الوقت- پس از حمله طالبان به مدرسه ای در پیشاور و کشته شدن بیش از 100 کودک، این برداشت عمومی وجود داشت که دستگاه حاکم و جامعه مدنی در پاکستان در مقابله با تروریسم جدی خواهد بود. قوانین جدیدی به تصویب پارلمان رسید که دادگاههای نظامی را مجاز ساخت تا به سرعت پرونده های مربوط به تروریسم را بررسی کنند. حملاتی علیه شبه نظامیان انجام شد و اعدام هایی صورت گرفت و تعدادی از اقدامات تروریستی هم خنثی شد .
با توجه به این شرایط در خصوص اینکه وضعیت گروههای شبه نظامی و به اصطلاح جهادی در پاکستان در سال 2015 و پس از آن چه خواهد بود با توجه به پیش زمینه بالا باید به پنج سوال جواب داد؟
اول اینکه ماهیت پاسخ گروه تحریک طالبان در سال 2015 چه خواهد بود؟ این گروه در سال 2014 دچار اختلافات داخلی شد و گزارشهای معدودی در خصوص رسیدن داعش به پاکستان وجود داشت. آیا طالبان پاکستان در سال 2015 از درون فرو میپاشد؟ آیا داعش در آنجا فضایی برای خود پیدا خواهد کرد؟
دوم، آیا مشکلات داخلی تحریک طالبان به علاوه حملات نیروهای دولتی به شبهنظامیان، آنها را به خروج از پنجاب مجبور میکند؟
سوم و مهمترین پرسش از دیدگاه هند به لشکر طیبه مربوط می شود. در پی حملات بمبئی این طور فرض شد که دولت به شدت لشکر طیبه را تحت نظر دارد. آیا در پی انتخابات موفقیت آمیز درجامو و کشمیر و پاسخ جدی هند به نقض حریم مرزی اش، دولت پاکستان لشکر طیبه را رها کرده تا از میزان فشار مرزی از سوی هند بکاهد؟
چهارم، گروههای شبه نظامی و جهادی در پاکستان یک بلوک یکپارچه را تشکیل نمی دهند. آنها به طالبان افغانستان، تحریک طالبان، شبه نظامیان فرقه ای (که بیشتر به پنجاب تعلق دارند و بنابر این می توان آنها را طالبان پنجاب نامید) و لشکر طیبه تقسیم شده اند و اگر چه ممکن است جنگجویان این چهار گروه در کنار دیگران جنگیده باشند، اما در پاکستان در کنار هم جمع نشده اند. آیا فرصت هایی برای جمع شدن این گروهها در کنار هم و تشکیل یک "مرکز به اصطلاح جهادی" در پاکستان وجود دارد؟
پنجم و آخرین پرسش، به طور کلی فرض می شود که دستگاه حاکم و جامعه مدنی در خصوص مبارزه با تروریسم در پاکستان جدی هستند. حملات پیشاور به کودکان مدرسه ای نقطه اوج آن در نظر گرفته می شود. آیا واقعا همین طور است؟ یا اینکه دادگاههای نظامی و تعدادی از مهاجمان احساسی عمل کردند و فقط پاسخی فوری برای فرونشاندن خشم عمومی داده اند؟ یا بدتر اینکه آیا حملات اخیر بخشی از فشار آمریکاست و یک راهبرد برنامهریزی شده پاکستان برای متقاعد کردن مخاطبانش برای جذب کمک مالی کری - لوگار است؟
آیا طالبان پاکستان فرو می پاشد؟
در سال 2014 موجی از اختلافات در میان گروه تحریک طالبان دیده شد. در حالی که این اختلافات واضح و آشکار هستند، دلایل و عواملی که در پس آن قرار دارد، چندان آشکار نیست و فقط می توان درباره آنها حدس و گمان مطرح کرد .
اگرچه درون تحریک طالبان از زمان شکلگیریاش شکافهایی وجود داشت، اما به نظر میرسد که اختلافات میان این سه سازمان اصلی ( طالبان افغانستان، القاعده و داعش) شکاف درون طالبان پاکستان را عمیق تر کرده است .
آیا داعش به پاکستان نفوذ می کند؟
تا به امروز هیچ نشانه روشنی وجود ندارد مبنی بر اینکه داعش به دنبال جذب نیرو در پاکستان باشد. ممکن است داعش در آینده چنین کاری انجام دهد، اما در حال حاضر تعداد زیادی شبه نظامی از سراسر اروپا و آسیای میانه دارد که در مقایسه با شبه نظامیانی از پاکستان یا دیگر کشورهای جنوب آسیا مهارت و توان بهتری دارند. در پاکستان به غیر از تعدادی از افراد و شبه نظامیان ناراضی، جناح های متعددی از طالبان پاکستان ارتباط محکمی با طالبان افغانستان یا القاعده دارند .
