سایت تحلیلی خبری الوقت | Alwaght Website

انتخاب سردبیر

خبر

بیشترین بازدید

روز هفته ماه

پرونده ها

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

undefined
بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

undefined
طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

undefined
کاروان‌های دریایی کمک به غزه

کاروان‌های دریایی کمک به غزه

undefined
جنگ 12 روزه

جنگ 12 روزه

undefined
گاه‌شمار جنگ غزه

گاه‌شمار جنگ غزه

undefined
توافق صلح ایران و عربستان

توافق صلح ایران و عربستان

undefined
طوفان الاقصی

طوفان الاقصی

تندروهای صهیونیست‌ باد کاشتند پس طوفان درو می‌کنند!
فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

undefined
معامله قرن

معامله قرن

undefined
اختلافات ترکیه و آمریکا

اختلافات ترکیه و آمریکا

undefined
New node

New node

تحولات ترکیه

تحولات ترکیه

undefined
آزادسازی موصل

آزادسازی موصل

آزادسازی موصل یا نبرد بازپس گیری موصل از اشغال گروه تروریستی داعش، عملیات نظامی منظم و کلاسیکی است که از روز دوشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ به فرمان حیدر العبادی نخست وزیر عراق برای پس گرفتن موصل از سیطره داعش آغاز شد. موصل مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال گروه داعش درآمد و از آن زمان ابوبکر بغدادی، خلافت خودخوانده خود را در این هشر استقرار نمود. عملیات آزادسازی موصل از نوع جنگ‌های شهری منظم به شمار می‌رود.
آزادسازی حلب

آزادسازی حلب

پس از آن که دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن؛ اوایل هفته جاری اعلام کرد که 60 درصد از مناطق شرقی حلب توسط ارتش سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی آزاد شده است، حال منابع خبری امروز اعلام کرده‌اند؛ با پیشروی سریع و برق‌ آسای ارتش سوریه طی چند روز گذشته، مناطق تحت کنترل دولت سوریه در شرق حلب، به میزان 80 درصد رسیده است.
New node

