الوقت- همزمان با ادامه رایزنیها درباره آینده تنگه هرمز و تلاش میانجیها برای کاهش تنش بین آمریکا و ایران، معادلات امنیتی منطقه نیز وارد مرحله تازهای شده است. از شروط تهران برای تغییر وضعیت تردد در تنگه هرمز گرفته تا تحولات بابالمندب و شکلگیری توافقات دفاعی جدید میان برخی بازیگران منطقهای، همگی نشاندهنده دگرگونی در موازنههای امنیتی پس از جنگ ایران و آمریکا است. در همین چارچوب، «الوقت»؛ در گفتگو با دکتر احمد زارعان، رئیس مؤسسه اندیشهسازان نور به بررسی ابعاد این تحولات و پیامدهای آن برای آینده منطقه پرداخته است.
الوقت: درحالی که گمانهزنیهای غیررسمی و اظهارات رسمی مقامات کاخ سفید حاکی از نزدیک شدن به توافق بر سر بازگشایی هرمز بود اما ایران شروط ششگانه خود را اعلام کرد، دلایل اعلام شروط برای بازگشایی تنگه هرمز را چه میدانید؟ آیا تهران دورنمای دیگری را میبیند؟
زارعان: اساساً بازگشایی این آبراه در دستورکار جمهوری اسلامی ایران نیست مگر آنکه آمریکاییها به تعهدات خودشان در قبال ایران عمل کنند. تردد در تنگه هرمز زمانی به شرایط قبل از جنگ برمیگردد که عملاً سایه تهدید و ترور و همچنین محاصره دریایی برداشته شود و ایران بتواند به برخی دیگر از خواستهها و منافع اساسی خود از جمله دریافت پولهای بلوکه شده و لغو تحریمهای نفتی و همچنین مباحث مربوط به دریافت غرامت دست پیدا کند.
طبیعتاً تا زمانی که آمریکاییها کماکان از زبان تهدید استفاده میکنند تا از طریق محاصره دریایی و سایر اهرمهای فشار، از جمله تحریمهای اقتصادی، ایران را تحت فشار قرار دهند، ما نیز از اهرم کنترل تنگه هرمز به عنوان یک مزیت راهبردی که میتواند در این تقابل منافع ما را تامین کند، استفاده خواهیم کرد تا در وضعیت ما با دشمن آمریکایی - صهیونیستی موازنه ایجاد کند. اکنون نیز مذاکرات در حال انجام درباره بازگشایی تنگه هرمز صرفاً مذاکرات ما با طرف عمانی برای مشخص کردن سازوکار تردد در تنگه هرمز و تعیین رژیم جدید حقوقی آن است. بر اساس آن چیزی که مقامات کشور، از جمله وزیر خارجه اشاره کردند این توافق در مراحل پایانی خود قرار دارد اما تعیین مسیر کشتیرانی متفاوت است از مبحث بازگشایی.
الوقت- همزمان با این شروط شاهد تغییر درکرسی دبیری شورای عالی امنیت ملی هم بودیم، آیا این تغییر با روند مذاکرات ارتباط دارد؟
زارعان: خیر؛ به نظر نمیرسد که این تغییر ارتباط معناداری با روند مذاکرات داشته باشد اما انتخاب سرلشگر محسن رضایی به ریاست شورای عالی امنیت ملی نشان دهنده این است که از این به بعد سیاست خارجی، و سیاست دفاعی و امنیتی ایران وضعیت تهاجمیتری پیدا خواهد کرد و ایران با عزم و اراده بیشتری تامین منافع ملی خود را در دستورکار قرار خواهد داد.
شروط ششگانه ایران با واکنش منفی کاخ سفید مواجه شد. آیا ترامپ در شرایطی هست که مجبور به پذیرش این شروط، و توقف محاصره و جنگ برای بازگشایی هرمز شود؟
زارعان: الان شرایط برای آمریکاییها بسیار دشوار است چون آنها نه از ابزار جنگ و نه از ابزار مذاکره نتوانستند به اهدافشان دست پیدا بکنند و حتی مذاکره زیر سایه جنگ هم نتوانست آمریکا را به هدف مطلوب خود نزدیک کند. از اینرو، اکنون محتملترین گزینه آمریکا در قبال ایران تشدید فشار اقتصادی از طریق تنگتر کردن محاصره دریایی است و امیدوارند که از طریق فشار اقتصادی، ایران را وادار کنند که به صورت یکطرفه تنگه هرمز را باز کند بدون اینکه امتیازات معناداری بدهد.
در این شرایط عامل تعیین کننده مسئله تابآوری دو طرف جنگ است. به هر حال بسته شدن تنگه هرمز باعث تشدید بحران انرژی و باعث کاهش ذخایر استراتژیک کشورهای دنیا، به ویژه کشورهای شرق آسیا میشود. از طرفی، محاصره دریایی هم به اقتصاد ایران فشار وارد میکند و لذا عامل تعیین کننده در اینجا زمان است و اگر ما بتوانیم شرایط اقتصادی را تحمل کنیم قطعاً آمریکاییها مجبور میشوند که امتیازات مدنظر ما را بدهند. بنابراین یکی از اهرمهای آمریکاییها برای تشدید فشار بر ما، این است که در کنار فشار اقتصادی بتوانند جامعه ایران را هم تحریک کرده و زمینه بیثباتی داخلی را فراهم کنند و باید در این زمینه هوشیار باشیم.