شاید شبه نظامیان طالبان در پنجاب که دستور کار فرقه ای شان مشابه داعش است، داعش را مطلوب تر بدانند. این موضوع بیشتر به این مساله بستگی دارد که نیروی نظامی و دستگاه اطلاعاتی پاکستان به تهدید داعش چطور پاسخ دهد، اگر دولت تصمیم بگیرد که از این پدیده به همان شکلی استفاده کند که از القاعده برای رسیدن به منافع خود در منطقه استفاده کرد، آنگاه مشکل بزرگتری برای همه به وجود می آید که از خود پاکستان شروع می شود .
آیا طالبان پنجاب به پنجاب بازمیگردد و به تحریک طالبان تبدیل می شود؟
اگرچه مدتی طولانی است که در پاکستان خشونت فرقه ای به چشم می خورد، اما شدت و تلفات در سالهای اخیر به سطح متفاوتی رسیده است و استفاده از بمب ها و حملات انتحاری مورد ستایش قرار میگیرد. اگر آنها از داعش در سوریه و عراق الهام بگیرند، این امر برای هارمونی فرقهای که در حال حاضر نیز تحت فشار است، فاجعهآمیز خواهد بود .
با توجه به اینکه داعش در عراق از خشونت فرقه ای به عنوان ابزاری قدرتمند استفاده کرده است، شبه نظامیان فرقه ای در پنجاب ممکن است تحت نفوذ آن قرار گیرند و به بحرانی بزرگ تر در سطح بین المللی پیوند بخورند. هر گونه ارتباطی از این دست با بازیگران خارجی شدت و قدرت ایدئولوژیک آنها را افزایش خواهد داد .
اگر این ادغام صورت گیرد، طالبان پنجاب به مولفه اول تحریک طالبان تبدیل می شود، زیرا طالبان سوات تحت ریاست ملا فضل الله بوده است .
آیا لشکر طیبه بدون نظارت رها خواهد شد؟
از نظر هند در عرصه بزرگتر و نظامی در پاکستان، مهمترین پرسش همواره به لشکر طیبه، جماعت الدعوه و حافظ سعید مربوط خواهد بود .
آیا بعد از حملات پیشاور رویکرد پاکستان در قبال این سه گروه تغییری خواهد کرد؟ بدون توجه به این تغییر در دولت پاکستان، آیا شبه نظامیان متعلق به لشکر طیبه احتمالا رویکردی مستقل را دنبال خواهند کرد؟
این دو پرسش برای هند مهم خواهد بود، زیرا تاثیرات شگرفی برای این کشور خواهد داشت .
دولت پاکستان در ژانویه 2015 اعلام کرد که حساب های بانکی جماعت الدعوه را مسدود می کند. اگرچه پاکستان عضو سازمان ملل است (و جماعت الدعوه در فهرست تحریم سازمان ملل قرار دارد)، اما این واقعیت که این خبر در پی سفر کری به پاکستان اعلام شد، تاکید می کند که فشار بر پاکستان از چه ناحیه ای وارد شده است .
حساب های الدعوه در واقع در سال 2008 با یک اعلامیه رسمی مسدود شد و حافظ سعید تحت حصر خانگی قرار گرفت، اما جماعت الدعوه همچنان به جمعآوری سرمایه ادامه داد و از سعید به طور رسمی حفاظت شد و دادگاه ها نتوانستند او را محکوم کنند .
در حالی که گروهی در پاکستان ممنوعیت فعالیت همه سازمانهای شبه نظامی را خواستارند، اما دولت اکراه داشته است که سراغ لشکر طیبه یا جماعت الدعوه برود. بخش هایی از دستگاه حاکم حافظ سعید و سازمانش را واسطه خود در برابر هند در نظر می گیرند. حافظ سعید هم تمایل دارد نقش یک واسطه تمام عیار را بازی کند. تا امروز لشکر طیبه هرگز در پاکستان سلاح خود را به سوی هیچ هدف دولتی یا غیردولتی نشانه نگرفته است. با وجود فشار وارده بر جماعت الدعوه و حملات بمبئی، حافظ سعید تمایل داشته است نقشی بزرگتر را که توسط حامیانش طراحی شده است، ایفا کند. آیا اکنون بعد از "مسدود کردن" حساب های جماعت الدعوه این مساله تغییر خواهد کرد؟
پاکستان در بازی یک بام و دو هوا در برابر حافظ سعید مهارت پیدا کرده است. ممکن است حافظ سعید دستگیر شود یا تحت حصر قرار گیرد و فقط اندکی بعد توسط دادگاهها آزاد شود، زیرا دلایل برای دستگیری وی عمدا دلایلی ضعیف خواهند بود. ممکن است لشکر طیبه از نظر قانونی ممنوعالفعالیت اعلام شود، اما اجازه عملکرد، جمع آوری سرمایه و فعالیت در میان افکار عمومی را خواهند داشت .