New node

New node

New node

سازمان القاعده

سازمان القاعده

سازمان القاعده القاعده پس از 2001 دچار دگرگوني‌هاي چشم¬گيري شد. ساختار هرمي آن جاي خود را به ساختاري داد كه زيرمجموعه‌ها در آن با استقلال عمل فعاليت مي‌كردند. اين تحول اگرچه تسلط مركز بر پيرامون را تقليل داد اما بر گستره و توالي عمليات القاعده در كشورهاي مختلف خاورميانه افزود. با اين حال توان عملياتي كلان القاعده در اثر اين دگرگوني تا حدود زيادي تحليل رفت. القاعده پس از بمب‌گذاري‌هاي لندن در 2005، تاكنون نتوانسته است عمليات موفقيت آميزي در كشورهاي غربي انجام دهد. افزون بر اين، گسترش دامنۀ منطقه اي فعاليت هاي القاعده به كشته و دستگير شدن بسياري از رهبران و كادرهاي اصلي آن انجاميد. با اين حال تمامي اين چالش‌ها مانع تداوم فعاليت القاعده نشد. زيرمجموعه هاي آن در عراق، يمن، افغانستان، پاكستان، سومالي و ديگر كشورها و مناطق فعال باقي ماندند. تشكيلات القاعده تشكيلات القاعده در سال 1988 توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با "اتحاد جماهير شوروي" در افغانستان تأسيس شد. القاعده از سازمان "مكتب الخدمة" كه هدف آن مسلح‌ كردن و آموزش مجاهدين اسلامي براي جنگ با شوروي بود گسترش و پيشرفت يافت. اين سازمان از حمايت و پشتيباني دولت‌هاي اسلامي به ‌ويژه عربستان سعودي و پاكستان و همچنين ايالات متحده آمريكا برخوردار بود. در سال 2000 ايمن ظواهري سازمان "جهاد اسلامي مصر" را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد. خاستگاه اصلي القاعده را بايد "وهابيت" برشمرد كه خود ريشه در جنبش سلفي، مذهب حنبلي و پيروان اهل حديث دارد. رهبران، نظريه پردازان و بسياري از اعضاي القاعده يا وهابي‌اند يا از پيروان مذاهب حنبلي و حنفي كه به وهابيت تمايل زيادي دارند. القاعده را جنبشي سلفي نيز دانسته‌اند، زيرا پيشوايان آن، يعني "احمد بن حنبل" و "ابن تيميه" از نخستين مدعيان سلفي‌گري بوده‌اند. اين تفكر با دريافت خاص خود از توحيد و تكيه بر استدلال‌هاي ظاهرگرايانه بسياري از مسلمانان را كافر مي‌داند و نوك اين ويژگي تكفيري خود را به طور خاص متوجه شيعيان كرده است. ايدئولوژي القاعده بر چهار ركن سلفي‌گري، راديكاليسم، شيعه ستيزي و غرب ستيزي استوار است. از آنجا كه دو ركن آخر بر آمده از ويژگي سلفي‌گري است، به اختصار مي‌توان آن را ايدئولوژي "سلفي راديكال" ناميد. از نگاه آنان، دين يك نظام ساده حقوقي است كه از جانب خداوند براي رهايي بشر از عذاب دنيوي و اخروي نازل شده و تكاليفي را بر او واجب كرده است. به همين دليل بشر براي سعادت دنيا و آخرت بايد به عبادت و اطاعت خدا بپردازد. به رغم تداوم فعاليت، القاعده از نيمۀ دهۀ گذشته دچار چالش‌هاي بزرگي شد كه آيندۀ آن را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. چهار چالش عمدۀ القاعده در اين سال ها به ترتيب اهميت عبارتند از: - تنزل جايگاه در جهان اسلام: در نظرسنجي هاي پس از يازده سپتامبر، القاعده از مقبوليت و محبوبيت قابل توجهي در كشورهاي اسلامي برخوردار بود. اين جنبش در ذهن بسياري از مسلمانان متشكل از جهادگراني بود كه پس از آزادسازيِ افغانستان از اشغال ملحدان، مبارزه با ظلم و ستم در ابعاد داخلي (در برابر رژيم‌هاي فاسد منطقه) و خارجي (در برابر امريكا و غرب) و دفاع از منافع جهان اسلام را سرلوحۀ فعاليت هاي خود قرار داده‌اند. اين نوع نگاه در ابتدا با توجه به گفتمان ظلم‌ستيز و جهادگرايانۀ القاعده چندان غيرمنتظره نمي‌نمود. اما با روشن شدن پيامدهاي عملكرد القاعده بر جهان اسلام، به ويژه اشغال افغانستان و عراق و نيز گسترش فعاليت‌هايي كه بيش از هر چيز جان و مال مسلمانان و بي‌گناهان را هدف مي‌گرفت، طرفداري از گفتمان القاعده به تدريج رو به كاهش نهاد. به طور مشخص از سال‌هاي 2005 و 2006 محبوبيت القاعده و پشتيباني از آن در ميان مسلمانان رو به تنزل نهاد، به نحوي كه در 2010 طرفداري از القاعده نسبت به 2001 به نيم كاهش يافت. تنزل هواداري از القاعده به معناي كاهش حمايت پرسنلي و مالي به ويژه از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان مي‌باشد. پيامدهاي اين واقعيت را در عراق، يمن و مغرب شاهد بوديم؛ - بهار عربي: دومين چالش، خيزش‌هاي فراگير و مردميِ 2011 در خاورميانه مي‌باشد. اين تحركات در سه جهت براي القاعده پيامدهاي منفي در بر داشت: نخست آنكه تبليغات عليه رژيم‌هاي حاكم كه پيشتر يكي از ابزارهاي اساسي القاعده براي جلب حمايت و توجيه عملكردش نزد مسلمانان بود، با توجه به حضور گستردۀ مردم در اعتراضات ضدرژيم، كارآيي خود را در جذب نيروهاي جوان و پشتيباني مالي از القاعده در ميان شهروندان عرب از دست داد. دوم آنكه تقريباً تمامي نيروهاي فعال در زندگي سياسيِ منطقه – به جز القاعده – در اين تحولات حضور داشتند. تصويري كه دوري القاعده از جوامع عربي را به خوبي به نمايش گذاشت. سوم