الوقت: بعد از شکست موج ناسیونالیسم افراط گرایانه در اروپا که در دهههای 1930 و 1940 توسط هیتلر در آلمان و موسولینی در ایتالیا نمایندگی میشد، این امید پدیدار شد که در جبهه غرب به واسطه حاکمیت ارزشهای لیبرال، جریانهای ناسیونالیسم در انزوای تاریخی قرار بگیرند و برای همیشه مجال قدرتنمایی و ظهور مجدد را پیدا نکنند. طی دهههای بعد از پایان جنگ جهانی دوم، روندی گسترده از همگرایی و در همتنیدگی حوزههای هویتی پدیدار شد و مهمترین نماد آن در قالب اتحادیه اروپا ظهور پیدا کرد. اتحادیه اروپا با به چالش خواندن مرزهای ملی این نوید را متبلور ساخت که بهتدریج در جهانی که بهواسطه روند جهانی شدن به دهکدهای کوچک تبدیل شده بود، شاهد ظهور هویتهای جهانشمول و انساندوستانه خواهیم بود. حاکمیت یافتن تام گفتمان لیبرال دموکراسی در دهههای بعد از 1970 در بلوک غرب موجب اهمیت یافتن ارزشهایی همانند حقوق بشر، حقوق زنان، دموکراسی، حمایت از حقوق اقلیتهای هویتی مختلف، حمایت از حفظ محیط زیست و دفاع از تفاوتها شد.
اما اخیرا شاهد شکلگیری موج گستردهای از جریان ناسیونالیست افراط گرا در غرب یعنی در اروپا و آمریکا هستیم که کاملا بر خلاف سیر تحولات چند دههای در عرصه جهانی است. پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری 8 نوامبر 2016 آمریکا، افزایش کرسیهای پارلمانی احزاب راستگرای افراطی در کشورهای مختلف اروپایی، پیروزی همهپرسی خروج انگلستان از اتحادیه اروپا در 23 ژوئن 2016 همهگی مهمترین نمادهای این موضوع هستند. اکنون با نظر به این تحولات این سوال مطرح میشود که آیا در نتیجه تحولات اخیر اتفاق افتاده در آمریکا و اروپا، میتوان از حاکمیت یافتن دورانی جدید از راستگرایی و ملیگرایی پوپولیستی در عرصهی سخن به میان آورد؟ آیا موج جدید از تحولات میتواند به سایر مناطق جهان از جمله خاورمیانه و آسیای میانه بسط یابد.
در پرداختن به این مساله بیش از هر مورد دیگری به پیروزی دونالد ترامپ و تغییرات احتمالی بعد از این رویداد در سطح نظام جهانی خواهیم پرداخت. در کنار این موضوع نگاهی محدود هم به تغییرات راستگرایانه به اتحادیه اروپا خواهیم داشت و در نهایت احتمال گسترش این موج از ناسیونالیسم افراطگرایانه به دیگر مناطق جهان، از جمله خاورمیانه به اختصار مورد تحلیل قرار خواهیم داد.
پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را میتوان نه تنها چرخشی بزرگ در سیاست داخلی و خارجی آمریکا، بلکه حتی تهدیدی برای سیستم نظم جهانی دانست که از سالهای بعد از جنگ جهانی دوم در قالب گفتمان لیبرال دموکراسی تبلیغ شده است. عنوانی که میتوان در تحلیل نوع بهقدرت رسیدن ترامپ ابراز داشت «ناسیونالیسم پوپولیستی» است. ترامپ در قالب شعارهایی که مبتنی بر تبلیغ ملیگرایی آمریکایی و تاکید بر جدایی و برتری آمریکاییهای سفید پوست بر دیگر نژادها و ملتها بود، سطحی گسترده از بسیج مردمی را به سمت خود کشید و در نهایت در کمال ناباوری موفق شد به منصب ریاست جمهوری دست پیدا کند. در شرایط کنونی با اندکی تسامح میتوان پیروزی دونالد ترامپ را در صورت به قدرت رسیدن ناسیونالیستهای افراطی در کشورهای اروپایی در ردهی وقایعی همانند آغاز جنگ سرد و یا فروپاشی دیوار برلین و پایان جنگ سرد دانست. اگر تحولات مذکور موجب تغییر نظم جهانی و حتی آغاز مرحلهای جدید از حیات سیاسی جهانی شدند، در شرایط کنونی هم میتوان پیروزی ترامپ در آمریکا و موفقیت راستگرایان ناسیونالیست در کشورهای اروپایی را در مقام تغییری بزرگ برای نظام جهانی در نظر گرفت.
