الوقت- انتشار عمومی نامه طالبان به داعش در افغانستان و صرف نوشتن آن نشان دهنده دغدغه و نگرانی گروه طالبان نسبت به از دست دادن جایگاه و نیروهای تحت امر خود به داعش است. نگارش نامه طالبان به داعش بیانگر این است که اگر از حضور داعش در افغانستان جلوگیری نشود، در آینده شاهد جنگ جدی میان طالبان و داعش را خواهیم بود. در واقع گزارشهای اولیه از حضور داعش در افغانستان و پاكستان بر این نکته تاکید دارد که حاملان پرچمهای سیاه در واقع، همان نیروهای بومی هستند که پیش از این برای طالبان میجنگیدند .
به هر حال طالبان افغانستان، در نامهای سرگشاده به رهبر داعش هشدار داده که گروه داعش نباید در افغانستان صف جدایی از طالبان تشکیل دهد و از داعش خواست با آنان همکاری کنند. تا پیش از انتشار نامه، طالبان همواره حضور داعش در افغانستان را تکذیب میکرد. آنها مدعي بودند كه این توطئه سازمانهای اطلاعاتیِ پاکستان، افغانستان و آمریکاست که خواهان خشونت بار نشان دادن وضعیت افغانستان هستند؛ اما به تدریج برخی از اعضا و سلفیان طالبان که از درون سرکوب، تنبيه يا اخراج شدهاند، تحت عنوان داعش فعالیتهای خود را آغاز کردند. در این راستا ملا اختر منصور معاون ملا محمد عمر، امیر طالبان افغانستان، در نامه به ابوبکر البغدادی این سوال را مطرح کرد که آیا نیروهایی که در افغانستان تحت عنوان داعش فعالیت میکنند، با آنها ارتباط دارد؟ همچنین در بخش دیگری از نامه آمده که داعش نباید با طالبان دست به اقدامات موازی بزند. در واقع تا زمانی که طالبان در حال جهاد علیه اشغالگران است، نباید جبهه ای موازی تشکیل شود. اگر داعش دست به چنین اقدامی بزند، محبوبیت و اعتماد خود را در مناطق تحت تسلط یعنی عراق، سوریه یا مناطق دیگر از دست خواهد داد .
گرچه نامه طالبان لحنی نرم داشته، اما ابوبکر البغدادی در نامهای به ملاعمر با لحنی تند پاسخ داده و حتی کلمه جاهل را برای او استفاده کرده است كه نشان از گسترش فعالیتهای داعش در افغانستان، پاکستان، آسیای مركزي و حتی هند دارد. نگارش چنین نامهای حکایت از نگرانی طالبان دارد. نامه نه چندان قوی و در موضع انفعالی نوشته شده است. طالبان به این نتیجه رسیده که ظاهرا كاركرد خود را براي حاميان غربي و عربياش از دست داده و به همين جهت قدرتهای اصلی با به راه انداختن جنگهایی در سطح منطقه در حال پیاده کردن سناریوی خود هستند. آنها سعی میکنند داعش را جایگزین طالبان در افغانستان کنند. طالبان نیز طی یک سال گذشته برای مقابله با چنین سناریویی، بر شدت حملات خود افزوده و دامنه آن را گسترده داده است. پیام طالبان هم به دولت مرکزی بود تا نشان دهد همچنان دارای قدرت است و هم به داعش که این گروه نمیتواند در افغانستان عرض اندام کند. با چنین رویکردی، طالبان درگیریهایی در شهر کجکی هلمند و شهر یمنگان در استان بدخشان، قندوز و ... داشته و مناطق زیادی از جمله پاسگاهها را از دست نیروهای دولتی خارج کردند.
از سویی دیگر طالبان با نیروهای داعش در نقاط هم مرز با جمهوری اسلامی ایران درگیریهایی داشته و آنها را از این منطقه بیرون کردند. طی گزارشی که طالبان به کنگره خود ارسال کرده، آورده است، گرچه داعش رسما حضور خود در افغانستان را اعلام نکرده، اما حضورش در مراحل ابتدایی بوده و به تدریج در حال جذب نیروست. طالبان معتقد است سازمانهای اطلاعاتی پشت سناریوی حضور داعش در آسیای مركزي، غرب آسيا، افغانستان و پاکستان قرار دارند و داعش نیازی ندارد که نیروهای خود را از عراق و سوریه تامین کند.