آنكه، مردمي بودن تحولات و حاشيه‌اي بودن نقش آمريكا و در واقع غافلگيريِ اين كشور از سرعت و گسترۀ تحولات و نيز تضاد آمريكا با برخي از رژيم‌هاي عرب، امكان بهره‌گيري تبليغاتي القاعده از حضور امريكا را از بين برد؛ - حذف رهبر كاريزماتيك: مرگ بن لادن بزرگترين چالش القاعده در طول سال‌هاي فعاليت آن بود. جنبش‌هاي اسلام‌گرا اغلب بر محور شخصيتي كاريزماتيك و نيرومند به فعاليت مي‌پردازند. نگاهي به جنبش‌هاي اسلام‌گراي قرن بيستم در خاورميانۀ عربي نشان مي‌دهد كه حذف رهبريِ كاريزماتيك از صحنه، اغلب به معناي زمين‌گير شدن و آغاز زوال چنين جنبش‌هايي بوده است. افزون بر اين، شخصيت جذاب و محبوبيت بن لادن در ميان اعضاي القاعده و توان سخنوريِ وي نقشي اساسي در تحكيم وحدت سازمانيِ القاعده داشته است. مرگ بن لادن علاوه بر حذف چهرۀ كاريزماتيك و وحدت‌بخشِ القاعده، اين جنبش را با چالش جانشيني روبه رو كرد؛ - بحران جانشيني: هشت هفته پس از مرگ بن لادن اعلام شد كه أيمن الظواهري به جانشيني وي انتخاب شده است. اين فاصلۀ زماني به خوبي گوياي اختلافات دروني القاعده بر سر انتخاب جانشين است. حتي اگر اين تأخير را، بنا بر تحليلي، ناشي از دشواري برگزاري سريع نشست اعضاي عالي‌رتبۀ القاعده براي انتخاب رهبر بدانيم، عدم بيعت زودهنگام زيرمجموعه هاي القاعده اين تحليل را زير سوال برد. تأخير در بيعت ساير زيرمجموعه هاي القاعده، نشان از تأثير چالش جانشيني بن لادن بر وحدت سازماني القاعده مي باشد. افزون بر فقدان اجماع بر سر الظواهري، وي چهره‌اي كاريزماتيك به حساب نمي‌آيد و از شخصيت و قدرت سخنوري بن لادن و اثرگذاري وي در رهبران و كادرهاي القاعده برخوردار نيست. از ديد برخي وي بيشتر براي مديريت يك اداره يا شركت مناسب است تا رهبري يك جنبش جهاني. مجموعۀ چهار چالش فوق، القاعده را در بستر اصلي و در حال دگرگوني فعاليتش، خاورميانه، به حاشيه رانده است. مرگ بن لادن بزرگترين ضربه‌اي بود كه به القاعده وارد شد. اگرچه الظواهري به عنوان ايدئولوگ القاعده معروف است اما وي به وضوح از صفات لازم براي رهبري جنبشي گسترده همچون القاعده برخوردار نيست. وضعيت فعلي القاعده در حالي كه كمتر از سه سال از كشته شدن اسامه بن لادن، بنيان گذار القاعده نگذشته است كه طيف هاي جوان‌تر و نوظهور القاعده پاگرفته و اقدامات انتحاري را در برخي از كشورهاي منطقه انجام مي دهند. اين در حالي مي باشد كه در سال هاي گذشته، القاعده به لحاظ سازماني و ايدئولوژي در مسير تنزل و عقب نشيني بود. روند ظهور مجدد اين سازمان تروريستي در برخي از كشورهاي منطقه را مي توان به شرايط بحراني و بعضاً هرج و مرج داخلي اين كشورها بي ارتباط ندانست. چرا كه خلأ ايدئولوژي در جهان عرب به واسطه شكست حكومت‌هاي اصلاح طلب، بازار سازمان القاعده و ايدئولوژي القاعده گرايي را در جهان عرب رونق بخشيده است. به بيان ديگر، بسياري از مخالفان انقلاب هاي عربي، كه خواهان حفظ ديكتاتورهاي سابق در قدرت بودند و يا خواهان قدرت‌يابي ديكتاتورهاي ديگر و بعضاً بازگشت آن‌ها بودند، نسل جديدي از القاعده نوين را پايه گذاري كرده‌اند. سازماني كه بسياري از اعضاي قديمي و كليدي آن در سال‌هاي گذشته كشته شدند، با گفتمان جديد و با هدف تغيير در جهان اسلام، تنها از طريق جهاد خشونت‌آميز و تروريسم، سعي در پياده نمودن پارادايم خود دارند. در اين بين جماعت اخوان المسلمين به عنوان دشمن محوري القاعده، كه چند سالي در مسير تسلط بر سياست‌هاي جهان عرب، تغييراتي را به وجود آورد، نقش مهمي در تقويت اين گروه نوين بازي كرد. هر چند كه اخوان در ادامه حركت خود، دچار چالش هاي جدي شده است، اما توانست اثبات كند كه تغيير واقعي در جهان عرب بدون تروريسم و اقدامات خشن هم امكان دارد. بر همين اساس، بسياري از تحليلگران، ظهور نسل جديد از گروه القاعده را پيش بيني كردند. نكته قابل تأمل اينكه، نوظهوران و وابستگان به القاعده نوين خيز بلندي از دمشق تا بغداد و بيروت برداشته اند و در سال گذشته خشونت و افراطي‌گرايي هاي فراواني را انجام داده اند. القاعده اي كه در عراق صحبت از شكست و محو جدي آن بود، مجدداً احيا شده و اقداماتي مرگبارتر از گذشته انجام مي‌دهد. امروز گروه دولت اسلامي عراق و شام، داعش بار ديگر براي به دست گرفتن مناطق غربي عراق در حال جنگيدن است. حتي اين گروه با ائتلاف با جبهه النصره در سوريه شكوفاتر شده است و به همراه يكديگر براي نابودي منطقه تلاش مي كنند. بر همين اساس، خشونت فرقه اي بين شيعه و سني چندين برابر شده است. بسياري از جهادي‌هايي كه از اروپا روانه سوريه شده‌اند در آتش القاعده نوين در حال سوختن مي باشند. تلاش گردان‌هاي تروريستي چون (گردان‌هاي عبدا… عزام) براي كشاندن جنگ فرقه‌اي از سوريه به لبنان و عراق است. حتي حمله به سفارت ايران در بيروت و ساير اقدامات انتحاري چون بمب گذاري را در مناطق شيعه نشين در دستوركار خود دارند
گروه داعش

