعطیل و تأخیر جهاد بشوند». اما اکثریت گردانهای جبهة النصرة معتقدند که اگر در عملیاتی غیرنظامی ها کشته میشوند این عملیات جایز نیست.
ششم: دولت اسلامی عراق و شام روی قاعده «فاعتدوا علیهم بمثل ما اعتدی علیکم» یعنی: هر كس بر شما تعدى كرد همان گونه كه بر شما تعدى كرده بر او تعدى كنید. عمل می کنند. مساجد اهل سنت را تخریب میکند؛ و سر بریدن را جایز می دانند چون می گویند نظام هم سر می برد؛ و به جواز کشتن فرزندان و زنان مخالفینشان فتوا میدهند چون می گویند نظام هم همین کار را می کند و شاید به جواز استفاده از سلاح شیمیایی هم حکم میدهند چون که از نظر آنها نظام بیش از یک بار از سلاح شیمیایی استفاده کرده است.
با توجه به آنچه گفته شد می توان نتیجه گفت که هر دو گروه افراطی تکفیری داعش به رهبری ابوبکر بغدادی و جبهه النصره با رهبری ابومحمد الجولانی از یک مشرب سیاسی و فکری واحد تغذیه میشوند و به لحاظ اهداف ذاتی و ماموریتهایی که انجام میدهند هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند و یا دست کم اقدامات و عملیاتهای آنها پیامدهای مشترکی بر جای میگذارد. زیرا دو گروه منتسب به بغدادی و جولانی جز ایجاد خشونت و وحشت در جهان اسلام و ارائه چهره خشن از اسلام و اسلام هراسی نتایج دیگری را به بار نخواهد آورد. حال آنکه بخاطر اختلافات سیاسی یا درگیریهای داخلی دچار انشعاب در درون خود شده اند. موضوع انشعابهای فکری و اختلافات درونی نشانه ای از استیصال گروههای تکفیری در عرصه سیاسی در سوریه و عراق است.