علل بروز تروریسم در جغرافیای جهان اسلام چیست؟ آیا میتوان جهانی شدن را به همراه دیگر عواملی همچون نوسازی، نبود فرصت مشارکت و محرومیت نسبی عوامل بسترساز تروریسم عنوان کرد. پاسخ به این پرسش به همراه مقالات دیگر با موضوعات حضور داعش در افغانستان، تاثیربحران سوریه بر روابط روسیه و ترکیه، مناسبات امنیتی ریاض - تلآویو، سیاستهای ضدشیعی آل سعود با تاکید بر بحران یمن و همچنین علائق و موانع همکاری راهبردی پاکستان و عربستان در دوره نواز و سلمان به همراه مقاله تحلیلی با موضوع چشم انداز مقاومت فلسطین در چالشهای هویتی غرب آسیا؛ عناوین مورد بررسی در جدیدترین شماره فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام میباشد.
به گزارش الوقت به نقل از روابط عمومی موسسه مطالعات راهبردی اندیشه سازان نور، فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام در شماره 66 خود که در تابستان 1395 به مدیرمسئولی سعدالله زارعی؛ در این موسسه منتشر شده است، در نخستین مقاله خود به بررسی علل بروز تروریسم در جغرافیای جهان اسلام پرداخته است. در این مقاله، مهدی بیژنی، دانشجوی مطالعات منطقهای دانشگاه تهران، تلاش داشته است تا به این پرسش پاسخ دهد که علل گسترش تروریسم در دنیای اسلام چیست؟ نویسنده در ادامه با طرح این پرسش که آیا انگیزههای ایدئولوژیک چپ و راست در پس اقدامات گروههای تروریستی نهان است و یا این که آیا وجود عواملی همچون دولتهای ضعیف، دوره گذار، جهانی شدن، نوسازی و برخورد تمدن ها یا فرهنگها میتوانند به عنوان عامل شکلگیری تروریسم به شمار روند، سعی داشته تا شکلگیری تروریسم را بصورت ساختاری و با شناخت بسترهای احتمالی مورد بررسی قرار دهد. در عین حال نویسنده در ارتباط با دلایل شکلگیری تروریسم در جغرافیای جهان اسلام به نقش بازیگران بینالمللی نیز توجه داشته و اهداف ابزاری آمریکا را به عنوان قدرت هژمون و سیطره جوی جهانی، بخش مهم و غیرقابل انکار برای قوام و دوام گروههای تروریستی عنوان میکند.
در مقاله دیگری با عنوان سیاستهای ضدشیعی آل سعود (مطالعه موردی یمن)، نویسنده مقاله، تورج افشون به نگرانی رهبران سعودی نسبت به تحولات خاورمیانه پس از سال 2011 بویژه در یمن پرداخته است و با نگاه تاریخی گذرا درباره رویکرد رهبران سعودی به یمن، اهداف مهم رهبران عربستان را از گذشته تا کنون شامل: عدم شکلگیری سیستم مردم سالار و دموکراتیک، ممانعت از توسعه و پیروزی جریانهای همسو با گفتمان انقلاب سلامی ایران، حفظ رژیم فاسد و دست نشانده در یمن، کاهش نفوذ و قدرت شیعیان حوثی و در مقابل تقویت جریانهای سلفی، بیان میکند. نویسنده این مقاله در ادامه تحلیل خود آغاز تجاوز نظامی عربستان به یمن را در مارس 2015 را متاثر از شکست طرحهای سیاسی پیشین و مورد نظر رهبران ریاض در یمن عنوان میکند که در حال حاضر با هدف جلوگیری از شکلگیری یک جریان شیعی نزدیک به انقلاب اسلامی ایران همچنان ادامه دارد و حتی سعودی را بر آن داشته برای جلوگیری از تاثیرگذاری جریان شیعیان یمن به حربه تجزیه یمن روی آورد.
