سؤال: رژیم صهیونیستی برای نخستین بار نسلکشی ارامنه را به رسمیت شناخته است. بسیاری این تصمیم را یک تحول تاریخی و اقدامی اخلاقی میدانند. آیا شما هم با این ارزیابی موافق هستید؟
پاسخ: خیر. من معتقدم اگر این تصمیم صرفاً بر پایه ملاحظات اخلاقی گرفته شده بود، رژیم صهیونیستی باید دههها قبل آن را اتخاذ میکرد. اسناد تاریخی مربوط به نسلکشی ارامنه موضوع تازهای نیست و جامعه ارمنی نیز طی ۷۸ سال گذشته بارها از رژیم صهیونیستی خواسته بود این واقعه را به رسمیت بشناسد، اما تلآویو همواره به دلایل سیاسی از انجام این کار خودداری میکرد.
امروز هم اگرچه رژیم صهیونیستی در متن لایحه از مسئولیت اخلاقی، دفاع از حقیقت تاریخی و مقابله با تحریف تاریخ سخن میگوید، اما به اعتقاد من اینها تنها بخشی از ماجراست. تصمیم اخیر بیش از آنکه یک اقدام اخلاقی باشد، بخشی از یک طراحی ژئوپلیتیکی جدید است که اهداف سیاسی، امنیتی و منطقهای متعددی را دنبال میکند.
سؤال: پس به نظر شما دلیل واقعی این تغییر چیست؟ چرا رژیم صهیونیستی اکنون و نه سالهای قبل چنین تصمیمی گرفته است؟
پاسخ: دقیقاً همین سؤال، مهمترین پرسشی است که باید مطرح شود. اگر رژیم صهیونیستی خود را متعهد به دفاع از قربانیان نسلکشی میداند، چرا طی نزدیک به هشت دهه چنین مسئولیتی را نادیده گرفت؟
برخی معتقدند علت اصلی، تیرگی روابط رژیم صهیونیستی و ترکیه است. از سال ۲۰۲۳ به بعد، رجب طیب اردوغان بارها رژیم صهیونیستی را به ارتکاب نسلکشی علیه فلسطینیان در غزه متهم کرده و روابط دو طرف به شدت تیره شده است. طبیعی است که رژیم صهیونیستی هم بخواهد از موضوع نسلکشی ارامنه به عنوان اهرمی علیه ترکیه استفاده کند.
اما من این توضیح را کافی نمیدانم. اختلاف با ترکیه فقط بخشی از مسئله است. تصمیم اخیر را باید در قالب یک راهبرد منطقهای جدید تحلیل کرد؛ راهبردی که صرفاً به گذشته تاریخی مربوط نیست، بلکه آینده ژئوپلیتیکی منطقه را هدف قرار داده است.
سؤال: منظورتان از این «راهبرد ژئوپلیتیکی جدید» چیست؟
پاسخ: به نظر من رژیم صهیونیستی اکنون در حال بازتعریف جایگاه خود در قفقاز جنوبی است و پرونده نسلکشی ارامنه را به ابزاری برای تحقق اهداف جدیدش تبدیل کرده است.
یکی از مهمترین اهداف، افزایش حضور رژیم صهیونیستی در ارمنستان است. تلآویو تلاش میکند فضای سیاسی لازم را برای ورود سرمایهگذاران و شرکتهای وابسته به خود به پروژههای زیربنایی و راهبردی ارمنستان فراهم کند. این پروژهها صرفاً اقتصادی نیستند، بلکه ابعاد امنیتی و ژئوپلیتیکی هم دارند.
برای نمونه، پروژههایی مانند کریدور TRIPP یا آنچه برخی از آن با عنوان کریدور ترامپ یا زنگزور یاد میکنند، فقط پروژههای حملونقل نیستند. چنین طرحهایی میتوانند آرایش ژئوپلیتیکی منطقه را تغییر دهند و رژیم صهیونیستی نیز به دنبال ایفای نقش فعال در آنهاست.
