الوقت -پس از کشوقوسهای فراوان بالاخره روز جمعه دور دیگری از مذاکرات غیرمستقیم هستهای میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در عمان برگزار شد. مذاکرهکنندگان ارشد دو طرف بدون ذکر جزئیات رایزنیها و رد و بدل کردن پیشنهادت احتمالی مسقط را برای مشورتهای بیشتر و ارزیابیهای دقیقتر به مقصدپایتختهایشان ترک کردند. با این حال این مذاکرات در حالی در این مرحله پایان یافت که با لشگرکشی نظامی آمریکا به منطقه سطح تنش در خلیج فارس به حد کمسابقهای رسیده و کارشناسان از خطر بیثباتی گسترده ناشی از شکست احتمالی مذاکرات سخن میگویند. در چنین شرایطی با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع الوقت به گفتگو با دکتر احمد زارعان - کارشناس مسائل منطقه و مدیر اندیشکده اندیشه سازان نور پرداخته است که به شرح زیر میباشد.
مذاکرات در چه فضایی شکل گرفت و چرا محل مذاکرات در لحظه آخر از ترکیه به عمان انتقال یافت؟
با توجه به لشکرکشی آمریکا در منطقه و تهدیداتی که آمریکایی ها علیه ایران دارند و مدعی هستند که گزینه نظامی روی میز است و پس از آن مواضع روشن مقام معظم رهبری درباره این که اگر جنگی رخ دهد کلیت منطقه را درگیر خواهد کرد، کشورهای منطقه به این فکر افتادند که از طریق ایجاد یک سازوکار مذاکره مانع از بروز جنگ میان ایران و آمریکا شوند، چون از یک سو این کشورها توان و جرات نه گفتن به آمریکا ندارند و اگر آمریکا بخواهد اقدامی علیه ایران انجام دهد، از فضا و مرزهای برخی کشورهای منطقه استفاده خواهد کرد و از سوی دیگر این کشورها می دانند که در این جنگ به شدت آسیب پذیر خواهند بود و اقتصاد و امنیت شان دچار آسیب خواهد شد.
البته ایران در جنگ منطقهای بدنبال نقض حاکمیت کشورهای دیگر نیست، اما به صورت طبیعی ایران در صورت وقوع جنگ از هر خاک و فضایی که مورد حمله قرار گیرد، در همان فضا و منطقه به نیروی متجاوز پاسخ خواهد داد و لذا در هر جنگ احتمالی در منطقه، کشورهای منطقه به ناچار فضای خود را در اختیار آمریکا قرار خواهند داد. از این رو کشورهای منطقه از چند هفته گذشته بدنبال این بودهاند که فضای مذاکراتی را میان آمریکا و ایران شکل دهند.
چگونه چارچوب مذاکراتی تهران-واشنگتن تغییر کرد؟
در ابتدای اعلام برنامه ریزی برای مذاکره میان ایران و آمریکا، ترکیه به عنوان محل مذاکرات اعلام شد و قرار بود که نمایندگان برخی کشورهای منطقه نیز در این مذاکرات شرکت کنند. طبیعی است که ایران به عنوان یک طرف مذاکره برای آن که بتواند فضای حاکم بر مذاکرات را مدیریت کند درباره مکان مذاکره و حضور کشورهای دیگر ملاحظاتی خواهد داشت و عمان به دلیل روابط دوستانه میان دو کشور و این که عمان در گذشته نیز پذیرای مذاکرات میان واشنگتن و تهران بوده و روابطی نیز با تل آویو ندارد، به عنوان محل مذاکرات از سوی ایران انتخاب شد.
نکته بعد پیشنهاد حضور نمایندگانی از ترکیه، مصر و عربستان بود، که حضور این کشورها کمکی به پیشبرد مذاکرات نمیکرد و افزایش تیمهای مذاکره کننده باعث میشد تمرکز هیأت ایران بر موضوعات موردنظر خود کاهش پیدا کند و یا باعث شود که طرفهای سوم نیز بخواهند موضوعات دیگری را وارد مذاکرات کنند. بنابراین شرط دوم ایران این بود که مذاکره محدود به مذاکرات میان ایران و آمریکا با میانجی گری عمان باشد.
