نام بریکس (BRICS) از به هم پیوستن حروف اول نام انگلیسی این کشورها و بعدها آفریقای جنوبی شکل گرفت. این گروه در حقیقت ائتلافی از اقتصادهای نوظهوری بود که پتانسیل بالایی برای تاثیرگذاری بر اقتصاد جهانی داشتند و ویژگی اصلی آنها رشد پرشتاب اقتصادی و نفوذ در امور جهانی است که به واسطه دارا بودن نیمی از جمعیت جهان و بین 25 تا 28 درصد از ظرفیت اقتصاد جهانی و نیز منابع انسانی و طبیعی غنی حاصل آمده است.
اعضای بریکس معتقد هستند این گروه حامی کشورهای در حال توسعه و کشورهای جنوب و برقرارکننده تعادل و عدالت اقتصادی در مقابله با نظام پولی و بانکی غربی است. بنابراین یکی از دستور کارهای این گروه را می توان تقابل با نظام اقتصادی غربی دانست که کل مناسبات جهانی را دربر گرفته است. این گروه تاکنون 9 اجلاس برگزار نموده که اولین آن در ۱۶ ژوئن ۲۰۰۹ در یکاترینبورگ روسیه و اجلاس نهم هم اکنون در شیامن چین در حال برگزاری می باشد.
محورهای کلی موردتوجه بریکس به طور کلی شامل این موارد بوده است: افزایش مبادلات تجاری بین کشورهای عضو و در نتیجه کاهش وابستگی اقتصادی به اروپا و آمریکا، تشکیل بانک توسعه و ذخیره ارزی در برابر نهادهای غربی هم چون بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، ایجاد روابط جنوب–جنوب، استفاده از پتانسیل کشورهای در حال توسعه برای تغییر مناسبات اقتصاد جهانی و عادلانه تر کردن آن، ایفای نقش موثر در یاری رساندن به کشورهای در حال ورشکستگی ونیز تاثیرگذاری مثبت بر بحران های سیاسی یا اقتصادی مهم جهانی.
اما دامنه اهمیت و کارایی بریکس تا کجاست؟ این کشورها بنا به آمار بانک جهانی با در دست داشتن 40 درصد از منابع مالی جهان و 15 درصد تجارت جهانی و 25 درصد تولید ناخالص داخلی در حال پیشی گرفتن از هفت کشور صنعتی جهان می باشند و اگر یک مجموعه درنظر گرفته شوند ثروتمندترین عضو جامعه جهانی به حساب می آیند. از این رو دامنه تاثیرگذاری بریکس در معادلات جهانی بالاست.
از دیگر سو دو کشور چین و روسیه در شورای امنیت صاحب کرسی بوده و دیگر اعضای بریکس نامزد حضور در این شورا هستند که قدرت چانه زنی و تاثیرگذاری آن را به شدت افزایش می دهد. همچنین بسیاری از کشورهای در حال توسعه باتوجه به موقعیت بریکس خواهان پیوستن به آن هستند که می تواند قدرت بریکس را به ضرر سازوکار غربی افزایش دهد. به گفته بسیاری از تحلیلگران، بریکس یک رقیب قوی برای غرب و ایالات متحده خواهد بود.
از این رو وزن این گروه در معادلات غربی بالاست و اجلاس های آن مورد توجه رقبا قرار می گیرد. با این وجود بر مسیر همبستگی اعضای بریکس موانعی وجود دارد که تا رفع نشوند قدرت یابی بریکس با وجود تمام پتانسیل های قوی که دارد ناکام خواهد ماند:
- اولین و مهم ترین مانع غرب و ایالات متحده خواهد بود. چرا که به اهمیت بریکس پی برده و خط مشی بریکس در رقابت با نهادهای غربی اقتصاد جهانی بر آنان مشهود است. غرب با تکیه بر اختلاف اندازی میان اعضا و نزدیک شدن به هریک از آنها و نیز در صورت نیاز ایجاد مشکلات داخلی برای هریک سعی در تضعیف این گروه خواهد داشت. نمونه های بارز این موضوع در دوران اوباما مشهود بوده و اینک ترامپ نیز دیدگاه مساعدی به این گروه نخواهد داشت. خصوصاً اینکه در اقدام اخیر خود در تقابل با سازمان تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) اولویت خود را امریکا دانست. این طرز تفکر برای اعضای بریکس که دیدگاهی برپایه چندجانبه گرایی دارند قابل پذیرش نیست.