گفتمان مسلط جهانی که مبتنی بر ارزشهای لیبرال دموکراسی بود و بر اصولی همانند حقوق انسانی و برداشته شدن نابرابریها و اختلافات نژادی، مذهبی و... تاکید داشت، اکنون از سوی موج در حال شکلگیری ناسیونالیسم افراطی مورد تهدید قرار گرفته است. در صورت ادامه روند فعلی در آینده نزدیک شاهد شکلگیری دولتهایی ناسیونالیسم خواهیم بود که به شدت به جدایی نژادی و برتری خود بر دیگری تاکید دارند. مهمتر از همه این است که در نتیجه موج شکلگیری و بسط موج دیگریستیزی که در آمریکا و اروپا در حال ظهور است میتوان ناسیونالیسم جدید را بسیار خشن و حتی جنگطلب دانست. بزرگنمایی تفاوتها، تاکید بر بزرگی و سروری ملت خود، ضدیت با مسلمانان، مخالفت با حضور مهاجرین کشورهای در حال توسعه و بزرگی ارزشهای غربی در برابر غیر غربیها از جمله نمودهای بارز موج ناسیونالیسم پوپولیستی در حال ظهور است. این موج با تاکید بر شعارهای عامهپسند وعده آیندهای ایدهآل و خالی از حضور مهاجرین و غیرغربیها را به تودههای مردم وعده میدهد که در آن فرصتهای شغلی و کاری در انحصار شهروندان خودی قرار میگیرد. این موضوع سبب شده است که موج ناسیونالیسم دولتی در حال ظهور بیش از آنکه از سوی نخبگان و طبقات اقتصادی بالای جامعه مورد توجه قرار گیرد، از سوی طبقات پایین و کارگزان مورد توجه واقع شود. آنچنان که در انتخابات 8 نوامبر 2016 آمریکا شاهد بودیم که بخش عمدهایی از رایهای دونالد ترامپ از سوی طبقات پایین و کارگران بود.
در مرزهای اروپا اولین نمود و تلنگر گذار به وضعیت جدید با خروج کشور انگلستان از اتحادیه اروپا رقم خورد. پس از پیروزی مخالفان ماندن انگلستان در اتحادیه اروپا در 23 ژوئن 2016 مهمترین سخن را نایجل فراژ رهبر حزب یوکیپ ابراز نمود: فراژ با نامیدن روز برگزاری این همهپرسی بهعنوان روز استقلال انگلستان عصر بازگشت به ناسیونالیسم دولتی را وعده داد. در عرصه واقع هم شاهد بودیم که پس از اعلام نتیجه همهپرسی، موجی از نژادپرستی و آزار خارجیها در بریتانیا شکل گرفت که صدماتی جانی و مالی به آنها وارد کرد.
همچنین طی ماههای اخیر، قدرت یافتن احزاب راست گرا در اروپا و افزایش کرسیهای آن ها در پارلمان های سوئد، بلژیک، بریتانیا، دانمارک، اتریش، فرانسه و آلمان مهمترین نشانههایی هستند که ما را به سمت این تحلیل که موج جدیدی از ناسیونالیسم پوپولیستی در اروپا در حال شکلگیری است رهنمون مینمایند. در سوی دیگر، در فرانسه نیز جبهه ملی با رویکرد راست افراطی در حال حاضرجزء جریان های اصلی سیاسی این کشور محسوب می شود و توانست در انتخابات محلی امسال 25 درصد آرا را به دست آورد. بر اساس نظر سنجیها ژان ماری لوپن رهبر این حزب یکی از دو کاندیدایی است که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2017 به دور دوم راه پیدا می کند. خانم مارین لوپن، رهبر حزب راست افراطی "جبهه ملی" فرانسه، پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را "پیروزی مردم بر نخبگان" توصیف و نسبت به حصول نتیجه مشابه در انتخابات ریاست جمهوری آینده فرانسه ابراز امیدواری کرد. روند تحولات و چشماندازها به گونهای است که مانوئل والس، نخست وزیر فرانسه اذعان کرد که مارین لوپن، رهبر حزب راستگرای جبهه ملی فرانسه در انتخابات سال آینده این کشور شانس پیروزی دارد. والس یکی از دلایل افزایش میزان شانس مارین لوپن برای پیروزی در انتخابات سال ۲۰۱۷ را پیروزی غیر منتظره دونالد ترامپ نامزد جمهوریخواهان، در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خواند و پیروزی احتمالی مارین لوپن در انتخابات آتی ریاست جمهوری فرانسه، "توازن سیاسی در این کشور را کاملا برهم خواهد زد".
با توجه به پیروزی ترامپ و روند پیروزهای چشمگیر احزاب راستگرای پوپولیست در اروپا، بهویژه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و افزایش شانس راستگرایان افراطی به رهبری مارین لوپن برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده در فرانسه میتوان ابراز داشت که سیستم جهانی و گفتمان مسلط لیبرال دموکراسی در معرض تهدید ناسیونالیسم دولتی مبتنی بر پوپولیسم قرار گرفته است. با توجه به شرایط فعلی بحرانها در سایر مناطق جهان ازجمله خاورمیانه نیز میتوان این چشمانداز را متصور شد که در آینده میان مدت شاهد ظهور این موج از ناسیونالیسم در خاورمیانه هم خواهیم بود. زیرا تهدیدهای غرب نسبت به جهان در حال توسعه به سرعت بر اذهان رهبران و مردم خاورمیانه تاثیر خواهد گذاشت و در نتیجه آن میتوان ظهور رهبران ناسیونالیسم که با شعارهای خود در پی بسیج تودههای مردهم هستند را پیشبینی نمود.