و موضوع سوم که شرط ایران برای این مذاکرات بود، این بود که موضوع مذاکرات محدود به مسئله هستهای باشد و موضوعات دیگری مانند موشکی، منطقهای و یا حتی مسائل داخلی ایران وارد نشود. البته طرف آمریکایی اول اعلام کرد که باید موضوعات گفتگو به سایر مسائل تسری داده شود، اما در نهایت طرف آمریکایی کوتاه آمد و فضای مذاکرات براساس آن چه ایران میخواست شکل گرفت و مذاکره به صورت سه جانبه با نقش وساطت عمان و محدود به مسئله هستهای شکل گرفت.
چرا چند ساعت مانده به شروع مذاکرات مقامات کاخ سفید مجدداٌ موضوع ضرورت توافق جامع را پیش کشیدند؟ آیا این مواضع مصرف داخلی دارد یا هدف دیگری را دنبال میکنند؟
برای آمریکا مذاکراتی مطلوب است که گسترده باشد و ایران در همه موضوعات امتیازات چشمگیری بدهد. هدفی که در رسانهها نیز از طرف دولتمردان آمریکایی بارها مطرح و تکرار شده است، اما آن چه در عمل اتفاق افتاد و شورای عالی امنیت ملی ایران هم اعلام کرده، مذاکرات صرفا در موضوع هستهای بوده است، چون اگر قرار باشد امتیازی رد و بدل شود، لازم است که آمریکا حق غنی سازی هستهای ایران را به رسمیت بشناسد و ایران نیز در سایر موضوعات می تواند انعطاف از خود نشان دهد و در قبال نظارت آژانس بین المللی انرژی هستهای، اقدامات اطمینان بخش انجام دهد.
آمریکا طی چند هفته گذشته یک جنگ رسانهای علیه ایران درباره لزوم مذاکره درباره سایر موضوعات غیرهستهای آغاز کرده، اما وقتی تیم مذاکرات ایران هیچ موضوعی جز هستهای را نپذیرد، به صورت طبیعی سایر موضوعات مورد مذاکره و چانه زنی قرار نمیگیرد و این رویه چه در گذشته و چه در آینده تکرار خواهد شد. در عین حال تاکید بر گسترش موضوعات در مذاکرات، فضاسازی آمریکاییها است تا بر فضای مذاکرات تاثیر گذارند. طبیعی است که جمهوری اسلامی در موضوعاتی که مرتبط با امنیت و منافع حیاتی ایران است، کوتاه نخواهد آمد و مسئله موشکی نیز پیوند ناگستنی با امنیت ملی ایران دارد.
در مسئله منطقه نیز ایران بارها اعلام کرده که گروههای مقاومت با اراده خودشان فعالیت میکنند و جمهوری اسلامی ایران هیچگاه محرک این گروهها نبوده است، هرچند اگر این گروهها درخواست کمک از ایران داشته باشند، ایران به آنها کمک خواهد کرد، اما گروههای مقاومت خودشان تصمیم میگیرند که در موضوعات منطقه چه رفتاری داشته باشند.
درباره موضوعات داخلی نیز که اساسا مذاکره پذیرفتنی نیست.
لذا مذاکرات صرفا بر موضوع هستهای است، هرچند آمریکاییها از نظر رسانهای تلاش دارند تا مذاکرات را گسترده تر از مسئله هستهای نشان دهند.
همچنین ما شاهد تفاوت مبنایی میان انتظار آمریکاییها و صهیونیستها از مذاکره با ایران هستیم. برای آمریکاییها مسئله هستهای در مذاکره با ایران مهم است و برای رژیم صهیونیستی موضوع موشکی مهم است. تل آویو تلاش دارد تا از تحولات داخلی ایران برای اعمال فشار بر ایران استفاده کنند و در این شرایط آمریکاییها در فضای رسانهای ادعا میکنند که درباره موضوعات فراتر از هستهای مذاکره میکنند.
