الوقت- کنفرانس سالانه هرزلیا 2015 در رژیم صهیونیستی در حالی برگزار می شود که یکی از دغدغه های اصلی سردمداران این رژیم را بحث جمعیت و تغییرات آن در اراضی اشغالی 1948 به خود اختصاص داده تا جایی که دست کم دو نفر از سخنرانان عمده این کنفرانس بخش محوری سخنرانی خود را ذیل این مبحث مطرح نمودند. در این میان می توان به ریوون ریولین رئیس این رژیم و اسحاق هرزوگ رئیس ائتلاف اردوگاه صهیونیستی اشاره کرد.
ریولین که یکی از شخصیت های لیبرال لیکود محسوب می شود و تلاش می کند که مواضعش کمی متفاوت از دیگر اعضای این حزب به نظر برسد، تا پیش از این تلاش داشت که از عبارت تهدید جمعیتی استفاده نکند اما گویی نگرانی از فقدان اکثریت یهودی در جامعه صهیونیستی کار را به جایی رسانده که او نیز رویه معمول خود را به کناری نهاده و از تغییر سیاست های کلان دولت بر اساس تغییرات جمعیتی سخن می گوید. وی عنوان کرده که جامعه صهیونیستی را باید به 4 دسته تقسیم کرد: سکولارهای صهیونیست، ملی گرایان متدین، حریدی ها و عرب ها. وی افزوده که جمعیت این دو دسته اخیر به شدت افزایش یافته و رژیم اسرائیل در حال نزدیک شدن به نقطه ای است که در آن اکثریت واضحی وجود ندارد. در دهه 1990 یک اکثریت واضح صهیونیستی و اقلیت های جمعیتی آشکاری وجود داشت اما هم اکنون اوضاع عوض شده است. در گذشته ارتش به عنوان نهادی مرکزی و محوری در جامعه عمل می کرد اما امروزه حدود نیمی از جامعه در ارتش خدمت نمی کنند .
شایان ذکر است که درباره تقسیم بندی ارائه شده توسط ریولین، باید به چند نکته مهم اشاره کرد و آن اینکه منظور از ملی گرایان متدین، کسانی هستند که به احکام شریعت و اصول ایدئولوژی صهیونیسم پایبندند و در عین حال برخی از ارزش های غربی و دمکراسی را نیز قبول دارند. این عده، تشکیل رژیم جعلی اسرائیل را نقطه آغازی برای رهایی یهودیان می دانند. در همین حال، حریدی ها یا ارتودکس های افراطی به تاثیرگذاری قوانین یهودی بر همه جوانب فردی ایمان دارند و معتقدند که این امر باید هویت و ماهیت رژیم اسرائیل را نیز تحت تاثیر قرار دهد. آنان ایدئولوژی صهیونیسم را سکولار و متناقض با رویکرد خود میدانند. این عده بر خلاف گروه اول معتقدند که وجود یک ملت یهودی فایده ای ندارد مگر اینکه آنان به تورات عمل کنند و برای نجات یهودیان نیز باید تا زمان ظهور مسیح انتظار کشید. جامعه رؤسای حریدی عمدتا از سران مدارس دینی، حاخام ها و حاخام های حسیدی تشکیل می شود. گفتنی است حسیدی ها پیروان جنبش عرفانی اجتماعی یهودی اند که اولین بار در قرن نوزدهم شکل گرفتند. آنها با ایمان به شیوه کابالا در تفسیر کتاب مقدس، شیوه ای خاص دنبال می کنند و معتقدند که در ورای هر کلمه، یک معنا و عبارت نهفته وجود دارد .
چهره شاخص دیگری که درباره بحث جمعیتی رژیم اسرائیل صحبت کرد هرزوگ بود که به عنوان رئیس بزرگترین تشکل اپوزیسیون، هشدار داد تشکیل یک دولت دو ملیتی، رژیم اسرائیل را به خطر خواهد انداخت. به زعم وی هم اکنون 6 میلیون و 100 هزار فلسطینی و 6 میلیون و 500 هزار یهودی، در فاصله رود اردن تا دریای مدیترانه (فلسطین اشغالی) زندگی می کنند و طی یک دهه آینده، عرب ها اکثریت را در این منطقه خواهند داشت و نسبتشان به 52 درصد در برابر 48 درصد خواهد رسید. من نمی خواهم 61 نفر فلسطینی را در کنست ببینم. من نمی خواهم اسرائیل، اسراطین شود .
