الوقت_ جشنهای مکسو در نهم ماه می، به مناسبت بزرگداشت تسلیم آلمان نازی که ۷۰ سال پیش رخ داد، حرفهای زیادی در مورد ژئوپولیتیک امروز دارد. در شرایطی که رهبران غربی همچنان نسبت به تهاجم روسیه به اوکراین (و نخستین الحاق قلمریی از اروپا به خاک روسیه پس از جنگ جهانی دوم) معترض هستند، شی جین پینگ، رئیس جمهور چین میهمان افتخاری دوست خود، ولادیمیر پوتین خواهد بود. تحریمهای غربی علیه اوکراین و آنچه سردی درازمدت روابط با آمریکا و اروپا به نظر میرسد، هیچ چارهای برای روسیه نگذاشته جز نزدیک شدن به چین تا آنجایی که ممکن است .
هفته آینده در اقدامی که نمادی دیگر از مشارکت استراتژیک رو به رشد میان دو کشور است، سه یا چهار ناو چینی و پنج ناو روسی رزمایش مشترکی را در دریای مدیترانه برگزار خواهند کرد. این رزمایش که در پی رزمایشهای مشابهی که از سال ۲۰۱۳ در اقیانوس آرام برگزار میشود، به دنبال ارسال یک پیام آشکار به آمریکا و متحدانش است. این مانورها از دید روسیه این پیام را با خود دارد که مسکو یک دوست قدرتمند و یک رابطه نظامی با دسترسی جغرافیایی رو به رشد دارد. برای چین نیز چنین رزمایشی حتی در ابعاد کوچک، بیانگر بلندپروازیهای جهانی این کشور در راستای شعار «رویای چینی» است که شامل «رویای نیروهای مسلح مستحکم» میشود .
روابط روسیه و چین از زمان پایان جنگ سرد نزدیکی روزافزونی را تجربه کرده است. هر دو کشور به دلایل مختلف، از «هژمونی» آمریکا ناراضی و خواهان نظم جهانی چندقطبیتر هستند. روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ رو به افول به دنبال راههایی برای ترمیم بخشی از جایگاه از دست رفته خود است؛ در حالیکه چین به عنوان یک قدرت رو به رشد سعی میکند مقابل تلاشهای آمریکا برای محدود کردنش بایستد. روسیه و چین به عنوان دو عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل دلایل مشترکی برای مقابله با مداخله گرایی لیبرال غرب دارند. این دو کشور تمام مناقشات مرزی دراز مدتشان را در سال ۲۰۰۸ حل و فصل کردند. روسیه این توافق را راهی دانست برای تمرکز بیشتر بر نیروهای نظامی خود در غرب تا مانع از پیشروی بیشتر ناتو شود .
اما تنشهای گهگاه نیز وجود داشته است. روسیه نقش مهمی در کمک به مدرن سازی نیروهای نظامی چین در دهه ۱۹۹۰ میلادی داشت. اما از نیمه دهه گذشته که سرقت فناوری نظامی توسط چین صورت گرفت و باعث ظهور این کشور به عنوان یک رقیب در بازار تسلیحات شد، فروش تسلیحات روسی به همسایهاش کاهش یافته است .
در حوزه انرژی نیز تا زمانیکه روسیه امکان فروش تمام گاز خود به اروپا را داشت و میتوانست از این جهت رشد اقتصادی خود را تضمین کند، امکان به تعویق انداختن مبادلات با چین نیز سهل بود. نمونه آن، برنامههای احداث دو خط لوله گازی از صربستان به چین که در سال ۲۰۰۶ اعلام شد، است که پس از چندی به دلیل عدم توافق در مورد قیمتها، بدون سر و صدا متوقف شد .
تمامی این شرایط تغییر کرده است. بحران اوکراین- همانطور که رسانههای روسی اشاره میکنند- روسیه را مجبور میکند اقتصاد خود را به سمت آسیا بچرخاند تا به واسطه یافتن بازارهای جایگزین و منابع سرمایه، از تاثیر تحریمهای غربی بکاهد. چنین شرایطی برای چین یک فرصت طلایی است که میتواند با قیمتی مطلوب، دسترسی بیشتری به منابع طبیعی روسیه داشته باشد و همچنین دسترسی خود به قرادادهای بزرگ زیرساختی که ممکن بود نصیب رقبای غربی شود را تضمین کند .
در تئوری، حمله روسیه به اوکراین و تصاحب کریمه، دو اصل دایمی سیاست خارجی چین را نقض کرد: عدم مداخله در امور دیگر کشورها و جدایی طلبی از هر نوع. اما چین در به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل برای محکوم کردن روسیه رای ممتنع داد و این در حالی است که رسانههای چینی حمایت محکمی از روسیه کردند. چین بدون هیچ سر و صدایی از جنگ سرد جدید در اروپا که ممکن است آمریکا را از سیاست چرخش به سمت آسیا دور کند، استقبال کرد .
شاهد اصلی نزدیکی جدید چین و روسیه، توافق گازی ۴۰۰ میلیارد دلاری بود که ماه مه سال گذشته به امضا رسید و بر اساس آن روسیه از سال ۲۰۱۸ به مدت ۳۰ سال، ۳۸ میلیارد متر مکعب گاز سالانه چین را تامین خواهد کرد. این قرارداد در حالی به امضا رسید که چین از قدرت چانه زنی قابل توجهی بر سر قیمت برخوردار بود .
ضعف روسیه همچنین در تصمیم اخیرش برای صادرات تسلیحات با فناوری بالا به چین آشکار است. این کشور در ماه آوریل پذیرفت که سیستم دفاعی هوایی اس۴۰۰ را به قیمت سه میلیارد دلار به چین بفروشد. این فناوری به چین کمک میکند که تسلط هوایی بر تایوان و جزایر سنکاکو را در اختیار داشته باشد .
با این حال مشکلات پیش رو کاملا آشکار هستند. یکی از این مشکلات این است که هر دو کشور برای نفوذ در آسیا رقابت میکنند. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه خواهان راه اندازی اتحادیه اقتصادی اوراسیای خود است تا با قدرت رو به رشد اقتصاد چین در آسیای مرکزی مقابله کند و چین نیز از همین طریق خواستار توسه آنچه کمربند اقتصادی جاده ابریشم میخواند، است. چین از سازمان همکاری شانگهای که چین و کشورهای آسیای مرکزی نیز در آن عضویت دارند، برای تقویت روابط امنیتی خود در منطقه استفاده میکند: چین اغلب رزمایشهای ضدتروریستی خود را با شرکایش در سازمان همکاری شانگهای برگزار میکند. مشکل دیگر این است که ارتش و انرژی روسیه با کشورهایی چون هند و ویتنام مرتبط است و هر دوی این کشورها رقیب چین محسوب میشوند. اما بزرگترین مشکل شاید انزجار روسیه از این مساله باشد که مجبور به ایفای نقشی تابع در روابط با چین شود. مشارکت با چین به یک ضرورت دردآور برای روسیه تبدیل شده است اما این شراکت از دید چین خوب و در عین حال غیرضروری است.
منبع: اکونومیست