از بین کشورهای خاورمیانه، امروزه چند کشور وجود دارند که میتوانند همه یا بخشی از تواناییها و قابلیتهای فوقالذکر را جهت ایفای نقش منطقهای داشته باشند. این کشورها عبارتند از ایران، ترکیه، مصر و عربستان. این کشورها هر کدام به نوعی میتوانند مدعی باشند که قدرت منطقهای به حساب میآیند. اما در بین همین کشورها نیز به نظر میرسد ایران از شرایط مناسبتری نسبت به دیگر کشورهای منطقه جهت قرارگرفتن در جایگاه برتر منطقه برخوردار باشد. از همین منظر نیز می توان چرایی رقابت بسیاری از کشورهای منطقه علی الخصوص عربستان سعودی با ایران را جستجو کرد.
الوقت- قدرت منطقهای واژهای است که استفاده از آن در تجزیه و تحلیلهای مربوط به امور بینالملل بسیار رایج است. این واژه که بنیان نظری خاصی در ادبیات روابط بینالملل دارد، گویای نوع خاصی از تقسیمبندی دولتهاست که در آن، قدرت ملی مشابه معیار اصلی در یک زیرسیستم منطقهای خاص مورد توجه قرار میگیرد. اندیشمندان جهت مشخصنمودن زیرسیستمهای منطقهای شرایطی را در نظر گرفتهاند که از آن جمله میتوان به موارد ذیل اشاره نمود: اول، نزدیکی جغرافیایی بهصورت کلی. دوم، درجات معینی از قاعدهمندی تعاملات و وجود درجهای از نظم در کنش و واکنشها و سوم، بعد ادراکی سیستم منطقهای که گویای شناخت هر منطقه به صورت سیستم منطقهای مجزا از دیگران میباشد.
برای تبدیلشدن کشورها به بازیگران تأثیرگذار در یک منطقه شرایط و لوازمی نیاز است که کشورها در صورت دارابودن آنها میتوانند جزو قدرتهای منطقهای محسوب شوند. در واقع شاخصههایی جهت تبدیلشدن یک کشور به قدرت منطقهای لازم است تا آن کشور بتواند مدعی قدرت منطقهای باشد. برتری مادی–عمدتا اقتصادی- برتری جمعیتی و نظامی که یک کشور را به یک قدرت در منطقه تبدیل میکند، حلقه اتصال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با دیگر کشورها در منطقه به شمارآمدن و در نهایت دارای قدرت فکری و عقیدتیبودن از جمله این شاخصههاست.
از بین کشورهای خاورمیانه، امروزه چند کشور وجود دارند که میتوانند همه یا بخشی از تواناییها و قابلیتهای فوقالذکر را جهت ایفای نقش منطقهای داشته باشند. این کشورها عبارتند از ایران، ترکیه، مصر و عربستان. این کشورها هر کدام به نوعی میتوانند مدعی باشند که قدرت منطقهای به حساب میآیند. اما در بین همین کشورها نیز به نظر میرسد ایران از شرایط مناسبتری نسبت به دیگر کشورهای منطقه جهت قرارگرفتن در جایگاه برتر منطقه برخوردار باشد. از همین منظر نیز می توان چرایی رقابت بسیاری از کشورهای منطقه علی الخصوص عربستان سعودی با ایران را جستجو کرد. همچنانکه به دلیل نقش آفرینی ایران در عراق، لبنان، یمن و سوریه مسأله ضریب نفوذ ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته و بر گسترش نفوذ منطقه ای ایران پس از بیداری اسلامی و حتی رقابت برای گسترش نفوذ میان قدرتهای منطقهای اذعان شده است.
همه این موضوعات باعث میشود تا عربستان سعودی به اتفاق سایر کشورهای متحد با تشدید تقابل با ایران در طی سالهای اخیر و به ویژه بعد از به قدرت رسیدن ملکسلمان سعی در مقابله با این وضعیت در حوزه های مختلف اعم از سوریه ، عراق و یمن برآیند. برهمین اساس نیز تحرکات ریاض و متحدین منطقه ای آن برای ضربهزدن به متحدین منطقه ای ایران به خصوص دولت سوریه و عراق افزایش یافته است. با این حال این تلاش ها با وجود ایجاد بحران در این حوزه ها نتوانسته به تغییر حکومت منجر شود. از همین رو عربستان سعی کرده است تا ائتلاف منطقه ای مذهبی گسترده در برابر ایران ایجاد کند که با نزدیککردن محور ترکیه و قطر به محور مصر و امارات پیگیری می شود. در واقع ریاض با منطق محافظت از کشورهای عربی در مقابل «نفوذ ایران»، هم در بحرین و هم در یمن مداخله نظامی کرد و در سوریه و عراق نیز تمام ابزارهای خود را برای حمایت از مخالفان دولت های متحد ایران به کار گرفت. در همین راستا نیز برخی از حکام عرب منطقه به رهبری عربستان حمایتهای ایران از شیعیان، را مخل ثبات منطقه و به تبع آن ایران هراسی را ترویج می کنند، حال آنکه این مساله نشانگر قدرت گروههای مستقل مردمی و شیعیان منطقه در ایفای نقش موثرتر در سیاست و روابط کشورهای خاورمیانه است. به علاوه باید به این نکته نیز توجه کرد که ایران در راستای حمایت از متحدین منطقهای خود بیش از آنکه از ابزارهای سخت قدرت استفاده کند، بیشتر از ابزارهای نرمافزاری نظیر حمایت از روندهای مردمسالاری و فرایندهای مشارکتی بهره گرفته است. لذا در قالب این سیاست خارجی تهاجمی عربستان سعودی، به طور کلی نمیتوان برای رابطه این کشور با ایران چشمانداز روشنی متصور بود. همچنان که ایران نیز صراحتا از وضعیت کنونی سعودی با عنوان «قدرتگیری جوانان ماجراجو» یاد کرده و از سیاستهای غیرسازنده و غیرهمکاریجویانه رژیم سعودی نگران است.