الوقت: موازی با تحولات هرمز در تنگه راهبردی بابالمندب نیز رویدادهای مهمی در حال وقوع است از جمله توافق سه جانبه مکه. ارزیابی شما از این پیمان دفاعی و کارآمدی آن چیست؟
زارعان: ابتدا باید در نظر داشت که تنگه بابالمندب به این دلیل به روی کشتیهای سعودی بسته شده که عربستان یک محاصره ظالمانه را از ۱۰ سال پیش علیه یمن در عرصه دریایی، هوایی و زمینی اعمال کرده است و در واکنش به این اقدام، یمنیها در این مقطع تصمیم گرفتند با ممانعت از تردد کشتیها از تنگه بابالمندب، سعودیها را به تجدیدنظر درباره محاصره یمن وادار کنند. همچنین از طریق زدن ضربات به شبهنظامیان متحد سعودی در یمن عملا نقشه عربستان برای تضعیف حاکمیت دولت صنعا را با شکست روبرو کنند.
در ارتباط با توافق سهجانبه بین ترکیه، عربستان و پاکستان، سعودیها به این درک رسیدهاند که آمریکا قادر به تامین امنیت آنها نیست و حضور آمریکاییها و پایگاههای آمریکایی در منطقه نه تنها برای آنها امنیت ایجاد نکرده بلکه باعث ناامنی در سطح منطقهای شده است. بنابراین سعودیها به سمت ترتیبات امنیتی جدید رفتهاند و تلاش میکنند از طریق توافقات دفاعی جدید امنیت خودشان را حفظ کنند؛ اما بر اساس آن چیزی که ما از این توافق مشاهده کردیم فعلا بیشتر یک جنبه نمادین و تبلیغاتی و دیپلماتیک داشته و تا مرحله عملیاتی شدن فاصله زیادی دارد؛ زیرا، هنوز جزئیات مشارکت اعضای این توافق در دفاع از یکدیگر مشخص نشده و هیچ نیروی دفاعی مشترکی شکل نگرفته است.
علاوهبراین، موانع جدی دیگری هم وجود دارد از جمله اینکه پاکستان و ترکیه ملاحظاتی در ارتباط با پروندههای منطقهای دارند و همچنین ترکیه با عربستان در برخی موضوعات منطقه دچار اختلاف هستند.
بنابراین، به نظر میرسد که این کشورها در حمایت از همدیگر محتاطانه عمل خواهند کرد و اقتضائات و الزامات بازیگران دیگر را هم در نظر خواهند گرفت، کما اینکه مقامات ترکیه اعلام کردند که این توافق علیه کشورهای منطقه نیست. البته به این نکته هم باید توجه داشته باشیم که یک نگرانی عمومی در بین کشورهای منطقه در مورد توسعه طلبی رژیم صهیونیستی شکل گرفته و «توافق مکه» یک اقدام جمعی برای مقابله با طرحهای توسعهطلبانه این رژیم است. به ویژه، بعد از اینکه نتانیاهو اعلام کرد که «ائتلافی شش ضلعی» را با محوریت رژیم صهیونیستی و با مشارکت کشورهای هند، قبرس و برخی دیگر از کشورهای عربی و آفریقایی ضد محور مقاومت و محور سنی تشکیل داده است. طبیعتاً محور سنی شامل عربستان، ترکیه و پاکستان و برخی کشورهای منطقه میشود. بنابراین، در حال حاضر نگرانی مشترک بین کشورهای منطقه در مورد سیاستهای رژیم صهیونیستی وجود دارد و میتوان این توافق را گامی در جهت حفظ امنیت این کشورها در مقابل این رژیم تلقی کرد.
الوقت: در این خصوص برخی معتقدند که سعودیها این توافق را برای لحظه گسترش درگیری و نگرانی از پشتیبانی مستقیم سایر اضلاع مقاومت بویژه عراقیها و حتی ایران از صنعا در نظر گرفتهاند. این تحلیل تا چه حد محلی از اعراب دارد؟
زارعان: درحال حاضر، نمیتوانیم به صراحت بگوییم که این توافق علیه ایران و اضلاع مقاومت در عراق و یمن شکل گرفته و این توافق بیشتر ناشی از نگرانیهای امنیتی عربستان و در مراحل بعدی کشورهای پاکستان و ترکیه است. پاکستان از سوی هند تهدید میشود که متحد رژیم صهیونیستی است. از طرفی، نتانیاهو زبان به تهدید ترکیه گشوده و به لحاظ دیپلماتیک و در عرصه گفتمانی و رسانهای مواضع طرفین علیه هم تند شده و ما میبینیم که اسرائیل از حرکتهای تجزیهطلبانه در منطقه حمایت میکند که میتواند برای ترکیه هزینهآور باشد.
از سوی دیگر، اقدامات رژیم صهیونیستی در منطقه در بسیاری از موارد به ویژه در حوزه موازنه قوا به ضرر عربستان است، لذا به نظر میرسد که نوک اصلی پیکان این اتحاد علیه رژیم صهیونیستی است و همچنین نوعی اطمینان بخشی به عربستان است که از نقش آمریکا در تامین امنیت منطقهای خود ناامید شده است.