- عامل دوم ناهمگونی های میان اعضا می باشد. نقطه اشتراک گروه در شتاب و رشد اقتصادی هرگز نتوانسته اختلافات و ناهمگونی های دیگر اعضا را بپوشاند. مدل اقتصادی این کشورها با یکدیگر همخوانی ندارد و الگوی روسی و چینی رشد با الگوی برزیلی و هندی که نزدیک به سرمایه داری غرب بوده است نا همگون می باشد. آفریقای جنوبی از لحاظ اقتصادی چندان همخوانی با بقیه اعضا ندارد. بافت اقتصادی هریک متفاوت از دیگری است که در نهایت انسجام را مختل می کند. این موارد موجب شده تا در برخی شرایط خط مشی یکسانی وجود نداشته باشد. مانند گزینه های پیشنهادی برای بانک توسعه ارزی و یا بانک جهانی.
- ناهمگونی سیاسی هم میان اعضا مایه اختلاف است. نظام های سیاسی اعضا متفاوت و در مواردی می تواند خط مشی نامناسب با دیگران اختیار کنند. برای مثال در موضوع بحران های خاورمیانه موضع چین و روسیه متفاوت از بقیه اعضا بوده است. در عین حال در مواردی می توانند رقیب سیاسی هم محسوب شوند. برای مثال روسیه، چین و هند در حوزه آسیا و یا مشکلات مرزی چین و هند.
- اهداف هریک از اعضا در پیوستن به بریکس متفاوت است و از حداقل هم پوشانی برخوردار می باشد.
- نهادهای غربی اقتصاد جهانی، به دلیل قدمت و تجربه بیشتر رقیب های قدری برای سیستم موردنظر بریکس در اداره جهانی خواهند بود. هنوز این نهادها در جهان مورد اعتماد و اعتبار هستند.
- تقاضا برای پیوستن به این گروه از سوی کشورهای در حال توسعه بالا است. الحاق همگی به این گروه انسجام داخلی را از بین می برد و عدم پذیرش نیز با اهداف آن در حمایت از این دسته کشورها در تعارض است.
این دلایل به همراه موارد دیگر، شکنندگی بریکس را نشان می دهند اما قدرتمندی و تاثیرگذاری آن در گرو حل این آسیب ها خواهد بود. در اجلاس نهم بریکس که در حال برگزاری است محورهای مورد بحث رشد اقتصادی جهان، تجارت و سرمایهگذاری، همکاریهای مالی، ارتباطات و اقتصاد منابع اقیانوسها و نیز به طور ویژه راهکارهای مقابله با حمایت گرایی در راستای توسعه تجارت آزاد بود.
همچنین مسائل و بحران های مهم جهانی به شدت مورد توجه بریکس بوده است. در بیانیه پایانی این اجلاس مسائل سوریه، تروریسم، کره شمالی، عراق، برجام و نیز معاهده اقلیمی پاریس از اهم مسائل مطروحه بوده اند. اعضای بریکس بر حمایت از مذاکرات صلح سوریه بر اساس توافقات آستانه و ژنو و نیز تشکیل مناطق کاهش تنش در این کشور تاکید کرده در عین حال بر ضرورت ایجاد ائتلافی فراگیر برای مبارزه با تروریسم و محوریت سازمان ملل صحه گذاشتند.
همچنین انجام آزمایش هسته ای اخیر کره شمالی، یکی از مباحث نگران کننده برای اعضا بود که آن را به شدت محکوم کرده و راه حل آن را گفتگو و مذاکره دانستند. در عین حال بریکس حمایت خود را از برجام اعلام داشته و تمامی طرفین را به انجام تعهدات خود دعوت نموده است. معاهده اقلیمی پاریس یکی دیگر از محورهای مورد بحث بوده که در بیانیه پایانی ضمن اشاره به آن لزوم اجرای کامل توافق اقلیمی پاریس را ضروری دانستند.
صلح و ثبات در خاورمیانه و پیگیری مسئله فلسطین- رژیم صهیونیستی، تاکید بر حاکمیت ملی عراق، توافق برای مشارکت موثر در حل بحران های جهانی خصوصاً خاورمیانه و مشارکت اقتصادی پایدار اعضا از دیگر محورهای مورد توجه در بیانیه پایانی بوده است.
چنین مواردی به خوبی نشان می دهد که رویکرد بریکس کلیت مسائل جهانی و تاثیرگذاری ویژه بر این مسائل می باشد. به نظر می رسد که بریکس توانایی این اثرگذاری را با توجه به پتانسیل ویژه اش هم در بعد اقتصادی و هم در بعد سیاسی و اجتماعی داراست اما این مهم تنها در صورت توجه ویژه اعضا به بریکس و نیز ارائه راهکارهای عملی برای رفع موانع پیشرفت و انسجام آن انجام خواهد شد. تنها از این رهگذر رقابت و مقابله با نظام غربی اقتصاد و تجارت ممکن خواهد بود و بریکس به جایگاه واقعی خود دست خواهد یافت.
