الوقت- طی هفته های اخیر، در چندین نوبت نیروهای رتش سودان وارد بندر عدن شدند تا در کنار نیروهای زمینی ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی علیه نیروهای انصارالله و نظامیان حامی علی عبدالله صالح قرار گیرند. این موضوع با توجه به اختلافات و رقابتهای عربستان با ایران، منجر به ایجاد فاصله میان این کشور با ایران شده است. هرچند که پیش از این نیز، اخراج رایزن فرهنگی ج.ا.ایران از خارطوم روابط دو کشور را تحت تاثیر قرار داده بود، البته این موضوع، از سوی سودان به عنوان یک مساله تاکتیکی قلمداد شد، اما سیاست سودان در پیوستن به ائتلاف عربی علیه یمن نشان داد تغییر در سیاست خارجی سودان نه تنها تاکتیکی نبوده بلکه حکایت از تحولی جدی در رویکرد آن به مسائل منطقه دارد. لذا بررسی تغییرات اخیر در سیاست خارجی این کشور، بویژه پیوستن به ائتلاف عربستان دارای اهمیت بسزایی است.
از جمله دلایل تغییرات اخیر در سیاست خارجی سودان می توان به عوامل زیر اشاره کرد:
1. بحرا ن های داخلی سودان: در این تغییرات تحولات داخلی سودان نقش تعیین کننده را ایفا می کنند. بحران ها و مشکلات داخلی سودان نقش تعیین کننده تری در تغییر سیاست خارجی آن به طور کلی و پیوستن به ائتلاف عربستان در تجاوز به یمن به طور خاص داشته اند. در واقع بحران های داخلی سودان در موضوعات اقتصادی، امنیتی و سیاسی آسیب پذیری دولت این کشور را به شدت بالا برده است و رهبران سودان به منظور رفع برخی از نیازها و برطرف کردن تهدیدات علیه خود ناچار به تغییر رویکردهای خود شده اند تا در این راستا و با انگیزه دریافت کمک های مالی و اقتصادی به رفع برخی از مشکلات بپردازند.
زمینه اصلی آسیب پذیری دولت سودان نیز به جدایی بخش جنوبی این کشور و متعاقب آن از دست دادن 75 درصد از درآمدهای نفتی برمی گردد که باعث وقوع بحران اقتصادی و نارضایتی مردمی شده است. لذا می توان یکی از انگیزه های تغییر رفتار سودان و پیروی آن از عربستان را دریافت کمک مالی برای مدیریت بحران اقتصادی و کاستن از نارضایتی ها تحلیل کرد.
2 . فشارهای عربستان: فشارهای کشورهای عربی و در راس آنها عربستان، اوضاع اقتصادی سودان را بدتر از گذشته نمود. در مارس ۲۰۱۴ عربستان سعودی تعاملات بانکی خود با سودان را قطع کرد تا ۵۰ درصد از درآمد بانکی سودان از این راه کاهش یابد. برخی کارشناسان این اقدام ریاض را به عنوان تنبیهی علیه سودان تفسیر کردند تا او را از ایران دور سازد.
3. شکاف و دودستگی در بدنه دولت: از دیگر عوامل داخلی که البشیر را به اصلاح روابط آشکار خود با ایران واداشت وجود شکاف و دودستگی در بدنه دولت بود. چراکه روابط با ایران بهمنزله مانع بزرگی برای سرمایهگذاریهای کشورهای حوزه خلیجفارس محسوب میشد. در تأیید این حرف میتوان به اقدام ملک عبدالله پادشاه سعودیها اشاره کرد که پس از بسته شدن مراکز فرهنگی ایران، دستور گسترش روابط اقتصادی عربستان را با سودان صادر کرده است.
در واقع، کاهش روابط سیاسی و نادیده گرفته شدن سودان از سوی کشورهای عربی به دلیل ارتباط این کشور با ایران، از مهمترین دغدغههای پارلمان و شخص وزیر امور خارجه سودان «علی کرتی» بوده است. در مقابل این مخالفین، ارتش و مؤسسات نظامی سودان که ایران را همپیمان استراتژیک در منطقه و جهان میدانند موافق روابط با ایران هستند.