سؤال: شما در یادداشت خود به ایران نیز اشاره کردهاید. تصمیم اخیر رژیم صهیونیستی چه ارتباطی با ایران دارد؟
پاسخ: از نگاه من، این ارتباط کاملاً مستقیم است. ارمنستان برای رژیم صهیونیستی فقط یک شریک اقتصادی نیست، بلکه یک موقعیت ژئوپلیتیکی ارزشمند در شمال ایران محسوب میشود.
اگر رژیم صهیونیستی بتواند حضور اقتصادی، اطلاعاتی و امنیتی خود را در ارمنستان گسترش دهد، عملاً یک پایگاه مکمل در همسایگی شمالی ایران به دست خواهد آورد. این مسئله میتواند در آینده برای فعالیتهای اطلاعاتی، امنیتی و حتی نظامی مورد استفاده قرار گیرد.
به همین دلیل معتقدم باید این تصمیم را در چارچوب سیاست کلی رژیم صهیونیستی برای ایجاد شبکهای از متحدان پیرامون ایران تحلیل کرد. طی سالهای گذشته رژیم صهیونیستی تلاش کرده همکاریهای امنیتی خود را با کشورهای مختلف منطقه توسعه دهد و اکنون ارمنستان نیز میتواند به یکی از حلقههای این زنجیره تبدیل شود.
سؤال: شما معتقدید این تصمیم علیه ترکیه و جمهوری آذربایجان هم کارکرد دارد؟
پاسخ: بله. پرونده نسلکشی ارامنه برای رژیم صهیونیستی فقط یک موضوع تاریخی نیست، بلکه یک اهرم سیاسی است.
رژیم صهیونیستی با در اختیار داشتن این ابزار، در آینده میتواند هر زمان که لازم بداند بر ترکیه و جمهوری آذربایجان فشار وارد کند. به عبارت دیگر، تلآویو اکنون یک برگ برنده جدید در اختیار گرفته که در مناسبات منطقهای میتواند از آن استفاده کند.
حتی معتقدم این روند ممکن است در آینده به پروژههای بزرگتری منجر شود؛ از جمله مطرح شدن دوباره موضوع «ارمنستان غربی» و سپس ایده «کردستان مستقل». اگر چنین پروژههایی در آینده دنبال شوند، تل آویو تلاش خواهد کرد نقش مؤثری در آنها داشته باشد و از آنها برای تغییر موازنه قدرت در منطقه استفاده کند.
به همین دلیل است که من تصمیم اخیر را صرفاً یک اقدام نمادین یا اخلاقی نمیبینم. این تصمیم بخشی از یک بسته راهبردی گستردهتر است که به آینده قفقاز جنوبی، خاورمیانه و حتی امنیت ایران گره خورده است.
سؤال: شما یکی دیگر از اهداف رژیم صهیونیستی را مدیریت فضای سیاسی و حقوقی پس از جنگ غزه عنوان کردهاید. این دو موضوع چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟
پاسخ: به اعتقاد من، این ارتباط کاملاً روشن است. طی دو سال گذشته، رژیم صهیونیستی بیش از هر زمان دیگری با اتهام ارتکاب نسلکشی علیه فلسطینیان روبهرو بوده است. ترکیه، برخی دولتها و شماری از نهادهای بینالمللی این موضوع را به طور مستمر مطرح کردهاند و همین مسئله به یکی از مهمترین چالشهای سیاسی و حقوقی تلآویو تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، رژیم صهیونیستی با برجسته کردن پرونده نسلکشی ارامنه، تلاش میکند فضای گفتمانی موجود را تغییر دهد. به بیان دیگر، تلآویو میخواهد از یک نسلکشی تاریخی سخن بگوید تا هم خود را مدافع شناسایی و محکومیت نسلکشی معرفی کند و هم توجه افکار عمومی را تا حدی از اتهاماتی که متوجه عملکرد کنونی این رژیم است، منحرف سازد.
