الوقت- چین، که در حال حاضر بزرگترین وارد کننده خالص نفت در جهان است، یک بازیگر با نفوذ است که دارای منافع دائمی اقتصادی و انرژی در خاورمیانه است. در حالی که وابستگی آمریکا به نفت خاورمیانه به طور پیوسته در سال های اخیر کاهش یافته است، اما تقریبا نیمی از نفت وارداتی چین از خلیج فارس تامین می شود. این ارقام با سرمایه گذاری های شرکت های دولتی انرژی چین در عراق و ایران و در نتیجه توسعه رابطه رو به رشد با عربستان سعودی افزایش خواهد یافت. در صورتی که عرضه به دلیل ناامنی منطقه مختل شود، منافع حیاتی چین به شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. بنابراین منطقی است که فرض کنیم دخالت چین در خلیج فارس با گذشت زمان افزایش خواهد یافت. تنها سوالی که می ماند این است که چین در آینده به انجام چه همکاری های دیگری مایل است؟
چین برای حفظ منافع تجاری و انرژی خود در منطقه، روابطی نزدیک با کشورهای مختلف تولید کننده نفت، از جمله دو رقیب اصلی یعنی عربستان سعودی و ایران، برقرار کرده که کار ساده ای نیست. جین پینگ رئیس جمهور چین نخستین رهبر خارجی بود که پس از توافق هسته ای ایران با گروه 5+1 به ایران آمد، و در سپتامبر سال 2014، برای اولین بار در تاریخ، دو کشتی جنگی چینی در بندر عباس، که قدرت دریایی اصلی ایران است، پهلو گرفتند. رئیس جمهور چین در آخرین سفر خود به منطقه در ژانویه 2016، درباره ایجاد یک منطقه آزاد تجاری با رهبران خلیج فارس دیدار کرد. انتظار می رود دو طرف توافق نامه تجارت آزاد (FTA) را تا یک سال آینده امضا کنند. کشورهای خلیج فارس بیش از پیش چین را به عنوان یک شریک تجاری قابل اعتماد برای آینده می بینند و با توجه به وابستگی بالای این کشور به نفت خلیج فارس، چین مشتری چندین ساله آن ها خواهد ماند. چین مانند روسیه، تخصص های فنی خود در انرژی هسته ای غیرنظامی را به کشورهای حوزه خلیج فارس ارائه داده است. عربستان سعودی به دلیل ناراضایتی از همکاری ایالات متحده در فن آوری هسته ای، به دنبال فرصت مبادله با چین است و به تازگی یک توافق هسته ای با شرکت مهندسی چینی ( CNECCشرکت سازنده نیروگاههای هستهای) امضا کرده تا 16 راکتور هسته ای تا 2032 بسازد.
تجارت اسلحه بین چین و کشورهای عرب خلیج فارس نسبتا کم است. اما یک مورد خاص که برخی از کشورهای خلیج فارس به تازگی به دنبال خرید از چین هستند پهپاد مسلح است. به عنوان مثال، ابوظبی به نظر می آید که اولین دولت خارجی است که پهپاد مدل وینگ لونگ را از چین خریداری کرده است. پهپاد وینگ لونگ یک هواپیماهای بدون سرنشین استقامتی است که قادر به پرواز طولانی مدت در ارتفاع متوسط است و شبیه مدل آمریکایی پهپاد ام کیو-۱ پرداتور (دروگر) می باشد. پهپاد ام کیو-۱ یک هواپیمای بی سرنشین آمریکایی است که توسط آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و نیروی هوایی این کشور مورد استفاده قرار میگیرد. این پهپاد که مجهز به دوربین و انواع حسگرها بوده و قابلیت حمل موشک را داراست در عملیات شناسایی و رزم به طور گسترده در کشورهای عراق، پاکستان، یمن، لیبی و بوسنی به کار گرفته شده است. پهباد وینگ لونگ نیز دارای قابلیت نظارت و توانایی بالابری کافی برای حمل دو موشک هوا به سطح همسان است. عربستان سعودی نیز به نظر می آید همین روال را سه سال بعد دنبال کرده و در حال حاضر احتمالا تعداد نامشخص از آن ها را که از چین خریداری شده، علیه القاعده در شبه جزیره عربستان و شورشیان حوثی در یمن به کار برده است. رهبران خلیج فارس در گفتگو های خصوصی خود، تقریبا همیشه به مهمانان آمریکایی خود گوشزد می کنند که چگونه بازار هواپیماهای بدون سرنشین چینی برای عملیات نظامی آن ها مفید بوده است. در حال حاضر چین نیروی عظیم منهدم کننده اقتصادی در خاورمیانه است، و وزن اقتصادی آن در سال های آینده احساس خواهد شد.