4. فعالیت های ضد ایرانی وهابی ها: از مدتها قبل، سلفیهای سودان نسبت به فعالیتهای ایران در این کشور، اتهام زنی را آغاز کرده بودند. علاوه بر این، جریانها و شخصیتهای ضد ایرانی غیرسودانی هم در خصوص روابط تهران خارطوم حساس شده و سعی داشتند تا دولت سودان را از اقدامات مذهبی ایران در کشوری که عمده جمعیتش اهل سنت است بترسانند. به عنوان مثال، احمد المسلمانی مشاور رسانهای سابق السیسی رئیس جمهور کنونی مصر، گفته بود که سودان در مسیر خطرناکی حرکت میکند چرا که مسلمانان آن سنی هستند اما نشر تشیع در آن، فتنهانگیز خواهد شد.
5. نگرانی برای از دست دادن حمایت ایران: تغییراتی که در سیاست خارجی ایران بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم رخ داده است را نیز باید در ایجاد نگرانی در دولت سودان و گرایش به سمت رقبای ایران و عقب نماندن از قافله موثر دانست. بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم و سیاست مذاکره با آمریکا و اروپا در پرونده هسته ای، در کشورهایی مثل سودان این نگرانی ایجاد شد که دیگر مثل گذشته از حمایت ایران برخوردار نباشد. در این میان مهمترین کشوری که سودان می توانست با توجه به رقابت و دشمنی آن با ایران، دست به دامنش شود، عربستان بود. عربستان نیز با استقبال از این تغییر نگرش در روابط خارجی سودان با ایران، کمک هایی را به سودان انجام و روابط اقتصادیش را با این کشور گسترش داده است و در مقابل از سودان درخواست اقدام عملی برای نشان دادن حمایت از سیاست های منطقه ای عربستان دارد.
6. نگاه عربی: موضوع جنگ یمن را باید از دید کشورهای عربی نگاه کرد؛ زیرا یمن یک کشور عربی است و کشورهای عربی وضعیت یمن را یک تهدید فرض میکنند. در عین حال عربستان نیز در توجیه کشورهای عربی دیگر برای بزرگ جلوه دادن خطر یمن از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است.
7.موقعیت جغرافیایی: کمک نظامی سودان در جنگ یمن به نزدیکی جغرافیایی این کشور به یمن و همچنین عربستان باز میگردد. از آنجا که خارطوم و ریاض، در بخشی از دریای عرب و دریای سرخ وجه اشتراک دارند، در وجه سیاسی و امنیتی نیز اشتراکهایی میان دو کشور به وجود میآید.
عوامل یاد شده را می توان از مهمترین دلایل تغییر رویکر سودان از ایران به سمت عرسبتان دانست. البته در کنار این عوامل به مواردی از قبیل امیدواری عمرالبشیر به کمک عربستان در ممانعت از پیگردهای قضایی بین المللی او نیز می توان اشاره کرد.
چنین موضوعاتی در نهایت منجر به تصمیمات اخیر رهبران این کشور در تغییر رویکردهای خارجی با انگیزه دریافت کمک ها و رفع تهدیدات شده اند و اعزام نیرهای نظامی از سوی سودان به یمن را باید در راستای تلاش برای کسب کمک های عربستان و کاستن از مشکلات اقتصادی سودان است.
لذا پشت کردن سودان به ایران و مشارکتش در عملیات "طوفان قاطع" که عربستان سعودی برای حمله به یمن به راه انداخته، چرخشی بزرگ در روابط استراتژیک سودان با ایران در در خاورمیانه است. چراکه همسویی نظامی معمولا یکی از عالیترین سطوح همگرایی تلقی میشود و رابطه سودان با عربستان اکنون اینگونه است. سودان به خوبی میداند نزدیکی به عربستان یعنی دوری از ایران. عمر البشیر عامدانه میکوشد تا خود را هرچه بیشتر به ریاض نزدیک سازد.
