الوقت_ قطر دولتي كوچك در خاورميانه است اما نقشي بزرگ در اين منطقه دارد؛ چنانكه تأثيرگذاري و نقشآفريني آن در قبال خيزشهاي مردمي و تحولات جديد جهان عرب نمايان است. این كشور كوچك در خيزشهاي مردمي و تحولات جهان عرب به عنوان دولتي با نقشآفريني جدي و اساسي ظاهر شده و سعي كرده است در همه حوزههاي دچار بحران و تحول، تأثيرگذاري بالايي داشته و بازيگري فعال و مطرح در كنار قدرتهاي اصلي منطقهاي مانند عربستان سعودي، جمهوري اسلامي ايران و تركيه باشد. هر چند مؤلفههايي خاص در تمام رفتارهاي قطر در قبال تحولات و خيزشهاي عربي منطقه نقش داشته است، با اين حال، ميتوان تفاوتها و شاخصههاي رفتاري متمايزي در خصوص رويكرد قطر در هريك از حوزههاي دچار بحران مشاهده كرد كه با توجه به تفاوت شرايط، ساختارها، بازيگران و منافع قابل تبيين است. با توجه به اينكه قطر برجستهسازي تصوير خود در سطح بينالمللي و مطرح شدن به عنوان بازيگري تأثيرگذار در خاورميانه، به خصوص در بحرانها و منازعات منطقهاي را يكي از اركان مهم سياست خارجي خود قرار داده، تحولات عربي جديد فرصتهايي مهم در اختيار قطر گذاشته است، فرصت هایی که این کشور سعی نمود تا با بهره گیری از ابزارهای نرم و سخت خود در قالب قدرت هوشمند از آنها به نفع خود بهره برد.
در واقع تطبیق متغیرهای قدرت هوشمند بر رفتارهای سیاست خارجی قطر به این شکل است که این کشور به درستی به تنگناهای استراتژیکی خود واقف است و برای همین منظور تصمیم گیرندگان این کشور با عقلانیت استراتژیکی بر آن شده اند تا با بهره گیری از استراتژی اتحاد و ائتلاف بتوانند برای قطر عمق استراتژیکی و توان چانه زنی تعریف کنند. نکته دیگری که در مباحث قدرت هوشمند نقش کلیدی دارد، استفاده از رسانه و هنجارهای رسانه ای در مدیریت افکار عمومی است. شبکه الجزیره قطر توانسته است این نقش را در تحولات منطقه ایفا کند و البته با انتخاب گزینشی اخبار بخشی از افکار عمومی را مدیریت کند. از سوی دیگر قطر با دارا بودن ذخایر نفت و گاز کلان و جمعیت اندک، یکی از بالاترین درامدهای سرانه را در جهان دارد و با اتکاء به این درامدها توانسته است قابلیت اقتصادی پیدا کند و به یکی از مشتریان بزرگ تسلیحات تبدیل شود. نکته مهم دیگری که در رفتار قطر وجود دارد این است که این کشور به درستی به این اصل پی برده است که اگر می خواهد در آینده یک قدرت منطقه ای باشد، می بایستی نسبت به ملاحظات قدرت های فرامنطقه ای ذینفوذ بی اعتنا نباشد و مروج و حامی اصول، قواعد و هنجارهایی باشد که هم در سطح منطقه مقبولیت دارند و هم در سطح سیستم بین الملل متعارف شمرده می شوند.
بنابراین می توان گفت که مولفه های سیاست خارجی قطر در تحولات منطقه ای نشان داد که منابع سنتی قدرت یعنی سرزمین، جمعیت، توان نظامی، دیگر تنها اشکال قدرت نیستند و منابع جدیدی چون رسانه، هنجارها و تبدیل شدن به یک برند می تواند خود منبعی برای قدرت باشد. دیگر آنکه موفقیت سیاست خارجی در ترکیب مولفه های کلیدی در اشکال قدرت سخت و قدرت نرم، کسب مهارت های سیاسی، بهره گیری از هوش محیطی، طراحی خوب راهبردی و شناخت محدودیت ها و توانمندی ها می باشد. با توجه به این دو نکته می توان چنین استدلال نمود که قطر با توجه به اصلاحات داخلی و پیشرفت هایی که کسب کرده است، در تلاش است تا نقش خود را در سطح منطقه فعال سازد و توان چانه زنی خود را در سطحی فراتر از سطح منطقه ای دنبال کند و درصدد باشد با بسط این توان، نقش خود را به عنوان یک بازیگر کوچک اما با دیدگاه های فرامنطقه ای مطرح نماید .