از این منظر، تصمیم اخیر فقط پاسخی به ترکیه نیست، بلکه تلاشی برای بازسازی وجهه بینالمللی رژیم صهیونیستی نیز به شمار میرود.
سؤال: شما در یادداشت خود به نقش جوامع ارمنی خارج از ارمنستان نیز اشاره کردهاید. چرا این مسئله برای تل آویو اهمیت دارد؟
پاسخ: زیرا ارامنه تنها در ارمنستان زندگی نمیکنند. میلیونها ارمنی در کشورهای مختلف از جمله آمریکا، روسیه، فرانسه، لبنان، اوکراین و بسیاری از کشورهای دیگر حضور دارند و در برخی از این کشورها از نفوذ سیاسی، اقتصادی و رسانهای قابل توجهی برخوردارند.
تل آویو به خوبی از این ظرفیت آگاه است. به همین دلیل تصور میکنم تلآویو امیدوار است با به رسمیت شناختن نسلکشی ارامنه، اعتماد بخشی از این جوامع را جلب کند و از ظرفیت آنان برای پیشبرد اهداف سیاسی و دیپلماتیک خود بهره ببرد.
به ویژه در کشورهایی مانند آمریکا، فرانسه و روسیه، جامعه ارمنی از انسجام بالایی برخوردار است و میتواند بر تصمیمگیریهای سیاسی اثرگذار باشد. طبیعی است که رژیم رژیم صهیونیستی نیز بخواهد از این ظرفیت به نفع خود استفاده کند.
سؤال: آیا این موضوع میتواند بر سیاست داخلی آمریکا نیز اثر بگذارد؟
پاسخ: بله، به نظر من یکی از ابعاد مهم این تصمیم دقیقاً به آمریکا مربوط میشود.
جامعه ارمنی آمریکا طی دهههای گذشته توانسته است در بسیاری از پروندههای مرتبط با ارمنستان و قفقاز جنوبی بر کنگره آمریکا اثرگذار باشد. از سوی دیگر، لابی رژیم صهیونیستی نیز همواره یکی از بازیگران مهم فضای سیاسی واشنگتن بوده است.
به اعتقاد من، رژیم صهیونیستی امیدوار است با این تصمیم بتواند روابط خود را با نمایندگان نزدیک به جامعه ارمنی تقویت کند و ائتلافهای سیاسی تازهای در کنگره ایجاد کند. چنین ائتلافی میتواند در آینده برای تلآویو سرمایه سیاسی ارزشمندی باشد؛ بهویژه در شرایطی که سیاست آمریکا در قبال خاورمیانه و قفقاز با تحولات جدیدی روبهرو شده است.
سؤال: شما همچنین به پیامدهای حقوقی این تصمیم اشاره کردهاید. آیا به رسمیت شناختن نسلکشی ارامنه میتواند آثار حقوقی نیز داشته باشد؟
پاسخ: در شرایط فعلی، خیر. این تصمیم به تنهایی سازوکار حقوقی تازهای در نظام بینالملل ایجاد نمیکند و از این جهت تفاوت چندانی با اقداماتی که پیشتر کشورهایی مانند آمریکا یا فرانسه انجام دادهاند، ندارد.
اما این به معنای بیاهمیت بودن آن نیست. چنین تصمیمی میتواند در آینده به عنوان یک سابقه سیاسی و حقوقی مورد استناد قرار گیرد و زمینه را برای طرح برخی دعاوی درباره اموال، غرامتها یا سایر مطالبات تاریخی فراهم کند.
بنابراین، هرچند امروز این اقدام بیشتر جنبه نمادین دارد، اما ممکن است در آینده آثار حقوقی گستردهتری نیز پیدا کند.
