الوقت- در شرایطی که پس از شکست داعش انتظار میرفت که با محدود شدن دامنه جنگ و خشونت روند سیاسی سوریه تقویت شود، حمله ترکیه به شمال سوریه نه تنها چشم انداز ایجاد ثبات در کشور جنگ زده سوریه را همچنان پس از شش سال جنگ علیه تروریست دچار ابهام ساخته، بلکه حتی به پیچیدهتر شدن تحولات منطقه منجر شده است. در همین ارتباط پایگاه خبری- تحلیلی الوقت در گفتگو با مسعود اسداللهی، کارشناس ارشد مسائل سوریه و لبنان اهداف اصلی ترکیه و چشم انداز تحولات سوریه پس از دخالت نظامی ترکیه را مورد بحث و تحلیل قرار داده است.
ترکیه پاکسازی اطراف مرزهای خود با سوریه از حضور عناصر و گروههای تروریستی را مهمترین هدف دخالت نظامی در شمال سوریه عنوان کرده و اعلام میکند که قصد تصرف خاک سوریه را ندارد. تحلیل شما از این موضوع و اهداف اصلی حمله ترکیه چیست؟
ترکیه با ادعای مبارزه با گروههای تروریستی دست به حمله به عفرین زده است و مدعی است که گروههای کردی، گروههای تروریستی هستند و حتی ادعا می کند که از این منطقه به خاک ترکیه حمله شده است و بنابراین اردوغان حمله به سوریه حتی بدون مجوز بین المللی را حق خود میداند. اما همه می دانیم این ادعا باطل است چون اگرچه گروه های کردی مانند بسیاری دیگر از گروههای سوری همزمان با جنگ در این کشور در مناطقی که اکثریت داشتهاند، حاکم شدهاند، اما ما هیچ گاه حمله و ایجاد خطر از جانب کردها علیه امنیت ملی ترکیه را شاهد نبودهایم. لذا همه میدانیم مبارزه با تروریسم، بهانه ترکیه است و حتی اگر ادعای ترکیه صحیح بود، دولت ترکیه می بایست با مجوز دمشق و موافقت دولت سوریه اقدام نظامی در شمال سوریه را انجام می داد اما هیچکدام از این مراحل طی نشد و این نشان میدهد که این موضوع بهانه است.
در واقع ترکیه نگران قدرت گرفتن کردها در شمال سوریه است و مهمتر آنکه آنکارا از مواضع دولت ترامپ که اعلام کرده بود می خواهد نیرویی 30 هزار نفری تحت عنوان پاسداران مرزی را ایجاد کند، نگران است و اعلام کرده که این موضوع به ضرر ترکیه است. لذا ترکها در تلاش هستند تا با حمله به عفرین، ضربه اساسی را به کردهای سوری وارد کنند و از ایجاد پیوند سرزمینی میان مناطق کردی جلوگیری نمایند.
با توجه به واکنشهای منطقهای و بینالمللی، پیامدهای عملیات نظامی ترکها در مناطق کردنشین سوریه را چگونه ارزیابی میکنید؟
این حمله یک تجاوز نظامی به شمار میرود زیرا بدون هیچ گونه مجوز قانونی انجام شده است. از یک سال پیش دولت ترکیه در روند مذاکرات آستانه به عنوان یکی از سه کشور عضو در کنار روسیه و ایران یک مسیر سیاسی را برای حل بحران سوریه دنبال می کرد و این روند در آخرین نتایج به اجلاس سوچی ختم شد. لذا وقتی ترکیه برخلاف روند سیاسی به فاز نظامی وارد میشود و فراتر از ادعاهای خود حتی در ادلب نیرو نظامی پیاده میکند، این در واقع برخلاف روند سیاسی مورد توافق پیشین به شمار می رود و به معنای به بن بست کشاندن راه حل سیاسی است و کل تلاش های سیاسی را از بین خواهد برد همچنین کانون بحران جدیدی را در سوریه ایجاد کرده و می تواند باردیگر با شعلهور کردن آتش جنگ، تمام تلاش ها در راستای راه حل سیاسی سوریه را از بین ببرد.
مواضع آمریکا در قبال تحولات سوریه و بویژه کردها چگونه قابل تحلیل است؟
آمریکاییها در مسئله کردهای سوریه موضعی دوگانه دارند. از طرفی اصلی ترین همپیمان خود در سوریه را گروههای کردی معرفی میکنند و در شرق رودخانه فرات، کردها را زیر چتر حمایتی خود قرار دادند و بدنبال این هستند که منطقه شرق فرات را به منطقه نفوذ انحصاری خود تبدیل کنند اما در بحث کردهای عفرین فرماندهان آمریکا اعلام کردند که عفرین جز اولویت های نظامی آمریکا در سوریه نیست و در واقع چراغ سبز را برای حمله ترکیه به سوریه نشان دادند. با این حال اگر واقعا آمریکا همپیمان کردها بود چرا از کردهای عفرین حمایت نکرد؟ این نشان می دهد آمریکایی ها در ادعاهای خود صادق نیستنتد و کردها فریب امریکایی ها را خوردند. هرچند کردهای شرق فرات فکر میکنند که واشنگتن واقعا بدنبال ایجاد دولت کردی در شرق سوریه است و از آنها حمایت خواهد کرد اما تاریخ نشان داده است که آمریکا قابل اعتماد نیست. به عنوان نمونه حوادث اقلیم کردستان نشان داد که آمریکاییها در نهایت منافع خود را دنبال می کنند و اگر جایی منافع شان با کردها تناقض پیدا کند، کردها را رها می کنند که در حال حاضر این وضعیت در عفرین قابل مشاهده است.
با توجه به تحولات کنونی چشم انداز روابط ترکیه با متحدان خود شامل روسیه و ایران و همچنین آینده توافقات پیرامون سوریه به کجا خواهد رسید؟
در خصوص موضع روسیه ابهاماتی وجود دارد چون روسها نیز به رغم روابط خوب با کردها و حتی با وجود آن که آنها در منطقه عفرین نیروی نظامی مستقر کرده بودند و با کردها همکاری می کردند اما قبل از عملیات ارتش ترکیه، نظامیان روسیه آن منطقه را ترک کردند و این نشان می دهد که نوعی تفاهم و سازش میان روسیه و ترکیه وجود دارد و بعد از حمله ترکیه به عفرین نیز مشاهده نشد که روسیه این اقدام را محکوم کند و در شرایط کنونی نه تنها روایط دو طرف مخدوش نشد بلکه بعد از اجلاس اخیر سوچی اردوغان با پوتین تماس گرفت و دو طرف نسبت به نتایج نشست ابراز رضایت کردند. لذا اگر قرار باشد روس ها با ابهام در مواضع و نوعی عدم وضوح و شفافیت در سوریه اقدام کنند قطعا این شرایط به ضرر دولت دمشق است که شاهد تجاوز ترکیه به بخشی از سرزمین خود میباشد.
اما در ارتباط با ایران باید توجه داشت که تهران اقدام ترکیه را تائید نمی کند و از ترکیه خواستار توقف عملیات نظامی در شمال سوریه شده و لذا مواضع ایران روشن است.
با این حال اگر قرار باشد ترکیه برخلاف توافقات قبلی اهداف خود را در سوریه دنبال کند، این شرایط به نابودی روند آستانه خواهد انجامید زیرا این اقدام اردوغان بسیار خطرناک است و نه تنها روند سیاسی در سوریه را از بین خواهد برد بلکه ممکن است ثبات منطقه را نیز دستخوش بحران و بیثباتی ساخته و این جنگ سراسر خاورمیانه را تحت تاثیر قرار دهد.