برای مثال ملاعبدالرئوف خادم یکی از سران مهم طالبان که مدتی نیز در زندان گوانتانامو بوده و در زمان حاکمیت طالبان، یکی از وزارتخانه ها را برعهده داشت، وهابی شده بود و سپس به داعش پیوست. اما سال گذشته توسط هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی، به همراه پنج نفر دیگر مورد هدف قرار گرفت و کشته شد. همچنین ملاعبدالرحیم مسلم دوست نیز که چند سال در زندان گوانتانامو زندانی بود، پس از آزادی به گروه طالبان پاکستان پیوست که در آنجا عهده دار قضاوت دادگاه طالبان در وزیرستان شمالی بود. او سپس به افغانستان آمده و به جذب و استخدام نیرو برای داعش پرداخت. مولوي عبدالرحیم مسلم دوست خود را عضو شورای علمای داعش معرفي و هفته گذشته جنگ علیه طالبان را اعلام كرده و گفت که طالبان مزدور سازمان اطلاعاتی پاکستان است. چنين افرادي که جذب داعش شدهاند، زياد ديده ميشود.
برای چرایی شکلگیری داعش دو نکته مورد توجه است. نخست آنکه اگر به دوران جهاد افغان ها در زمان حضور شوروی بازگردیم، در آن زمان آمریکا و کشورهای غربی از مجاهدین در قبال شوروی استفاده کردند. اما پس از آن، آنها مجاهدین را به جان یکدیگر انداختند. این اقدام در پی ممانعت از تشکیل حکومت اسلامی در این کشور بود. پس از چند سال کابل آنگونه که توسط درگیریهای مجاهدین با یکدیگر تخریب شد، توسط شوروی تخریب نشده بود. در سال 1995 آمریکا، پاکستان، عربستان و انگليس پدیده طالبان را به وجود آوردند. در همان زمان القاعده نیز شکل گرفته بود. این گروه در مقابل مجاهدین قرار گرفتند. بیش از دو دهه پروژه جنگ داخلی تحت عنوان طالبان پیریزی شد. اما اکنون طالبان به نام کهنهای تبدیل شده که نیاز به تغییر نام دارد. از این رو نام داعش را برای آن برگزیدند. بر این اساس در آینده عدهای به داعش خواهند پیوست؛ عدهای خواهند ماند و عدهای هم به توسعه صلح افغانستان می پیوندند. اما خواست آمریکا و متحدانش در افغانستان، ادامه جنگ و ناامني كنترل شده است.
البته عدهای از نیروهای خارجی از تاجیکها، ازبک، عرب یا چچنیها که از اعضای القاعده یا طالبان در وزیرستان شمالی بودند، اینک به سمت شمال و به مرزهای تاجیکستان و ازبکستان حرکت خواهند کرد. اینک طالبان دیگر آن جاذبه مالی برای ماندن را ندارد. این جاذبه اکنون در اختیار داعش است. بر اساس اظهارات مسئولان افغانستان، داعش درصدد تصرف مناطق زیرزمینی است که دارای ثروت هستند، مانند معادن و سنگهای قیمتی. آنها با استخراج این منابع به کسب درآمد می پردازند.
دوم آنکه طالبان اعلام کرده دیگر برنامه برون مرزی نداشته و فعالیتهای خود را معطوف به داخل افغانستان کرده است. این گروه اعلام کرده که فقط با نیروهای خارجی میجنگند تا حکومت اسلامی متشکل از نمایندگان همه اقوام تشکیل دهد. این استراتژی باب میل آمریکا نبوده و خواهان گسترش جنگ به نام طالبان و القاعده در سرتاسر منطقه و آسیای مركزي است. برنامه نیروهایی که در وزیرستان شمالی به داعش پیوسته اند این است که جنگ را ادامه داده و آن را به کشورهای همسایه افغانستان و آسیای مركزي که حیاط خلوت روسیه و همچنین برخی مناطق مسلمان نشین چین است، انتقال دهند. هدف آمریکا چنین چیزی است، اما طالبان چنین چیزی را نمیخواهد. از این رو باید منتظر تحولات آينده بود. به نظر میرسد آمريكا، انگليس و حتي عربستان سعودي، به دنبال دامن زدن به جنگ میان شیعه و اهل تسنن هستند و جمهوري اسلامي ایران نیز یکی از این اهداف است. حتی ممکن است این گروه از میان منافقانی که در اروپا زندگی میکنند، نیرو جذب کنند تا تهدیدی برای ایران در مرزهای شرقی باشند.
اسماعیل باقری