در ادامه و در مقاله بعدی که در این فصلنامه با عنوان پاکستان -عربستان، علایق و موانع همکاری راهبردی در دوره نواز- سلمان از جواد جمالی پژوهشگر مسائل افغانستان و پاکستان منشتر شده، نویسنده مقاله عنوان داشته که روابط پاکستان و عربستان در دوران نواز شریف و ملک سلمان در حال تبدیل شدن به اتحاد و ائتلاف راهبردی است. نویسده مقاله برای اثبات ادعای خود به دو مولفه مکمل و متقابل شامل ثروت و توانمندی مالی عربستان از یک سو و از طرف دیگر قدرت و توانمندی نظامی پاکستان از سوی دیگر اشاره کرده و در ادامه منافع مشترک دولتهای نواز و سلمان را شامل تبلیغ امالقرایی عربستان در جهان اسلام، پیوندهای فردی- خاندانی نواز شریف با آل سعود، قرابت نسبی سیاست های دو کشور در برابر بحران سوریه، همسویی در برابر افغانستان، منافع تجاری مشترک، بهرهگیری عربستان از سلاح هستهای و موشکی پاکستان و ارتقای موقعیت و اعتبار پاکستان در جهان اسلام عنوان نموده است.
چشم انداز مقاومت فلسطین در چالشهای هویتی غرب آسیا، مقاله دیگری در شماره تابستان فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام است که در آن با توجه به وجود مناقشات هویتی در غرب آسیا، هویت مقاومت را تحت تاثیر مداخله نظام سلطه، نقش مخرب رژیم صهیونیستی، جنگ نیابتی علیه محور مقاومت و توسعه طلبی بازیگران منطقهای، هویتی به حاشیه رانده شده عنوان میکند که تا زمانی که بازیگران فعال در خط مقدم مبارزه با رژیم صهیونیستی تحت تاثیر چالشهای هویتی منطقه غرب آسیا، کنش خود را براساس هویتهای قومی، مذهبی و ملی تنظیم کنند، هویت مقاومت و به تبع آن مقاومت ضد صهیونیستی به حاشیه رانده خواهد شد. نویسنده این مقاله در ابتدای بحث خود ضمن توجه به هویتهای چند پاره، حماس را به عنوان مطالعه موردی مورد بررسی قرار میدهد.
در ادامه مقالات فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام، تاثیر بحران سوریه بر روابط ترکیه و روسیه مورد توجه قرار گرفته و شعیب بهمن، نویسنده آن با دو نگاه بدبینانه و خوش بینانه به روابط روسیه و ترکیه، تاثیر بحران سوریه را بر روابط این دو کشور مورد توجه قرار داده است. نویسنده در این مقاله با هدف عینی کردن تحلیل خود برخی آمار و ارقام در روابط روسیه و ترکیه را در حوزه تجارت خارجی و بخش گردشگری را نیز مورد استناد قرار داده است.
مدیر مسئول این فصلنامه نیز مقاله خود را با عنوان ریاض - تل آویو، بنیاد و نتایج مناسبات سیاسی و امنیت ارائه داده است. سعدالله زارعی، در مقاله خود معتقد است که در میان کشورهای عربی - اسلامی، دولت عربستان سعودی بیشترین نقش را در تاسیس یک دولت یهودی و اجرایی شدن پروتکلهای صهیونیستی برای غصب فلسطین داشته است. نویسنده مقاله در تحلیل خود با نگاهی به تاریخ مناسبات سعودی - صهیونیسم، کمک های خاص آل سعود به رژیم صهیونیستی برای حفظ موجودیت خود، اظهار داشته است که روابط دو طرف اگرچه نه بصورت رسمی اما غیرعلنی در جریان است و احساس تهدید دو طرف از انقلاب اسلامی ایران باعث گرایش به استراتژیک کردن این روابط و به تبع علنی شدن آن خواهد شد.
مطلب آخر این شماره فصلنامه نیز به گفتگویی با محمدتقی مصباحزاده پیرامون حضور داعش در افغانستان اختصاص دارد که در آن به بنیانهای تفاوت طالبان و داعش، ظرفیت رشد داعش در افغانستان، نقش دولت مرکزی در کشمکش طالبان وداعش و موضوعات دیگری مرتبط با حضور داعش در افغانستان پرداخته شده است.
دسترسی به فایل کامل مقالات فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام در پایگاه مجلات تخصصی نور
