به گزارش الوقت، قطع رابطه کشورهای عربی جنوب خلیج فارس با قطر نخست از جانب ریاض اعلام شد و عربستان سعودی این خبر را اوایل صبح دوشنبه از طریق خبرگزاری رسمی این کشور منتشر کرد.
پس از عربستان مصر، بحرین و امارات متحده عربی نیز با وارد کردن اتهامات مشابه و در تقلید صرف از عربستان اعلام کردند که روابط خود را با قطر قطع کردهاند.
سیاست منطقه ای عربستان اساساً سیاستی تنش زا و مخرب می باشد. مقامات ریاض در راستای تحقق بخشی به آرزوی خود مبنی بر رهبری جهان عرب و جهان اسلام ، و در نتیجه ، همراه سازی کشورهای عرب و مسلمان منطقه،هرگاه هر یک از این کشورها را در سمت و سوی مخالف خود می بینند ، مسئله را بر نمی تابند و با ابزارهای مختلف سیاسی و اقتصادی آن را در فشار قرار می دهند. قطع رابطه با قطر و برخورد شدید با آن اولین بار نیست که با این کشور انجام می شود. این نحو برخورد همچنین محدود به قطر هم نمی شود بلکه کشورهای مختلف در رابطه خود با عربستان طعم اینگونه برخوردها را چشیده اند. این موارد بیانگر این واقعیت می باشد که سعودیها در فضاهای یاد شده اساساً رویکرد قیم مأب و زور محور همراه با نخوت و تکبر را دارند . روحیه ای که بی تناسب با طبیعت خشن و خشک منطقه نجد نمی باشد.
شاید چندان اغراقآمیز و بدور از واقعیت نباشد که سیاست خارجی عربستان را پرتنشترین و جنجالیترین سیاست خارجی منطقه عنوان کنیم.
در حال حاضر عربستان سعودی با چهار کشور منطقه شامل ایران، سوریه، یمن و به تازگی قطر در وضعیت قطع رابطه کامل قرار دارد و علاوه براین روابطش با برخی دیگر از کشورهای منطقه دچار افت و خیز و تنشهای مقطعی است. این کشور در روابط با عراق بسیار پرنوسان رفتار نموده است و سفارت خود را در این کشور پس از 5 سال قطع رابطه در دی ماه 1394 بازگشایی کرد. حتی پس از بازگشایی سفارت نیز، اظهارات سفیر ریاض در بغداد بارها کار سفرای دو کشور را به احضار رسمی کشاند و این تنشهای مقطعی حتی کار را به تغییر سفیر سعودی در بغداد کشاند.
ریاض در رابطه خود با سایر کشورهای منطقه از جمله مصر نیز بسیار پرافت و خیز رفتار نموده و در مقاطعی اختلاف نظر بر سر سوریه، کار ریاض و قاهره را تا قطع صادارت نفتی کشانده است. در جریان عملیات ارتش سوریه برای باز پسگیری شرق حلب که دولت مصر از اتخاذ موضع علیع دمشق در شورای امنیت خودداری کرد ، ریاض بلافاصله دستور قطع صادرات نفتی به مصر را صادر کرد و حتی تنش بوجود آمده در این ارتباط بین دو طرف را تا مرحله قطع کامل روابط سیاسی به پیش برد.
حتی پس از این تنش، صالح فهید، تحلیلگر، نویسنده و روزنامه نگار سعودی در صفحه توئیتر خود نوشت که عربستان سعودی به تازگی با ارسال نامهای برای عبدالفتاح السیسی، مصر را تهدید به قطع کمکهای کشورهای عربی خلیج فارس کرده است. فهید با افشای مضمون نامه در توئیتر نوشت: «مفاد نامه عربستان به السیسی: تا زمانی که حول محور "ایران، روسیه و سوریه" میچرخی، از کشورهای عربی خلیج فارس انتظار کمک نداشته باش.» با این حال این تنش و قطع صادارت نفت به مصر تا شش ماه پس از این تنش همچنان ادامه داشت و پس از آن متاثر از نیاز عربستان به نقش مصر در جهان عرب و در مقابل نیاز مصر به کمکهای مالی عربستان دو طرف به سمت عادی سازی روابط متمایل شدند.
براین اساس قطع رابطه ناگهانی ریاض با دوحه، نخستین رفتار غیرطبیعی و تنش زای در دستگاه سیاست خارجی عربستان نیست و ریاض تا کنون تجارب متعددی از تنشآفرینی و رفتارهای ناگهانی و پر آفت و خیز را دنبال کرده است.
