الوقت- انقلاب مردم یمن در دو عرصه داخلی و خارجی به دگرگونی معادلات سیاسی در این کشور منتهی شد. در عرصه داخلی تشدید پویشهای دموکراسیخواهانه و عدالتطلبانه به منظور بهبود اوضاع اقتصادی و رفع تبعیضات سیاسی و در عرصه روابط خارجی تأکید بر رویکرد استقلالطلبانه و چرخش ایدئولوژیک به سمت مقاومت در منطقه را سبب شد.
از ریاست جمهوری تا استعفای منصور هادی
پس از برگزاری انتخابات 21 فوریه 2012 که از نتایج طرح ابتکاری شورای همکاری خلیج فارس(طرح مصوب در ریاض) بود ، منصور هادی در نبود هیچگونه رقیبی و تحریم انتخابات از سوی دو جریان عمده انقلاب یعنی جنبش انصارالله و حراک جنوب، توانست با 99 درصد آراء به مقام ریاست جمهوری یمن برسد.
با برگزاری این انتخابات و تشکیل کابینه جدید، منصور هادی موظف گردید کمیتهای برای تدوین قانون اساسی جدید تشکیل دهد. قانونی که لازم بود پس از تدوین به همهپرسی گذاشته شود. بر این اساس هادی دستور تشکیل اجلاس گفتگوهای ملی به ریاست عبدالکریم الاریانی را طبق مفاد طرح پیشنهادی شورای همکاری صادر نمود. اما عربستان که از همان ابتدای شکل گیری اعتراضات از رسیدن امواج بیداری اسلامی به مرزهای داخل خود واهمه بسیاری داشت و به تقابل با انقلابیون روی آورده بود، در جریان برگذاری کنفرانسهای گفتگوهای ملی یمن نیز برای جلوگیری از ایفای نقش فعال انصارالله و تأثیرگذاری این جریان بر روند تحولات و نگارش قانون اساسی پس از انقلاب، به دخالت و کارشکنی پرداخت.
با این وجود جنبش انصارالله در طول برگزاری کنفرانس گفتگوی ملی بهانه ای به دست دولت و بیگانگان نداد و در کمیته مقدماتی گفتگوی ملی حضور فعال داشت و نظرات خود را ارائه می کرد.
با پایان جلسات کنفرانس گفتگوی ملی منصور هادی رئیس جمهور یمن در ژانویه 2014 دستور 4 ماده ای تشکیل کمیته تعیین اقالیم را صادر کرد که قرار بود بر اساس آن یمن بوسیله سیستم فدرالی و متشکل از شش اقلیم به صورت چهار اقلیم در شمال و دو اقلیم در جنوب اداره شود که اعلام تقسیم یمن به شش منطقه، با مخالفت مردمی به رهبری انصارالله روبرو شد. این جنبش رای کمیته تعیین اقالیم را خدمت به دولت عربستان و عامل گسترش نفوذ این کشور در امورات یمن اعلام کرد. به عقیده انصارالله یمن فدرالی این فرصت را به عربستان میدهد تا بتواند با استفاده از اختلافات موجود در بین قبایل و احزاب موجود در یمن و با ایجاد تفرقه بین آنها همیشه آنها را تحت سلطه و نفوذ خود قرار دهد.
انصارالله در این برهه توانست قبایل شیعه متحد با حزب کنگره مردمی (حزب حاکم یمن) را با خود همراه کند. بافت بدنه حزب حاکم یمن به گونه ای بود که قبایل زیدی مذهب در آن بسیار بودند. این قبایل با مشاهده نفوذ و توسعه روزافزون جنبش انصارالله که نماینده شیعیان زیدی مذهب است، به این جنبش پیوستند. بدین ترتیب استان های یمن شمالی سابق که اکثر مردم آن از شیعیان زیدی مذهب هستند به جنبش انصارالله پیوستند و این جنبش به یکی از مهمترین و بزرگترین جریان های انقلابی تبدیل شد. علاوه بر قبایل شیعی حتی بسیاری از انقلابیون از سایر گروهها نیز جذب آراء انقلابی، عدالتخواه و استقلالطلبانه انصارالله شدند. با وجود اینکه جریانهایی مانند حزب اصلاح و خاندان الاحمر به مدد حامیان خارجی خود مانند قطر و عربستان سعودی کوشش میکردند تا مانع توسعه قدرت انصارالله شوند، اما این تلاشها ناکام ماند و این جنبش توانست نفوذ خود را به تمام یمن گسترش دهد.