با این که چین هنوز یک قدرت سیاسی و یا بازیگر امنیتی بزرگ محسوب نمی شود، اما به احتمال زیاد نقش خود را در آینده، از طریق تعمیق وابستگی متقابل در تجارت انرژی و اجرای استراتژی "جاده ابریشم جدید"، افزایش خواهد داد. طرح جاده ابریشم جدید موسوم به "یک کمربند- یک جاده" طرحی است برای ایجاد کمربند اقتصادی جاده ابریشم در سال 2013 که توسط «شی جین پینگ» رییس جمهوری چین مطرح شد. اجرای این طرح با همکاری کشورهای قرار گرفته در مسیر این جاده می تواند به طور بالقوه سه میلیارد نفر جمعیت جهان را وارد یک بازار تجاری جدید و گسترده کند. این طرح به دنبال ایجاد زیرساخت های حمل و نقلی از طریق اوراسیا، خاور میانه، و اروپا است. با ضمانت 40 میلیارد دلاری برای تامین مالی زیر ساخت ها در ایست های بازرسی اصلی در امتداد مسیرهای تجاری جاده ابریشم قدیمی، از جمله جاده هایی که در خلیج فارس است، چین بدون شک متعهد به امنیت خلیج فارس شده است. چین در حال حاضر تصمیم به ایفای نقش فعال تری در خاور میانه بزرگ گرفته و در تلاش برای میانجی گری صلح در افغانستان، بیان دیدگاه های خود در مورد درگیری اسرائیل و فلسطین با صراحت بیشتر، حمایت از عراق در جنگ علیه داعش، و ایجاد روابط نزدیک تر با عربستان سعودی و ایران است. چین در حوزه دریایی به احتمال زیاد بیش از پیش خود را درگیر امنیت خلیج فارس خواهد کرد. از سال 2009 تا سال 2015، "چین 19 ناوگان نیروی دریایی را به خلیج عدن و آبهای سومالی اعزام کرده است."
ماموریت دریایی چین تا حد زیادی بر "دیپلماسی دریایی، مبارزه با دزدی دریایی، امداد رسانی، امداد و نجات اقیانوسی" تمرکز دارد. با این حال، چین برای نشان دادن تغییر از یک رویکرد نرم به یک رویکرد و حضور سخت نظامی، با همکاری روسیه اولین رزمایش دریایی مشترک خود را در ماه مه سال 2015 در دریای مدیترانه اجرا کرد. این رزمایش دریایی، با نام "همکاری دریای مدیترانه 2015" 5 روز به طول انجامید و در این رزمایش دو کشور از 9 ناو جنگی استفاده کردند. هدف از برگزاری این رزمایش تعمیق همکاریهای دوستانه دو کشور و افزایش توانمندیهای دریایی به منظور مواجهه با تهدیدات امنیتی دریایی بود. این عملیات برای چین، بخشی از یک استراتژی بزرگ برای تبدیل شدن به قدرت دریایی است که یکی از اهداف چین در طرح "یک کمربند- یک جاده" است که برای اتصال اقتصادهای بزرگ اوراسیا از طریق زیرساخت، تجارت و سرمایه گذاری تدوین شده است.
جواد مددی