الوقت- خرداد 1393 ( برابر با ژوئن 2014 ) یادآور حمله ی برق آسای تکفیری های داعش به عراق است، مقطعی که جامعه ی جهانی با بهت و حیرت به توسعه طلبی های این جریان تکفیری می نگریست تا جایی که برخی تحلیل گران از سقوط بغداد در آینده ای نزدیک سخن می راندند.
جنگجویان گروه تروریستی داعش در یک سالگی خلافت خودخواندهشان سر انسانی را که از بدنش جدا کردهاند، بر بالای دروازه یک کارخانه تولید گاز در نزدیکی شهر لیون فرانسه آویزان میکنند؛ در شهر سوسه تونس در ساحل جهانگردان را به گلوله بسته آنها را میکشند و در کویت مسجد شیعیان را منفجر میکنند .
این سوءقصدها یک پیام روشن دارد: ما در همه جا هستیم و میتوانیم هدفمندانه سوءقصدهای خود را به انجام برسانیم .
هنگامی که ابوبکر بغدادی یک سال پیش اعلام خلافت کرد و خود را خلیفه نامید، جنگجویان داعش هنوز هم در عراق و سوریه متمرکز بودند. به سرعت آنها بخشهای بزرگی از شمال عراق را تحت کنترل خود در آوردند. با تسلط بر موصل در عراق و رقه در سوریه، این گروه موفق شد ساختار منسجمی ایجاد کند و از آنجا مناطق تحت نفوذش را گسترش دهد .
بدون اغماض داعش را اکنون نمی توان دیگر به عنوان گروهی که صرفا به فعالیتی محدود در سوریه می پردازد قلمداد نمود. هم اکنون علاوه بر اشراف این جریان تکفیری بر حدود نیمی از خاک سوریه، یک سوم خاک عراق و مناطقی از لبنان نیز در تصرف این گروه تروریستی قرار دارد .
رسانه های خبری طی روزهای گذشته از وقوع سه انفجار در فرانسه، تونس و کویت خبر دادند، امری که تلنگری برای جامعه بین المللی محسوب شده و می تواند زمینه خسران گسترده را فراهم نماید .
در چنین شرایطی ناظران بین المللی بر این باورند که استراتژی داعش اکنون از سطح محلی به سطح منطقه ای و بین المللی تغییر یافته و عملا شاهد فعالیت های گاه و بی گاه این گروه در یمن، افغانستان، کویت ، سعودی و حتی فرانسه هستیم که نمود آن را در انفجارهای متعدد این کشورها می توان مشاهده نمود. تعیین نقشه منطقه ای داعش و انتخاب والی برای هر یک از این مناطق در همین زمینه قابل تفسیر است. به هر حال داعش در حال گسترش حوزه نفوذ خود و خروج از "لاک محدود فعالیت"خود به عرصه ای فراگیر است .
از همین رو، میتوان به ضرس قاطع از دوره نوین فعالیت داعش با رویکرد تحرکات جهانی سخن راند؛ موضوعی که زنگهای خطر را برای حامیان آن به صدا درآورده است.
اما از سوی دیگر فقدان تصمیم گیری جهت مقابله با داعش از سوی قدرت های بین المللی و حضور ده ها هزار تروریست اروپایی، آمریکایی، قفقازی، روسی و... در این گروه و تثبیت موقعیت میدانی افراط گرایان در سوریه و عراق عملا فضایی مهیا نموده که ترویست های داعش بر دامنه فعالیت های خویش افزوده و به تلافی آن چه اقدامات غربی ها می نامد، حملاتی فرا منطقه ای انجام دهد.
بنابراین ضرورت دارد که قدرت های منطقه، فرامنطقه ای و نهادهای با نفوذ بین المللی دست در دست یکدیگر زمینه مهار و نابودی این گروه را فراهم آورند.
اتخاذ راهبرد مشترک
بدون تردید یکی از دلایل کلیدی رشد جریان های تروریستی در عراق و سوریه را می توان در فقدان برنامه مشترکی از سوی قدرت های جهانی و منطقه ای جستجو نمود. عدم برنامه و بی تفاوتی رهبران جهانی و منطقه ای فرصت مناسبی جهت توسعه تروریسم در منطقه فراهم نموده است. بی گمان عدم اتخاذ استراتژی واحد برای مهار داعش در آینده ای نه چندان دور موجب بروز بحران هایی فراگیرتر در منطقه و جهان خواهد شد. هم اکنون شماری از تکفیری های آموزش دیده به آسیای مرکزی و قفقاز بازگشته اند. ولادیمیر پوتین چند روز پیش صراحتا اظهار داشت که در 24 ولایت از 35 ولایت افغانستان داعش حضور نظامی دارد، از همین رو و با توجه به مشی رادیکال داعش که زمینه جذب تندروها در این مناطق را فراهم خواهد آورد، روسیه در آینده با بحران تروریستی عظیمی روبرو خواهد شد. در اروپا نیز شاهد آنیم که ده ها هزار مهاجر خاورمیانه ای و آفریقایی تبار در ایتالیا، مجارستان، یونان و... تحت عناوینی هم چون جستجوی امنیت و زندگی بهتر حضور پیدا کرده اند، مهاجرینی که به باور برخی منابع امنیتی شمار کثیری از آن ها تروریست هایی هستند که لا به لای مهاجرین خود را به اروپا رسانده اند، لذا احتمالا اروپا و به ویژه ایتالیا، یونان، بریتانیا و فرانسه بیش از همه در آینده ای نزدیک شاهد وقوع حملات مکرر از سوی تروریست ها خواهند بود.
با توجه به رشد بی اندازه داعش در منطقه، ضرورت دارد که قدرت های بین المللی فارغ از برخی تعارض منافع اشان در پی مقابله با این گروه برآیند. هم اکنون شماری از ناظران بین المللی نسبت به حملات آمریکا علیه داعش به دیده ی تردید می نگرند و این عملیات ها را جدی نمی پندارند. بی گمان قربانیان توسعه داعش، همانند توسعه القاعده در یک دهه پیش تنها محدود به خاورمیانه نخواهد بود و دامان آمریکا و اروپا را نیز خواهد گرفت. جریان های سلفی در منطقه نشان داده اند که ممکن است در مقاطعی جهت رشد خود به ابزاری در دست قدرت های بین المللی تبدیل گردند اما با تثبیت موقعیت اشان به حامیان سابق وفادار نخواهند بود.
امروز در سطح منطقه نیز بیش از هر زمانی شاهد شکاف میان قدرت های خاورمیانه هستیم، مصر، ترکیه و عربستان سعودی با تعارض منافع گسترده ای روبرو هستند. فقدان برنامه ای مشترک برای مهار داعش بیشترین خسارت را از آن قدرت های منطقه ای خواهد نمود. ارائه راه حلی برای آینده سوریه با مشارکت مردم و گروه های سوری، عدم حمایت برخی قدرت های منطقه ای هم چون ترکیه و عربستان از جریان های تکفیری، توجه بیشتر به همگرایی منافع اهل سنت موجود در عراق با شیعیان و پرهیز از طرح موضوعات تفرقه انگیز، آغاز گفتگوهای ملی در لبنان، توقف حملات سعودی به یمن و ایجاد راه حلی یمنی-یمنی می تواند در صدر اولویت های کشورهای منطقه جهت مقابله با بحران تروریسم باشد. البته ارتباط تنگاتنگ آمریکا با عربستان و ترکیه می تواند مانع اصلی جهت توقف حمایت های پیدا و پنهان آنها از داعش باشد .