با توجه به تجربه دور گذشته مذاکرات و خیانت طرف آمریکایی، آیا واشنگتن اراده واقعی برای توافق عادلانه و کنار گذاشتن رویکرد دشمنی علیه ملت ایران را دارد؟
آمریکاییها یک آرزوی دور و دراز درباره ایران دارند و تا این آرزو محقق نشود، دست از سر ایران برنخواهند داشت. آرزوی آمریکا این است که شرایط ایران به شرایط قبل از 1357 برگردد و همه تلاش آنها در 47 سال گذشته روی این هدف بوده است. اما میان آرزو و واقعیت فاصله زیادی است و آمریکاییها تا کنون نتوانستهاند به اهداف خود درباره ایران برسند. لذا واشنگتن از ابزارهای مختلف مانند تهدید نظامی، تحریم و مذاکره استقاده میکنند تا به اهداف خود دست یابند.
با توجه به این که آمریکاییها در مذاکرات شرایطی مطرح میکنند که از سوی هیچ دولت مستقلی پذیرفته نمیشود، لذا نتیجه مذاکرات از پیش تعیین شده است. به عنوان نمونه آمریکاییها در مذاکرات هستهای خواهان این هستند که ایران به طور کامل دست از تکنولوژی هستهای خود بردارد، به فرض این که ایران هم چنین شرطی را بپذیرد(که البته هیچگاه نخواهد پذیرفت)، گام بعدی آمریکا این است که ایران را از پروژه موشکی دور کنند و گام بعدی نیز این خواهد بود که ایران پروژه منطقهای خود را کنار بزند. لذا واشنگتن گام به گام به دنبال کاهش قدرت ایران است، اما ایران هیچگاه چنین شروطی را نخواهد پذیرفت. لذا روند و رفتار آمریکا این گونه نیست که وقتی وارد مذاکره شدند در صورت نتایج مثبت در مذاکره، رفتار خود را عادی کنند، بلکه مذاکره برای آمریکا بخشی از پروژه برای تضعیف مرحله به مرحله ایران و تبدیل ایران به یک کشور ضعیف در منطقه و بازگرداندن ایران به مدار خود مانند دوران قبل از انقلاب است. لذا مذاکرات اقدامات تاکتیکی است و آمریکا نگاه اصولی به مذاکره ندارد، بلکه مذاکره را ابزاری برای اهداف خود در راستای تضعیف ایران و تامین منافع خود میداند.
ارزیابی شما از چشمانداز مذاکرات چیست؟
به طور کلی باید در نظر داشت که نمی توان به مذاکرات با آمریکا خوش ین بود، به چند دلیل:
اول این که آمریکاییها در این مذاکرات انتظارات و امتیازاتی را می خواهند که ایران با آن موافقت نخواهد کرد، چون آمریکا از ایران می خواهد که توان و سرمایه گذاری هستهای خود را کنار گذارد و مسیر آمریکا را دنبال کند. پس به دلیل شکاف بین انتظارات ایران و آمریکا نمی توان به نتایج مذاکرات خوش بین بود.
دوم این که آمریکایی ها در این مذاکرات طرف مستقل نیستند و اگر آمریکا مستقل بود شاید با ایران وارد تعامل و بده و بستان میشدند، اما اکنون آمریکاییها به نیابت از رژیم صهیونیستی در این مذاکرات شرکت میکنند. در واقع رژیم صهیونیستی دولت و ملت آمریکا را گروگان گرفته و در راستای اهداف خود از آمریکا استفاده می کند. لذا چون آمریکاییها نقش مستقلی در مذاکرات ندارند و گوش آن ها به تل آویو بدهکار است و آقای ویتکاف هم قبل از مذاکره به تل آویو سفر کرد و دستور کار مذاکراتی را از صهیونیستها گرفت و بعد به مسقط آمدند، لذا نباید به نتایج مذاکرات خوش بین بود.
البته که جنگ بیش از آن که برای ایران خطرناک باشد، برای طرف آمریکایی خطرناک خواهد بود و حیثیت آمریکا آسیب خواهد دید. به هر حال کشوری که در معرض تهدید موجودیتی قرار می گیرد، چیزی برای از دست دادن ندارد و تا پای جان ایستادگی خواهد کرد و اگر آمریکا عاقل باشد با حیثیت و اعتبار خودش بازی نخواهد کرد، اما آمریکا زیر فشار صهیونیستها قرار دارند و لذا اقدامات جنگ طلبانه آمریکا در منطقه برای واشنگتن یک ویتنام دیگر رقم خواهد زد.
