الوقت- ایران و سوریه به عنوان دو کشور ریشه دار و کهن، بویژه از زمان ورود اسلام دارای فرهنگ و تاریخی مشترک هستند. روابط میان سوریه و جمهوری اسلامی ایران در طول تاریخ اگر چه با فراز و نشیب هایی همراه بوده با این حال نقاط مشترک زیادی میان اهداف مد نظر رهبران این دو کشور وجود داشته است که حفظ روابط حسنه میان آنان را موجب گشته و در حقیقت آنها را به متحدان راهبردی منطقهای تبدیل کرده است.
تاریخچه روابط ایران و سوریه را می توان از سال 1946 دانست؛ یعنی زمانی که سوریه به استقلال رسید و ایران بلافاصله با تأسیس کنسولگری خود در این کشور، استقلال این کشور را به رسمیت شناخت. اما بعد از سپری شدن مقطعی کوتاه گاهاً شاهد تیره شدن روابط میان دو دولت بوده ایم که البته این امر از واقعیات موجود در دو کشور و تفاوت بین نظام های حکومتی و اهداف و اصول بنیادین دو کشور سرچشمه میگیرد. در حال که ایران در دوران قبل از انقلاب مورد حمایت آمریکا و مجری سیاست های او در منطقه و بزرگترین حامی و شریک اقتصادی اسرائیل در منطقه بود، سوریه در جبهه ی کاملاً مخالف این موضع ایران قرار داشت و همین عاملی بود برای اینکه در قبل از انقلاب مناسبات بین دو کشور پیشرفت چندانی نکند. اگرچه تیرگی روابط دو کشور با کمک های مادی و حمایتهای لفظی ایران از اعراب در جنگ 1967 در برابر اسرائیل تا حدی بهبود یافت. بهطور کلی، به دلیل روابط گسترده ایران با اسرائیل و مبارزه ی سوریه با اسرائیل، همواره تنش در روابط دو کشور تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران، باقی بود.
با پیروزی انقلاب اسلامی و پایه ریزی جمهوری اسلامی ایران، مناسبات سیاسی دو کشور تغییر کرد و روابط راهبردی مستحکمی میان ایران و سوریه برقرار شد. به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی، حافظ اسد طی پیامی به مقامات ایران، این پیروزی را تبریک گفت و مراتب حمایت خود را از انقلاب بیان نمود که چند عامل را میتوان انگیزه ی این حمایت دانست:
1. گسترش فعالیت نظامی آمریکا در منطقه ی خلیج فارس به منظور تأسیس چند پایگاه نظامی در منطقه.
2. خروج مصر از صحنه ی جهان عرب به دنبال عقد معاهده ی «کمپ دیوید» در سال 1978.
3. نیاز شدید سوریه به پشتیبانی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران برای تقویت بنیه ی اقتصادی و خرید تسلیحات پیشرفته.
ایران نیز دست دوستی حافظ اسد را به گرمی فشرد و از گسترش روابط دو جانبه به دلایل زیر استقبال کرد:
1. دولت سوریه آخرین سنگر از کشورهای عربی بود که همچنان در مقابل اسرائیل ایستاده بود. بدین روی، با توجه به آنکه یکی از آرمانهای انقلاب اسلامی مبارزه و محو اسرائیل بوده است، از این لحاظ دو کشور همسو بوده اند.
2. شخص حافظ اسد از اقلیت علویان سوریه با شخصیتی متعادل بود که از مقبولیت عامه نیز بی بهره نبود و در حزب و ارتش نیز موقعیت مستحکمی داشت.
3. در جنگ عراق علیه ایران، اسد به دلایل گوناگون از ایران حمایت میکرد و این امر، به خصوص در شرایطی که صدام میخواست با عربی – عجمی کردن جنگ، حمایت بیشتری از دنیای عرب به دست آورد، برای ایران ارزنده و اساسی بود.
4. سوریه به دلایل خاص خود، امکان حضور ایران در لبنان را تأمین و تضمین میکرد. این امر موجب پیدایش حزب الله، تشدید حرکت اسلامی در فلسطین اشغالی و فشار بر اسرائیل شد و تمام این جریانات از نظر صدور انقلاب، بسیار موفقیت آمیز و سودمند تلقی میگردید
5. سوریه علاوه بر اهمیت راهبردی عمومی و به دلیل جایگاهش در جبهه مقاومت و ارتباط و اتحاد با جمهوری اسلامی در محاسبات منطقه ای و جهانی، اهمیت مضاعف پیدا کرده است و تبیین این موقعیت برای ایران امری ضروری است. در یک نگاه کلی اهمیت راهبردی سوریه در محورهای زیر خلاصه میشود: 1. قرار گرفتن در محل پیوند 3. قاره آسیا، اروپا و آفریقا. 2. همسایگی با لبنان، عراق، ترکیه، فلسطین اشغالی به عنوان اجزای مهم ژئوپلیتیک منطقه. 3. تنها کشور عربی که دارای مناسبات مستقل منطقه ای و بین المللی است. 4. انتقال نفت و گاز ایران و عراق به اروپا. 5. تأثیرگذاری در معادلات سیاسی لبنان
بهطور کلی، کشور سوریه بهواسطه نقش اساسیای که به عنوان حلقه ارتباطی و نفوذ ایران میان شیعیان منطقه به ویژه حزب الله لبنان داشت در اولویت سیاست خارجی ایران قرار گرفت. بنابراین، میتوان سوریه را بهعنوان حفاظ امنیتی ایران در مقابل نفوذ غرب و نیز اهرم اصلی ایران برای اجرای سیاستهای خود در سطح منطقهای ارزیابی نمود.
آرمان سلیمی (پژوهشگر مسائل خاورمیانه)