سؤال: در بخش دیگری از تحلیل خود، از آنچه «جنبه پنهان» این پرونده مینامید سخن گفتهاید. منظورتان چیست؟
پاسخ: منظور من این است که در بررسی نسلکشی ارامنه معمولاً درباره برخی ابعاد تاریخی کمتر صحبت میشود.
من معتقدم بسیاری از رهبران جریان «ترکهای جوان» که مسئول اجرای نسلکشی ارامنه شناخته میشوند، به گروهی موسوم به «دونمه» تعلق داشتند.
اصطلاح «دونمه» در جامعه عثمانی به یهودیانی اطلاق میشد که ظاهراً به اسلام گرویده بودند، اما هویت یهودی خود را حفظ کرده بودند. این گروه با سایر مسلمانان تازهمسلمان شده تفاوت داشت و در ساختار سیاسی امپراتوری عثمانی نیز نفوذ قابل توجهی پیدا کرده بود.
سؤال: بر چه اساسی چنین ادعایی را مطرح میکنید؟
پاسخ: من در این زمینه به برخی منابع تاریخی استناد کردهام. بر اساس این منابع، شماری از چهرههای برجسته دولت «ترکهای جوان» و رهبران «اتحاد و ترقی» از همین طیف بودند.
برای نمونه، نام افرادی مانند طلعت پاشا، جاوید، بهاءالدین شاکر، امانوئل کاراسو و مویز کوهن ـ که با نام «آلپ تکین» نیز شناخته میشود ـ در این زمینه مطرح شده است.
بر اساس این روایتها، این افراد در شکلگیری ایدئولوژی پانترکیسم و هدایت سیاستهای دولت عثمانی نقش مهمی ایفا کردند و توانستند با استفاده از نفوذ خود، این ایدئولوژی را با گرایشهای افراطی تلفیق کنند.
از نگاه من، همین جریان در رخدادهایی مانند کشتار آدانا در سال ۱۹۰۹، نسلکشی ارامنه در سال ۱۹۱۵ و همچنین وقایع سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۳ در مناطقی مانند باکو، گنزک و شوشی نقش مهمی داشته است.
سؤال: شما حتی از همکاری برخی شخصیتهای مشهور یهودی با ترکهای جوان نیز نام بردهاید. چرا این موضوع را مهم میدانید؟
پاسخ: زیرا معتقدم این بخش از تاریخ کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
برای مثال، در برخی منابع آمده است که لئون تروتسکی در فاصله سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۴ در ترکیه حضور داشت و با برخی نشریات نزدیک به ترکهای جوان همکاری میکرد.
همچنین از ایزرائیل لازارویچ گلفاند، معروف به «پارووس»، به عنوان یکی از مشاوران دولت ترکهای جوان نام برده شده است. در همین چارچوب، نام افرادی مانند ولادیمیر ژابوتینسکی و امانوئل کاراسو نیز در برخی فعالیتهای رسانهای و سیاسی آن دوره مطرح میشود.
من معتقدم این بخش از تاریخ کمتر مورد بررسی قرار گرفته و برای فهم ریشههای برخی تحولات بعدی اهمیت دارد. البته هدف من از طرح این مباحث، تأکید بر این نکته است که تصمیم امروز رژیم صهیونیستی را نباید صرفاً در چارچوب یک اقدام نمادین تحلیل کرد، بلکه باید آن را در بستری از تحولات تاریخی، سیاسی و ژئوپلیتیکی گستردهتر مورد بررسی قرار داد.
سؤال: در بخش پایانی تحلیل خود به وضعیت ارامنه در داخل رژیم صهیونیستی اشاره کردهاید. اگر رژیم صهیونیستی امروز از ضرورت به رسمیت شناختن نسلکشی ارامنه سخن میگوید، چرا معتقدید همچنان مشکلات جدی برای این جامعه وجود دارد؟
پاسخ: دقیقاً به همین دلیل است که میگویم نباید صرفاً به بیانیههای سیاسی توجه کرد، بلکه باید عملکرد عملی را نیز مورد ارزیابی قرار داد.
