به گزارش الوقت، عنصر جمعیت یکی از اصلیترین معضلات رژیم منحوس صهیونیستی از زمان تأسیس تا کنون بوده است. صهیونیستها- که با شعار دروغ «سرزمین بدون ملت، برای ملت بدون سرزمین» وارد فلسطین شدند- همواره یکی از دغدغه های اساسی شان، تأمین جمعیت کافی برای اشغال فلسطین و استمرار آن بوده است. آنها به خوبی می دانند که بدون جمعیت، با تمام پول دنیا هم نخواهند توانست فلسطین را حفظ کنند. از این رو مهاجرت دادن یهودیان دیگر نقاط دنیا به فلسطین همیشه در کانون برنامه های آنها قرار داشته و دارد.
موج مهاجرت صهیونیستها به سرزمین فلسطین
روند مهاجرت صهیونیستها به فلسطین، از اوایل قرن 20 میلادی، پس از تشکیل اولین کنگرۀ صهیونیزم در بازل سوئیس در سال 1897 آغاز شد. چرا که در اولین کنگرۀ صهیونیزم، یک مصوبه به عنوان هدف این جنبش در دستور کار تمام ساختار صهیونیزم در جهان قرار گرفت و آن هم تأسیس وطن مجعول یهود در ارض فلسطین بود. از همان زمان، هنگامی که هنوز صهیونیستها جای پایی برای حضور در فلسطین نداشته، برای گرفتن خاک نزد «عبدالحمید دوم»، پادشاه وقت عثمانی رفتند، امواج اولیۀ مهاجرت به فلسطین اشغالی آغاز شد.
مهاجرت به فلسطین را سرمایهداران و بانکداران صهیونیست با یک بازوی اجرایی به نام «آژانس یهود» کلید زدند. بر اثر فعالیتهای آژانس یهود میزان جمعیت یهودیان که در اوایل جنگ بینالملل اول حدود 5% جمعیت فلسطین بود، در سال 1947 میلادی- هنگامی که سازمان ملل، طرح تقسیم فلسطین را در قالب قطعنامۀ 181 ارائه کرد- به 30% جمعیت کل فلسطین رسید.
پس از این موج، با تأسیس رژیم صهیونیستی، امواج جمعیتی به سمت فلسطین سرازیر شد اما در این میان مهمترین موج انتقال جمعیت در سال 1991 میلادی همزمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رقم خورد، جایی که حدود 1 میلیون صهیونیست، به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند. این آخرین موج مهاجرت گسترده به فلسطین بود و پس از آن با افت شدید روبرو شد.
در دو دهۀ نخست قرن 21 میلادی موج مهاجرت کاهش یافت تا جایی که طی یک دهۀ اخیر، میانگین مهاجرت به سرزمینهای اشغالی حدود 30 هزار نفر در سال بوده است.
انکار مهاجرت معکوس
با توجه به این روند مهاجرتی، صهیونیستها همواره مدعی بودهاند که موج مهاجرت معکوس در این رژیم وجود ندارد. این ادعا در حالی طی سالهای اخیر از سوی صهیونیستها مطرح شده است که آنها آمار رسمی مهاجرت را مخفی میکنند و از بازگشت جمعیت و از مهاجرتهای مقطعی سخن میگویند.
واقعیت مسئله این است که مهاجرت معکوس، موضوعی نیست که بتوان به شکل مطلق از آن سخن گفت؛ چرا که تمام صهیونیستهایی که به فلسطین اشغالی مهاجرت کردهاند، دارای دو یا چند گذرنامه هستند. یا به عبارتی دو یا چند تابعیتیاند. این مسئله باعث میشود در زمان بحران آنهایی که امکان فرار از بحران را دارند به مکان دیگری نقل مکان کنند و پس از فروکش کردن بحران به فلسطین اشغالی باز گردند. اما آنچه در این میان مهم است دو نقطۀ مهم در این مهاجرتها است:
اول، زمان بازگشت است. بازه زمانی آغاز سفر تا بازگشت صهیونیستهایی که در بحران ها مهاجرت میکنند میتواند مهاجرت را به یک مهاجرت پایدار و در آینده، دائمی تبدیل کند. طی سالهای اخیر مهاجرتها به دلیل طولانی شدن بحران طولانی شدهاند و همین امر موجب میشود بخشی از جمعیت مهاجر، دیگر باز نگردد، به ویژه نسل جوان که با خو کردن به مکانی دیگر و فراهم کردن مسیر پیشرفت، تمایل کمتری به بازگشت به فلسطین اشغالی پیدا میکند.
نکتۀ دوم، جنس مهاجران است. در سالهای اخیر مهاجرت معکوس به سمت اقشار نخبه و سرمایهداران تغییر جهت داده است؛ یعنی کسانی که در حال مهاجرت از سرزمینهای اشغالی هستند بیشتر نخبگان و سرمایههای علمی و اقتصادی هستند. براساس آماری که در سال 2022 منتشر شد، میزان گرایش به ترک سرزمینهای اشغالی در میان کسانی که مدرک دکتری و کارشناسی ارشد داشتهاند افزایش یافته و آنها خارج از فلسطین اشغالی را محلی امنتر و با ثباتتر از رژیم صهیونیستی تلقی میکنند.