در ژوئیه 2014 اتفاقی رقم خورد که در نهایت و در کمال شگفتی، شالوده تمامی طرحها، برنامهها و اقدامات مخالفان داخلی و خارجی انقلاب، برای کنترل تحولات سیاسی یمن و خارج کردن انصارالله از بطن آن در طول قریب به دو سالی که از انقلاب سال 2011 مردم میگذشت را به طور کلی نابود کرد. این اتفاق زمانی روی داد که دولت ائتلافی منصور هادی که با بحران اقتصادی و نبود منابع مالی مواجه بود تصمیم به کاهش هزینههای جاری دولت از طریق حذف یارانه سوخت را گرفت. اجرایی شدن این تصمیم منجر به افزایش شدید قیمت سوخت و هزینهی حمل و نقل کالا در یمن گردید و در نتیجه اعتراضات به این تصمیم دولت آغاز شد. در آگوست 2014 مردم یمن بعد از دعوت سید عبدالملک در صنعا، صعده و سایر استان ها دست به راهپیمایی میلیونی زدند. معترضین خواستار کاهش قیمت سوخت و سرنگونی دولت بودند. مردم یمن به منظور شرکت در تظاهرات عمومی از بسیاری از شهرها مثل تعز، ریمه، حدیده، بیضاء و ... به سوی پایتخت حرکت کردند. منصور هادی که حاضر به پذیرش خواستههای راهپیمایان نبود، توسط کمیته نمایندگی ریاست جمهوری در مذاکرات با انصارالله طرح مد نظر خود را پبیشنهاد کرد. این طرح که حمایت نیروهای سیاسی حامی دولت و کشورهای همکاری خلیج فارس را برای پایان بخشیدن به بحران سیاسی پیش آمده را به همراه داشت، از سوی معترضان و بویژه انصارالله مورد پذیرش قرار نگرفت.
مقابله خشن نیروهای امنیتی پایتخت با تظاهرات مسالمتآمیز مردم و تیراندازی به سمت آنها، موجبات کشیده شدن اعتراضات به سمت منازعه مسلحانه را فراهم کرد. بدین ترتیب پایتخت یمن به میدان جنگ و خونریزی تبدیل شد. سرانجام در 21 سپتامبر 2014 با تسلط انقلابیون بر مقر فرماندهی کل نیروهای مسلح و ساختمان نخستوزیری و رادیو و تلوزیون در صنعا، منصور هادی تسلیم خواستهی انقلابیون شده و با آنها توافقنامه صلح برای اجرای درخواستهایشان را امضا کرد. طبق این موافقتنامه منصور هادی متعهد میشد با عقبنشینی کمیتههای مردمی از مواضع تصرف شده نظامی و سیاسی خود در پایتخت، پیشنویس قانون اساسی جدید را برای تصویب به پارلمان تحویل دهد. اما دو روز پس از این توافقنامه در اقدامی ناگهانی و هماهنگ منصور هادی، رئیسجمهوری موقت، و خالد بحاح، نخستوزیر یمن، با هدف اعمال فشار بر یمن از سمت خود استعفا دادند. اما انصارالله در واكنش به این اقدام كه دارای ریشه خارجی نیز بود، بیانیه قانون اساسی را صادر كرد كه مطابق آن شورای ریاست جمهوری تشكیل و مجلس نمایندگان یمن نیز منحل شد.