اگر امروز دولت رژیم صهیونیستی از مسئولیت اخلاقی در قبال ملت ارمنی سخن میگوید، این سؤال مطرح میشود که وضعیت ارامنهای که هماکنون در سرزمینهای اشغالی زندگی میکنند چگونه است؟
به اعتقاد من، بخشی از جامعه ارمنی همچنان با مشکلات جدی روبهرو است و میان مواضع رسمی دولت رژیم صهیونیستی و واقعیتهای میدانی فاصله قابل توجهی وجود دارد.
سؤال: منظورتان از این مشکلات چیست؟
پاسخ: طی سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره رفتار برخی گروههای یهودی افراطی با مسیحیان و بهویژه جامعه ارمنی بیتالمقدس منتشر شده است.
منظور من همه جامعه رژیم صهیونیستی نیست. صحبت از جریانهای فوقارتدوکس و ملیگرای افراطی است که بارها رفتارهای خصمانهای علیه ارامنه و دیگر مسیحیان انجام دادهاند.
بر اساس گزارشهایی که سازمانهای حقوق بشری منتشر کردهاند، بخش قابل توجهی از حوادث ضد مسیحیان در شهر قدیمی بیتالمقدس در محله ارمنیها رخ میدهد.
روحانیون ارمنی نیز بارها از عملکرد پلیس رژیم صهیونیستی انتقاد کردهاند و معتقدند برخورد مؤثری با عاملان این اقدامات صورت نمیگیرد.
سؤال: این انتقادها بیشتر متوجه عملکرد پلیس است یا خود دولت رژیم صهیونیستی؟
پاسخ: بیشتر متوجه نحوه اجرای قانون است.
منتقدان میگویند پلیس رژیم صهیونیستی در بسیاری از موارد این پروندهها را به عنوان «جرایم ناشی از نفرت» ثبت نمیکند و آنها را صرفاً تخلفات عادی یا اخلال در نظم عمومی تلقی میکند.
در نتیجه، با وجود آنکه صدها مورد حادثه مستند شده، تعداد پروندههایی که به پیگرد قضایی جدی منتهی شدهاند بسیار اندک است.
همین مسئله باعث شده جامعه ارمنی احساس کند حمایت حقوقی لازم از آن صورت نمیگیرد.
سؤال: شما به چند نمونه از این حوادث نیز اشاره کردهاید. مهمترین آنها چه بوده است؟
پاسخ: موارد مختلفی گزارش شده است؛ از توهین به روحانیون مسیحی گرفته تا تعرض به اماکن مذهبی و اختلاف بر سر مالکیت برخی اراضی متعلق به جامعه ارمنی.
همچنین گزارشهایی درباره رفتارهای توهینآمیز برخی افراد افراطی علیه ساکنان محله ارمنینشین منتشر شده است.
یکی از مواردی که بازتاب زیادی پیدا کرد، حادثهای بود که گفته میشود در ماه مه ۲۰۲۶ رخ داده است. بر اساس این گزارشها، تصاویر دوربینهای مداربسته فردی را در حال انجام رفتارهای هتاکانه در محله ارمنینشین ثبت کردهاند؛ اقدامی که جامعه ارمنی آن را مصداق هتک حرمت و نفرتپراکنی تلقی کرد.
علاوه بر این، فعالان ارمنی پیش از این نیز بارها گزارشهایی درباره رفتارهای مشابه در اطراف صومعه سنت جیمز و دیگر اماکن متعلق به جامعه ارمنی منتشر کرده بودند.
آنها میگویند این موارد بارها به پلیس گزارش شده، اما پیگیری مؤثری صورت نگرفته است.
سؤال: به نظر شما، این وضعیت چه تأثیری بر نگاه جامعه ارمنی به تصمیم اخیر رژیم صهیونیستی دارد؟
پاسخ: طبیعی است که بسیاری از ارامنه تنها به تصویب یک لایحه اکتفا نکنند.