سیاست خارجی پرتنش ریاض در حالی است که رهبران سعودی با ادعای خادمین حرمین شریفین که اشاره به اماکن مقدس مکه و مدینه است، تلاش دارند تا خود را به عنوان محور و رهبر در میان کشورهای جهان اسلام و منطقه نشان دهند. ادعایی که با توجه به سیاستهای عربستان در روابط با کشورهای منطقه در عمل متناقض و بدور از واقعیت است. چگونه ممکن است کشوری ادعای نقش رهبری را در جهان اسلام داشته باشد و همزمان با چهار کشور اسلامی در قطع رابطه کامل و علیه کشور اسلامی دیگر (یمن) در حال جنگ باشد؟
این که با وجود ادعای ریاض مبنی بر نقش محوری در منطقه و در میان کشورهای اسلامی اما همزمان این کشور پرتنشترین روابط را با کشورهای اسلامی در منطقه دنبال میکند، این رفتار متناقض نشان دهنده چیست؟
به نظر میرسد رفتار پرتنش ریاض در سیاست خارجی با ادعای نقش محوری در منطقه و در جهان چندان هم بیارتباط نیست، هرچند به احتمال زیاد سعویها دارا بودن نقش محوری در منطقه را به معنای مداخله و تحت انقیاد درآوردن دیگر کشورها میدانند. براین اساس اتخاذ هرگونه مواضع مستقل و متفاوت از عربستان از جانب کشورهای منطقه نه تنها برای رهبران سعودی قابل پذیرش نیست، بلکه این رهبران از هیچ اقدام مداخله آمیزی برای همسو کردن روبکرد دیگر کشوها ابایی ندارند.
سالهاست کمکهای مالی و دست ودلبازانه ریاض به کشورهای اسلامی تحت عنوان حمایت از موسسات دینی عنوان میشود، اما این کمکها همواره در شرایطی صورت گرفته است که پس از آن توقعات و زیادهخواهیهایی از جانب رهبران سعودی از کشورهای دریافت کننده عنوان شده است. در جریان سفر ملک سلمان به اندونزی و مالزی در سال جاری نیز تلاش زیادی از سوی سعودی ها برای همراهی این کشورها در ائتلاف نظامی علیه یمن و در مقابل جمهوری اسلامی ایران دنبال شد. این تلاشها تا بدانجا بود که پس از انتشار اخبار حمایت میلیون دلاری عربستان از یک مرکز اسلامی در کوالالامپور، سران دو کشور در بیانیه مشترکی مدعی شدند ایران در امور داخلی کشورهای منطقه دخالت می کند، ادعایی که اصولا در بیانیه های شورای همکاری خلیج فارس مطرح می شود و کاملا براساس برنامهریزی صورت گرفته از جانب ریاض دنبال شد.
از طرف دیگر موضعگیری ضد ایرانی مالزی در شرایطی صورت میگیرد که این کشور روابط اقتصادی گستردهای را با عربستان دنبال و صندوق توسعه عربستان(SDF) سالانه مبالغی را تحت عنوان کمک به ساخت موسسات مذهبی و همچنین حمایت بیشتر دعوت به اسلام و سایر فعالیت های مرتبط در مالزی تخصیص میدهد. در واقع کمک های مالی عربستان در حمایت از فعالیت ها و نهادهای مذهبی هسته اصلی روابط دوجانبه کوالالامپور – ریاض است که شامل بخشش های مالی به 'پرکیم' (سازمان رفاه مسلمانان مالزی) و همچنین منابع مالی برای تاسیس دانشگاه بین المللی اسلامی مالزی (IIUM) از سال 1983 میباشد. براین اساس رویکرد ضدایرانی مالزی در جریان سفر پادشاه عربستان چندان موضوع دور از انتظاری نیست و این رویکرد تابعی از کمکهای مالی عربستان به این کشور اسلامی است.
همین الگوی کمکهای مالی گسترده و همزمان مداخله گری و تلاش برای همسوسازی سیاستخارجی کشورها، در روابط ریاض با دیگر کشورها نیز به دفعات مکرر دنبال شده است. از جمله در جریان سفر ملک سلمان به قاهره در آوریل 2016، عربستان قردادی به ارزش 25 میلیارد دلار را با این کشور منعقد کرد، اما کمتر از یک سال پس از این سفر، رای مصر در سازمان ملل به قطعنامه پیشنهادی روسیه درباره سوریه، خیلی زود به خشم و حتی قطع صادرات نفت عربستان به مصر منجر شد و نشان داد برای ریاض به هیچ روی موضعگیریهای مستقل دیگر کشورهای اسلامی و منطقه قابل پذیرش نیست.
در مورد سایر کشورها از جمله سودان، اردن و.. همواره کمکهالی مالی عربستان همراه با موضعگیری این کشورها علیه ایران و اعلام حمایت از ائتلاف نظامی عربستان علیه یمن دنبال شده است که همگی نشان دهنده اقدامات مداخله جویانه عربستان در قالب کمکهای اقتصادی گسترده برای بدستگیری جهتگیری سیاست خارجی در این کشورهاست.
همین علاقه عربستان به داشتن نقش محوری همراه با مداخله جویی در امور داخلی دیگر کشورهاست که باعث میشود وقتی برخی کشورهای اسلامی موضعگیری مستقل از ریاض را در مسائل منطقه دنبال کنند با واکنش تند رهبران سعودی مواجه شوند. مسئلهای که طی چند روز گذشته در ارتباط با دوحه مشاهده گردید. تنشی که بدلیل مواضع مستقل رهبران قطر از سعودیها ایجاد شده و حتی کار را به قطع کامل روابط و حتی احتمال تقابل نظامی کشانده است.
