الوقت- درگیریهای نظامی روزهای شنبه و یکشنبه، ۶ و ۷ خرداد ۱۴۰۵، در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز را نباید صرفاً وقایعی مقطعی و ناشی از نقض آتشبس دانست. این رویدادها بخشی از یک مواجهه تمامعیار برای تثبیت معادلهای مهم و تعیینکننده در مورد وضعیت حقوقی آینده عبور و مرور در تنگه هرمز، سرنوشت جنگ و نظام امنیتی منطقه محسوب میشوند. بازخوانی توالی اخبار نشان میدهد که جدال اصلی بر سر تفاوت نگاه تهران و واشنگتن به یکی از مهمترین بندهای تفاهمنامه، یعنی مکانیسم بازگشایی تنگه هرمز در مدت ۶۰ روزه تا رسیدن به توافق نهایی، است.
توالی رویدادها (بر اساس اخبار منتشر شده(
۱. جرقه اولیه و حمله به کشتی «اور لاولی»
جرقه اولیه ماجرا کاملا روشن نیست. اواخر هفته گذشته رسانه ها از هدفگیری یک فروند کشتی تجاری سنگاپوری به اسم «اور لاولی» هنگام عبور از تنگه هرمز طی یک حمله پهپادی خبر دادند. این حمله به پل فرماندهی کشتی آسیب وارد کرد، اما به گفته مقامهای دریایی، تلفات جانی در پی نداشت. با همین بهانه سنتکام اهدافی را در سواحل دریایی ایران مورد حمله قرار داد.
۲. حمله به نفتکش «کیکو» و واکنش ایران
پس از آن سنتکام از هدف قرار گرفتن یک نفتکش تحت عنوان کیکو خبر دادند اما سپاه پاسداران عملیات تلافی جویانه علیه پایگاه دریایی آمریکا در بحرین را تأیید کرد و هشدار داد که هر حمله مجدد آمریکا را با پاسخی دردناکتر پاسخ میدهد..
۳. گسترش درگیریها در روز یکشنبه
موج دیگری از درگیریها بامداد روز یکشنبه روی داد. ایران این بار علاوه بر پایگاه دریایی بحرین، پایگاه علیالسالم در کویت را نیز مورد حمله قرار داد. در مقابل، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که در پاسخ به حملات ایران، زیرساختهای نظارتی نظامی ایران، سامانههای ارتباطی، مواضع پدافند هوایی، انبارهای پهپاد و توانمندیهای مینگذاری دریایی را هدف قرار داده است.
اهمیت راهبردی درگیریها
موقعیت مکانی کشتی های مورد اصابت قرار گرفته کلید رمز ماجرا است: سواحل عمان در امتداد تنگه هرمز.
ان همان مسیری است که ارتش آمریکا پیشتر و در دوران جنگ 40 روزه به دنبال گشودن آن با اهرم نظامی بود. ترامپ در دوران جنگ 40 روزه با ارائه طرحی تحت عنوان «مسیر طلایی» کوشید از طریق اسکورت نظامی کشتیها مسیر تنگه هرمز را، که به دستور سپاه پاسداران بسته اعلام شد، بر روی نفتکشها باز کند تا از فشار سنگین بر روی بازارهای انرژی بکاهد و روند صعودی قیمتها که به اقتصاد جهانی آسیب وارد کرده بود را متوقف کند. با این حال او در انجام این مهم شکست خورد و در نهایت به زعم بسیاری از تحلیلگران مجبور شد برای بازگشایی تنگه و حل بحران انرژی امتیازات مورد انتظار تهران را بپذیرد و مسیر مذاکرات اسلام آباد را در پیش گیرد.
این رویارویی در دوران آتشبس ۶۰ روزه، به شکل جدیدی از تقابل درباره مکانیسم تردد کشتیها ادامه یافته است.
- روایت ایران: ایران معتقد است که اگرچه شرایط بازگشایی تنگه هرمز برای عبور و مرور آزادانه کشتی ها را فراهم کرده اما مدیریت این تنگه کاملا در اختیار تهران است و تمامی کشتیها باید از مسیر تعیین شده و دستورالعملهای ایران برای تردد ایمن و غیرتهدیدآمیز تبعیت کنند.
- روایت آمریکا: آمریکا به دنبال آن است که از شرایط آتشبس استفاده کرده و کریدور جایگزین و مسیر موازی تحت کنترل خود را تثبیت کند.
اهمیت این معادله در تعیین شرایط عبور و مرور از تنگه هرمز پس از مهلت دو ماهه آتشبس بسیار تعیینکننده خواهد بود.
ایران بر رویکرد خود برای تعیین رژیم جدید حقوقی خلیج فارس و دریافت عوارض یا هزینههای بیمه و خدمات امنیتی و زیستمحیطی اصرار دارد، در حالی که آمریکا به شدت با این موضوع مخالف است و خواستار بازگشت وضعیت تردد به دوران پیش از جنگ است. سرنوشت این کشمکش میتواند نشان دهد که تفسیر و خواسته کدام طرف به کرسی خواهد نشست و حتی میتوان گفت که پیروز نهایی جنگ را این موضوع مشخص خواهد کرد.
حتی این سناریو نیز مطرح است که اگر آمریکا طبق معمول گذشته با آرام سازی بازار نفت و عبور از شرایط جام جهانی و پر کردن ذراتخانه پدافندی رژیم صهیونیستی مجدداً سودای خیانت به میز مذاکره را در سر پروراند، اگر در این دوران راه و چاه برقراری مسیر موازی را در تنگه هرمز بیابد عملاً بخشی از توان بازدارندگی ایران از دست میرود.
بنابراین هرگونه درگیری، حمله به کشتیها یا عملیات نظامی محدود در این منطقه را باید در چارچوب این رقابت راهبردی تفسیر کرد؛ رقابتی که نتیجه آن نه تنها بر سرنوشت مذاکرات جاری، بلکه بر آینده موازنه قدرت در خلیج فارس، امنیت انرژی جهان و حتی احتمال وقوع یا جلوگیری از دور جدیدی از جنگ در منطقه تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.