پس از این رویدادها منصور هادی، بلافاصله به عدن در جنوب یمن گریخت و در بیاینهای خود را به عنوان رئیسجمهور یمن معرفی کرد و عدن را که دومین شهر بزرگ یمن محسوب میشد به مقر اصلی دولت موازی تبدیل کرد. در همین راستا کشورهای شورای همکاری نیز در اقدامی هماهنگ و به منظور مشروعیت بخشیدن به دولت مستعفی و فراری منصور هادی و برای تحت فشار قرار دادن انقلابیون، اعلام کردند که سفارتخانههای خود را از صنعا به عدن منتقل خواهند کرد. دولتهای انگلیس و آمریکا نیز سفارتخانههای خود را به عدن انتقال دادند.
تجاوز عربستان به یمن
با طرح ادعای تشکیل دولت موازی در عدن، برنامهریزی برای سرنگون کردن دولت صنعا -که انصارالله محوریت را در آن داشت- ، تشدید شده و جنبهی عملیاتی به خود گرفت. اولین اقدام مخالفان ترور رهبران انصارالله بود. در 18 مارس 2015 «عبدالكریم الخیوانی» عضو جنبش انصارالله و نماینده این جنبش در گفتوگوهای ملی یمن، در خیابانی در صنعا هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
حملات انتحاری به مراکز مختلف شهری در صنعا و دیگر شهرهای یمن افزایش یافت. یکی از این حملات در مسجد الحشحوش و دیگری در مسجد بدر در پایتخت یمن رخ داد. برخی از خبرگزاریها آمار کشتههای این حملات را تا 140 نفر نیز اعلام کردند. القاعده مسئولیت این حملات تروریستی را به عهده گرفت. رهبر انصارالله نیز در واكنش به این انفجارها دستور بسیج عمومی برای آنچه وی برای مقابله با القاعده و اعوان و انصار آن دانست را صادر کرد. ابتدا به سمت شهر تعز، سومین شهر بزرگ یمن، حركت كرده و كنترل كامل این شهر و فرودگاه آنرا در اختیار گرفت. انقلابیون پس از كنترل تعز، به سمت استان لحج در شمال استان عدن و سپس به طرف شهر عدن كه كانون توطئه علیه انصارالله بود و منصور هادی نیز در آنجا حضور داشت، حركت کردند. سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان سعودی نیز طی یک نشست مطبوعاتی با وزیر امور خارجه انگلیس در ریاض اعلام کرد، برای پایان دادن به بحران یمن، جنبش انصارالله باید از نهادهای دولتی عقب نشینی کند. اما با تداوم پیشروی های انقلابیون عربستان به منظور سرکوب انقلابیون و بازگرداندن منصور هادی به قدرت در روز 26 مارس 2015 (4/1/1394) عملیات موسوم به «طوفان قاطع» را علیه یمن آغاز كرد.
تلاشهای عربستان با بکارگیری تمام توان مالی و اعتبار سیاسی خود برای همراه کردن هرچه بیشتر کشورهای عربی در اتحادیه عرب و شورای همکاری برای حضور در ائتلاف نظامی حمله به یمن، نهایتاٌ به کسب موافقت 8 کشور اردن، مصر، سودان، امارات متحده عربی، بحرین، مراکش، کویت و قطر انجامید. شکل گیری این ائتلاف، با باجدهی و وعدهی کمکهای مالی عربستان محقق شد.