از نگاه آنان، اگر رژیم صهیونیستی واقعاً در موضع خود صادق است، باید این تغییر رویکرد را در عمل نیز نشان دهد.
به همین دلیل است که جوامع ارمنی در کشورهای مختلف، علاوه بر استقبال محتاطانه از این تصمیم، مطالبات مشخصی را نیز مطرح کردهاند.
سؤال: مهمترین این مطالبات چیست؟
پاسخ: مطالبه مهم جلوگیری از آن چیزی است که فعالان ارمنی «توسعهطلبی» در محله ارمنیهای بیتالمقدس مینامند.
آنها معتقدند پروژههای عمرانی صهیونیستها، مالکیت تاریخی ارامنه بر بخشهایی از این محله، از جمله محدوده معروف به «باغ گاو»، را تهدید میکند.
از نگاه آنان، اگر رژیم صهیونیستی واقعاً خود را حامی ملت ارمنی میداند، باید این اختلافات را نیز به شکلی عادلانه حلوفصل کند و از توسعه طلبی در محلات ارمنی نشین خودداری کند.
سؤال: شما به موضوع جمهوری آذربایجان نیز اشاره کردهاید. این موضوع چه ارتباطی با تصمیم اخیر رژیم صهیونیستی دارد؟
پاسخ: یکی دیگر از مطالبات اصلی جوامع ارمنی، توقف صادرات تسلیحات و همکاریهای نظامی رژیم صهیونیستی با جمهوری آذربایجان است.
بسیاری از ارامنه معتقدند رژیم صهیونیستی طی سالهای گذشته یکی از مهمترین تأمینکنندگان تجهیزات نظامی باکو بوده است.
از دید آنان، این همکاریها در جنگ سال ۲۰۲۰ و همچنین تحولات بعدی قرهباغ نقش مؤثری داشته است.
به همین دلیل میگویند اگر رژیم صهیونیستی واقعاً در سیاست خود نسبت به ارامنه تجدیدنظر کرده است، باید این رویکرد را در حوزه همکاریهای نظامی نیز نشان دهد.
حتی برخی از این گروهها خواهان آن هستند که ایالات متحده نیز محدودیتهای مشابهی در زمینه همکاریهای نظامی با جمهوری آذربایجان اعمال کند.
سؤال: در نهایت، اگر بخواهید همه این مباحث را در یک جمله جمعبندی کنید، هدف اصلی رژیم صهیونیستی از به رسمیت شناختن نسلکشی ارامنه چیست؟
پاسخ: به اعتقاد من، این تصمیم را نباید صرفاً یک اقدام اخلاقی یا تاریخی دانست.
زمانبندی این تصمیم، تحولات روابط رژیم صهیونیستی با ترکیه، تلاش برای گسترش نفوذ در ارمنستان، ملاحظات امنیتی مرتبط با ایران، تلاش برای مدیریت پیامدهای جنگ غزه، جلب حمایت جوامع ارمنی و همچنین محاسبات مربوط به سیاست داخلی آمریکا، همگی نشان میدهند که این اقدام بخشی از یک راهبرد ژئوپلیتیکی گستردهتر است.
به همین دلیل، قضاوت نهایی را نباید بر اساس تصویب یک لایحه انجام داد، بلکه باید دید رژیم صهیونیستی در عمل چه مسیری را دنبال میکند.
اگر این تصمیم صرفاً به یک بیانیه سیاسی محدود بماند، نمیتوان آن را نشانه تغییر واقعی سیاست رژیم صهیونیستی دانست. اما اگر در ادامه، رفتار این رژیم در قبال جامعه ارمنی، اختلافات موجود در بیتالمقدس، همکاریهای نظامی با جمهوری آذربایجان و سیاستهای منطقهای آن دچار تغییر شود، آنگاه میتوان ارزیابی دقیقتری از اهداف واقعی این تصمیم ارائه کرد.
