الوقت- اخیرا بنیامنین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در پیامی به محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگران فلسطین، تاکید کرد: وی آمادگی این را دارد که در یک نشست دو جانبه در سریع ترین زمان ممکن وارد مذاکره شود. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی "nrg " نتانیاهو این پیام را به صورت جداگانه از طریق وزاری خارجه آلمان، کانادا و نیوزلند انتقال داد و گفت: من آماده مذاکره با عباس هستم و از شما ( این سه وزیر خارجه) میخواهم که او را متقاعد کنید که وارد گفتگو شود. این خبری بود که رسانه های صهیونیستی هفته پیش منتشر کردند تا اعلام کنند رژیم صهیونیستی خواستار مذاکره است. این در حالی بود که طی دو هفته گذشته مسئولان اتحادیۀ اروپا، اردن و آلمان خواستار آغاز مذاکرات بین تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی شده بودند.
با نگاهی به دوره های گذشتۀ مذاکرات، به ویژه مذاکرات سال 2013 که تا مارس 2014 به طول انجامید این نکته کاملا آشکار است که همواره این فلسطینی ها بوده اند که خواستار مذاکره با رژیم صهیونیستی بوده اند اما صهیونیست ها تنها در صورتی پا به میان مذاکرات گذاشتند که منافعی بیش از انتظار را به دست آورند. البته حضور آنان در مذاکرات سال 2013 با فشار آمریکایی ها همراه بود چرا که آمریکایی ها تصمیم داشتند تکلیف این پرونده را درسال پایانی دولت اول اوباما به فرجام برسانند. اما با کارشکنی صهیونیست ها آمریکایی ها ناکام ماندند و این روزها به این نکته اشاره می کنند که بعید است در کوتاه مدت به نتیجه ای برسند. حال سؤال این است که با وجود نا امیدی آمریکایی ها از به فرجام رسیدن مذاکرات و نبود میل به مذاکره در تشکیلات خودگردان، صهیونیست ها به دنبال چه هستند که خواستار مذاکره با فلسطینی هایی شده اند که تا کنون با فشار ، آنها پای میز مذاکره می نشستند؟
در این بخش توجه به چند نکته ضروری است:
نخست آنکه با نبود آمریکایی ها که علنا از مذاکرات سازش نا امیدی خود را اعلام کرده اند دیگر اعمال فشار بر صهیونیست ها در مذاکرات سازش امکان پذیر نیست لذا آنها هرگونه که بخواهند می توانند در این مذاکرات عمل کنند و از آزادی عمل برخوردار خواهند بود. ضمن آنکه صهیونیست ها می دانند که محمود عباس با گرفتن چراغ سبز از آمریکایی ها در مذاکرات عمل می کرده است حال با پا پس کشیدن آمریکایی ها از این مذاکرات دیگر تشکیلات خودگردان هم پشتوانه تصمیم گیری اش خودش خواهد بود و با انعطاف فراوانی که تا امروز از آنها در مقابل صهیونیست ها دیده ایم می توان انتظار داشت در صورتی که پای میز مذاکره بیایند امتیازات فراوانی را خواه آشکار و خواه مخفی به صهیونیست ها بدهند. اسنادی که در سال 2011 از سوی شبکۀ الجزیره فاش شد این نکته را تأیید می نماید.
دوم اینکه در حال حاضر منطقه مشغول درگیری های داخلی در نقاط مختلف است و با تبدیل شدن فلسطین به مسئله چندم در کشورهای اسلامی و منطقه، فضای سیاسی منطقه ای برای هر گونه اقدام خاموش در جهت اهداف و منافع صهیونیست ها آماده است.
سوم با توجه به اینکه تشکیلات خودگردان این روزها خود را برای اقدامات بین المللی برای حضور در نهادهای بین المللی تلاش می کند حضور مسئولان تشکیلات خودگردان می تواند وسیله ای باشد که آنها را برای عقب نشینی ولو کوتاه مدت از این اقدامات آماده کند و صهیونیست ها را از فشار های بین المللی مدتی برهاند و چه بسا در فضایی که به نفع آنها توافق یا قراردادی با صهیونیست ها امضا کنند که دست آنها را برای همیشه از اقدام بین المللی کوتاه کند .
اما آنچه در این میان مبهم باقی مانده است اهداف مشخصی است که صهیونیست ها از تقاضا برای مذاکره دنبال می کنند. از یک سو اخبار غیر مستقیمی از مصر است که همگی اشاره دارند به اینکه تلاش هایی برای یک آتش بس دراز مدت با مقاومت و به طور خاص حماس در نوار غزه در جریان است. اگر این موضوع را در کنار تهدیداتی که اخیرا صهیونیست ها علیه مقاومت لبنان بیان کرده اند قرار دهیم شاید این تخمین نا بجا نباشد که صهیونیست ها در تلاش اند تا با آرام کردن فضای داخل فلسطین به موضوعی در خارج از مرزهای فلسطین بیاندیشند. حال این موضوع می تواند جنگ علیه مقاومت در لبنان، سوریه و یا حتی علیه ایران باشد که باید منتظر قرائن و شواهد بیشتری ماند تا هر یک از گمانه های موجود تقویت شده یا به اجرا نزدیک شوند .
نتیجه اینکه به نظر می رسد صهیونیست ها که این روزها با شعله ور تر شدن جنگ های منطقه ای در شرایط نسبتا امن داخلی قرار گرفته است تلاش می کنند با تثبیت این امنیت به مسائلی فراتر از مرزهای فلسطین بیاندیشدند. به ویژه که در روزهای اخیر طی دیداری که یک مسئول عربستانی با یک مقام رژیم صهیونیستی داشته اند برای نخستین بار هر دو طرف بر اشتراک در دشمنی با ایران تأکید کرده اند .
سید محمد جعفر رضوی