ویرانی، قحطی و مرگ ارمغان سعودیها برای یمن
در پی تجاوز نظامی عربستان صدمات و ویرانیهای فراوانی بر کشور یمن وارد شده است. بر اساس گزارشها فقط تا پایان سال نخست جنگ (مارس 2016) جنگندههای ائتلاف بیش از هشت هزار بار شهرها و مناطق مختلف یمن را بمباران کردهاند. زیرساختهای اقتصادی یمن در طول جنگ به یکی از اهداف مهم بمبارانها برای کاهش توان اقتصادی دولت و مجبور کردن آن به پذیرش شکست تبدیل شد. جنگنده های عربستان با حمله به تاسیسات نفتی، اسکله های باری، خانه های کارگران ، وسائل نقلیه، تاسیسات عمومی، مراکز نفتی ولوله های آن را به آتش کشیدند. در حالی که یونیسف از کشته شدن ۱۱۶۳ کودک و زخمی شدن ۱۷۳۰ تن دیگر از مارس ۲۰۱۵ تا سپتامبر 2016 خبر داد، مرکز حقوق و توسعه یمن در 28 مارس 2017 با ارائه گزارشی فاش کرد: شمار قربانیان غیرنظامی تجاوز عربستان به یمن طی دوسال گذشته بیش از 32 هزار و 749 کشته و زخمی است. سازمانهای بینالمللی زنگ خطر را درباره اوضاع انسانی این کشور به صدا درآوردهاند. میلیونها نفر ازساکنان یمن از نبود امنیت غذایی به دلیل طولانی شدن جنگ و محدودیت کمکهای غذایی از مناطق درگیری و از دست دادن شغل و درآمد خود در کنار افزایش قیمت سوخت، مواد غذایی و بحران اقتصادی رنج میبرند. همچنین در اثر تحریمهای گسترده دریایی، هوایی و زمینی متجاوزان و نرسیدن مواد غذایی و دارویی به این کشور امروزه۲۱ میلیون یمنی به کمکهای انسانی نیاز دارند که از این تعداد ۱۰ میلیون تن کودک هستند و دست کم ۱۹ میلیون یمنی به خدمات بهداشت محیط زیست و نظافت عمومی نیاز دارند که نیمی از آنها هم کودک هستند. همچنین کمیته صلیب سرخ در ژوئیه 2017 تعداد مبتلایان به بیماری وبا در یمن را بیش از 200 هزار نفر اعلام کرد که در این گزارش به مرگ 1600 نفر اشاره شد. کودکان که بر اثر جنگ و کمبود مواد غذایی دچار سوتغذیه میشوند بیش از دیگران در معرض خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند به گونهای که یک چهارم مبتلایان به بیماری وبا کودکان اعلام شده اند.
ناکامی متجاوزان و قدرتگیری مقاومت در یمن
اما با وجود تمامی این سختی ها و جنایتهای ضد بشری توسط ائتلاف عربی- غربی در یمن، نیروهای انصارالله نه تنها تضعیف نشدهاند بلکه آنها توانسته اند با دستیابی به فناوری ساخت موشکهای زمین به زمین کوتاه برد ضربات مهمی به پایگاههای عربستان و امارات وارد کرده و تلاف زیادی بر آنها وارد کنند. در یک نمونه اصابت موشک به انبار مهمات پادگان نیروهای ائتلاف در سپتامبر سال 2015 که در استان مارب یمن روی داد، حدود 150 نظامی سعودی و اماراتی کشته شدند. در 2 اکتبر 2016 نیز یگان موشكی ارتش و كمیتههای مردمی یمن اعلام كردند یك ناو جنگی وابسته به ائتلاف عربی- سعودی را در سواحل شهر المخا در استان تعز (جنوب غرب) هدف قرار دادند که در این عملیات 22 تفنگدار دریایی امارات كشته شدند.
در عرصه سیاسی نیز انصارالله موفق شد پس از اتحاد با حزب کنگره مردمی، پارلمان یمن را در سپتامبر 2016 بازگشایی و شورای عالی سیاسی برای اداره امور را تشکیل دهند. این امر که دستاورد بسیار بزرگی برای انصارالله محسوب می شد به شدت از سوی رییس جمهور مستعفی و فراری این کشور و همچنین دولتهای حامی وی بویژه عربستان سعودی مورد مخالفت قرار گرفت. این در حالی است که سعودیها علی رغم متحمل شدن هزینههای فراوان و تلفات زیاد به هیچکدام از اهداف از پیش تعیین شده خود در تجاوز به یمن دست نیافتهاند و امروزه یمن به باتلاقی مهلک و عامل بی اعتباری قدرت عربستان در منطقه و جهان تبدیل شده است.