تنش ها در شبه جزیره کره در سال های آینده بیشتر خواهد شد تا نیاز متحدین آمریکا برای حضور این کشور در منطقه افزایش یابد و مسیر تحقق استراتژی کوچ شرقی هموار شود. اما نکته قابل تامل این است که به دلیل خسارات و نتایج بزرگ و غیر قابل پیش بینی وقوع درگیری نظامی میان طرفین، که می تواند کل سیستم جهانی را درچار اختلال کند این تقابل برخلاف نظر برخی کارشناسان به فعلیت نخواهد رسید.
الوقت- شبه جزیره کره از ابتدای دهه 1950 تبدیل به یکی از تنش آمیز ترین مناطق جهان شده است. این منطقه تا اواسط سال 1948 تحت فرمان ژاپن بود. اما جدا شدن کره از ژاپن سرآغازی برای جنگ ها و تقابل جویی هایی شد که تا امروز و با خطرناکترین سلاح ها ادامه یافته است. رویارویی نیروهای کمونیست و ضد کمونیست در شبه جزیره کره در سال 1950 که به مدت سه سال به طول انجامید از دید کارشناسان، اولین نبرد نیابتی دوابرقدرت آمریکا و شوروی در دوران جنگ بود.
حمایت این دو کشور از شبه نظامیان کره باعث تقسیم این منطقه در مدار 38 درجه شد که امروز در یک طرف شاهد حکومتی بسته و مجهز به مخرب ترین سلاح ها و در طرف دیگر حکومتی لیبرالیستی و وابسته به توانمندی امنیتی غرب هستیم. خصومت میان سئول و پیونگ یانگ در بیش از شصت سال گذشته با کمترین کاهش، زمینه ساز هزینه های عظیم تسلیحاتی و مداخلات کشورهای فرامنطقه ای شده است.
کره شمالی علی رغم فشارهای جامعه جهانی در قالب شورای امنیت، دست از آزمایش های موشکی و اتمی خود برنداشته و در مقابل کره جنوبی نیز بر پیوند امنیتی خود با آمریکا افزوده است. در این راستا حضور چین به عنوان مهمترین رقیب اقتصادی ایالات متحده در این حوزه جغرافیایی، شرایط را برای تداوم خصومت ها در شرقی ترین نقطه آسیا فراهم کرده است، تا جایی که اوباما در سال 2010 برای مدیریت بهتر تحولات این منطقه از استراتژی کوچ شرقی سخن گفت.
با روی کار آمدن ترامپ و با توجه به مواضع تند او در خصوص چین و قدرت روزبه فزونی این کشور در حوزه اقتصاد، انتظار می رفت اجرای استراتژی اوباما ادامه یابد.
در همین رابطه جیمز ماتیس، وزیر دفاع آمریکا در کمتر از دو ماه پس از ورود به کاخ سفید به پیونگ یانگ هشدار داد اگر کیم جونگ اون دولت دونالد ترامپ را با توانایی اتمیاش تهدید کند، واشنگتن یک پاسخ بزرگ و موثر به آن خواهد داد. به دنبال این هشدار رزمایشی مشترک میان آمریکا، کره جنوبی و ژاپن با هدف شناسایی و مقابله با تهدیدات بالقوه از سوی موشکهای اتمی کره شمالی برگزار شد. در حالی که واشنگتن و متحدانش برگزاری رزمایش ها و تقویت تجهیزات نظامی خود در این منطقه را آمادگی برای دفاع تعبیر می کنند، پیونگ یانگ با دید تلاش برای تصرف کره شمالی، نابودی زیرساخت های نظامی و سرنگونی حکومت این کشور به این اقدامات می نگرد.
از این رو همان طور که پیش بینی می شد پیونگ یانگ نیز به سخنان واکنش نشان داد و با متهم کردن این سه کشور به برنامهریزی برای یک حمله بازدارنده علیه کره شمالی، اعلام کرد در بحبوحه تشدید تنش دست به اقدامی تلافی جویانه خواهد زد.
چند روز پس از این اظهارات، ارتش خلق کره شمالی 4 موشک با برد یکهزار کیلومتری به سمت حوزه آبی اقتصادی ژاپن پرتاب کرد. نگرانی از بروز رویارویی ها منجر به آن شد تا چین که تا پیش از این یکی از معدود کشورهای حامی کره شمالی بوده است، نسبت به این عملیات ابراز نگرانی کند و آن را نقض قطعنامه شورای امنیت بداند.
در نتیجه این اتفاقات، امریکا و کره جنوبی بر سر تشدید تحریم های مالی، نظارت بر اجرای رژیم کنونی تحریمهای شورای امنیت و همچنین تحریمهای یک جانبه خود علیه پیونگ یانگ توافق کردهاند. آزمایش های نظامی کره شمالی همچنین احتمال استقرار سامانه موشکی«THAAD» توسط آمریکا در کره جنوبی و ژاپن تقویت کرد.
تشدید تنش ها در شرق آسیا تنها برای آمریکا منفعت به دنبال دارد. این کشور با تمسک به بروز خطر جنگ اتمی ناوگان های نظامی خود را در منطقه تقویت می کند و از این طریق ضمن گسترش حوزه نفوذ در دریای استراتژیک جنوبی و شرقی چین، پکن را نیز تحت فشار قرار می دهد.
تا پیش از ورود ترامپ به کاخ سفید برخی از احتمال تغییر رویکرد آمریکا در شرق آسیا خبر می دادند اما عزم رئیس جمهوری جدید برای تحدید چین در نزدیکی مرزهایش و افزایش هزینه های نظامی این کشور، نشان داد که بزرگ نمایی خطرات کره شمالی در دستور کار چهار سال آینده کاخ سفید قرار خواهد داشت.
در این شرایط کره جنوبی و ژاپن بنا به اظهارات ترامپ، باید خود هزینه های نظامی تقابل مذکور را بر عهده بگیرند. بنابراین سیاست جدید واشنگتن علی رغم بالا بردن فشار بر رقبا، تداوم استقرار در مناطق حائز اهمیت شرق، میزان هزینه های آمریکا را پایین خواهد آورد.
بر این اساس تنش ها در شبه جزیره کره در سال های آینده بیشتر خواهد شد تا نیاز متحدین آمریکا برای حضور این کشور در منطقه افزایش یابد و مسیر تحقق استراتژی کوچ شرقی هموار شود. اما نکته قابل تامل این است که به دلیل خسارات و نتایج بزرگ و غیر قابل پیش بینی وقوع درگیری نظامی میان طرفین، که می تواند کل سیستم جهانی را درچار اختلال کند این تقابل برخلاف نظر برخی کارشناسان به فعلیت نخواهد رسید.