خطر شبه نظامیان لخوی و نسل جدید: آیا لشکر طیبه نمودار جدیدی را ترسیم خواهد کرد؟
بعید است حافظ سعید علیه دولت پاکستان اقدام کند. او با بخشی از دستگاه نظامی و سیاسی در ارتباط نزدیک است. به علاوه او آگاه است که دولت در حال انجام یک بازی یک بام و دو هوا در قبال اوست و در پاکستان از او محافظت می کند. او آزادانه در پاکستان آمد و شد دارد و تحت حمایت گاردهای دولتی جلسات و راهپیماییهایی ترتیب می دهد. او به خوبی می داند که با وجود مدارکی دال بر نقش وی در حملات بمبئی، اما دولت عمدا به شکل ضعیفی موضوع را دنبال می کند .
مشکل واقعی برای پاکستان ممکن است حافظ سعید نباشد، بلکه مشکل توان حافظ سعید برای متحد نگه داشتن لشکر طیبه و ممانعت از نزدیکتر شدن جنگجویانش به طالبان پاکستان خواهد بود. امروز لشکر دیگر نیروی توانمندی که در سال های 1980 برقرار شد نیست و حافظ سعید هم دیگر رهبر مسلم آن به مانند دهههای 1980 و 1990 نیست. لشکر در چهارمین دهه فعالیت، شاهد رهبران جدید و شاید حتی نسل جدیدی از جنگجویان است. ظهور زکی الرحمان لخوی داستانی متفاوت را درباره آنچه در داخل لشکر رخ می دهد، بیان می کند. اگرچه در حال حاضر اطلاعات روشنی در این باره وجود ندارد، اما نشانه هایی از ظهور اختلافات در داخل لشکر وجود دارد. شایعاتی درباره اختلافات داخلی در لشکر در ارتباط با شکاف نسلی وجود دارد .
تهدید بزرگتر برای قدرت حافظ سعید از شبه نظامیان نسل جدید ناشی می شود که در جاهایی به غیر از هند جنگیده اند. وقتی پاکستان تصمیم گرفت فعالیتهای لشکر را در پی حملات بمبئی محدود کند، شبکه آن در داخل را به طور کامل متلاشی نکرد. در نتیجه در سطح رهبری در لشکر و جماعت الدعوه تصمیم گرفته شد روند خشونتگرایی آهستهتر شود، اما این تصمیم در سطح کادر اتخاذ نشد. مشخص نیست که آیا از این شبه نظامیان و آنهایی که در سال های اخیر به این سازمان پیوستند فقط درخواست شد که در داخل پاکستان فعالیت اجتماعی انجام دهند یا اینکه در مکانهای دیگر بجنگند که اگر این طور باشد در خصوص و اینکه آنها برای خود به دنبال رهبری دیگر در لشکر طیبه یا خارج از آن باشند، فقط موضوع زمان مطرح است .
آیا لخوی در نهایت پیروز می شود و کنترل عملیاتی کامل را در دست میگیرد و حافظ سعید سقوط میکند؟ این موضوع بیشتر به این بستگی دارد که دولت تا چه اندازه در برخورد با شبه نظامیان مصمم باقی بماند. در حالی که ابتکارات اخیر نظیر ایجاد دادگاههای نظامی تحولی مثبت است، اما به نظر می رسد که دولت در دنبال کردن هر گونه اقدامی علیه لشکر طیبه و جماعت الدعوه سراسیمه عمل میکند .
شاید دولت از سرکوب بیم دارد و نمی خواهد این طور دیده شود که خودش اقداماتی را علیه جماعت الدعوه اتخاذ می کند. آیا چنین احتیاطی به این دولت در دنبال کردن یک راهبرد علیه لشکر طیبه کمک می کند؟ یا اینکه تلاشی از روی بیعلاقگی علیه لشکر و سازمان های وابسته به آن نظیر جماعت الدعوه است که فقط اوضاع را بدتر می کند؟
موسسه مطالعات صلح و مخاصمه