با این حال حقیقت ماجرا چیست؟ چرا بحث جمعیتی به اولویتی برای سردمداران رژیم صهیونیستی تبدیل شده است؟ در ابتدا باید این نکته را مدنظر قرار داد که نا امن شدن کشورهای پیرامونی یا معارض رژیم اسرائیل و به تحلیل کشاندن قوای جهان اسلام این فرصت را برای صهیونیست ها فراهم کرده تا با فراغ بال بیشتری به اوضاع داخلی خود به ویژه مبارزه با اکثریت عربی ادامه دهند و آن را در راس برنامه های خود قرار دهند .
با وجود آنکه افت شدیدی در نرخ رشد جمعیتی فلسطینی ها پدیدار شده ولی به هرترتیب رشد جمعیتی آنان باز هم اندکی بیشتر از یهودیان است ولی با این حال، بسیاری از کارشناسان اسرائیلی درباره صحت آمار ارائه شده توسط هرزوگ تردید دارند. به عنوان مثال، یورام اتینگر یکی از پژوهشگران صهیونیست عنوان کرده که نرخ زاد و ولد یهودیان در اراضی اشغالی، یکی از بالاترین نرخ ها در میان کشورهای به اصطلاح توسعه یافته و صنعتی است. به گفته وی، 50 سال پیش خانواده های عرب به طور متوسط 6 فرزند داشتند اما اکنون فاصله آنها با خانواده های یهودی کمتر از یک فرزند شده است. از سال 1995 تا کنون نرخ رشد جمعیتی و تولد عرب ها در اراضی اشغالی 1948 ثابت مانده و به عدد 37 هزار رسیده این در حالی است که همین میزان برای یهودیان از 80 هزار و 400 در سال 1995 به 107 هزار نفر در سال 2006 رسیده است .
با توجه به سخنان اتینگر می توان گفت که ترس از رشد جمعیتی عرب ها، تا حد زیادی مبالغه آمیز است زیرا سیاست های نژادپرستانه صهیونیست ها علیه آنان در طول زمان تا حدی به ثمر رسیده و جمعیت فلسطینی ها را به شدت کاهش داده است. این امر در تامین وضعیت سلامت و بهداشت زنان باردار عرب و یهودی قابل مشاهده است همچنین کمبود شدید کودکستان ها و وضعیت نامناسب آموزشی برای آنان و تبعیض در بازار کار، نمونه های دیگری در این راستا به شمار می روند. هنگامی که جمعیت عربی با چنین شرایطی مواجه شده، بنا به شرایط، به کوچک تر کردن حجم خانواده ها روی آورده است اما با این حال رویکرد افزایش جمعیت باز هم در میان آنان وجود دارد و همین باعث خواهد شد که مرزهای سابق درهم شکسته شود .
به همین دلیل به نظر می رسد که نگرانی های ریولین در این زمینه برای حفظ موجودیت این رژیم و تضمین یهودی بودن آن نزدیک تر به واقعیت به نظر می رسد از این رو احتمالا در آینده شاهد شدت گرفتن سیاست های ضد عربی و تلاش بیشتر برای اجباری شدن خدمت سربازی در میان عرب ها خواهیم بود. بیان چنین اظهاراتی نمایانگر افراط گرایی در جامعه صهیونستی علیه عرب هاست و مصرفی جز افزایش و تشدید این رویکرد ندارد. به علاوه این نگرانی ها از آن رو واقعی تر به نظر می رسد که عملا اشتراک نظر یا وجه مشترکی برای گروه های جمعیتی مدنظر ریولین وجود ندارد مگر اینکه سیستم صهیونیستی به طور مصنوعی بتواند آن را ایجاد نماید.
طاهره گودرزی