گروه داعش

دولت اسلامي عراق و شام يا داعش به عنوان گروهي منشعب از القاعده محسوب مي شود كه از منظر گرايشات عقيدتي و فكري و همچنين جنبه رفتاري رويكرد يكساني با القاعده دارد. با اين حال رفتارهاي اين گروه تروريستي در طول يك دهه گذشته و به خصوص چند سال اخير نشانگر راديكال تر و خشن تر بودن اين گروه در مقايسه با القاعده است و داعش با توجه به جدايي از القاعده و پيدايش اختلافاتي بين آن دو به عنوان مخوف‌ترين و قدرتمندترين گروه تروريستي در عرصه خاورميانه ظهور كرده است. هر چند كه داعش در شكل كنوني آن محصول بحران سوريه و گسترش اختلافات و منازعات منطقه اي بعد از 2011 است، اما ريشه ها و روند قدرت گرفتن آن به دوره پس از صدام در عراق يعني از سال 2003 به بعد مربوط است. حمله آمريكا به عراق در سال 2003 فرصت و فضاي مناسبي را براي حضور و نقش آفريني گروههاي مسلح و تروريستي مختلف از جمله گروههاي مرتبط با القاعده در اين كشور بوجود آورد. بر اين اساس گروههاي مسلح مختلفي به خصوص در سالهاي پس از 2004 در عراق ظهور كرد كه با جذب نيرو و منابع مالي در تلاش بودند كه با نيروهاي نظامي آمريكايي و همچنين نيروهاي عراقي مقابله كنند. يكي از مهمترين اين گروهها جماعه التوحيد و الجهاد بود كه به رهبري ابومصعب زرقاوي در سال 2004 تشكيل شد. پس از آنكه زرقاوي بيعت خود با اسامه بن لادن رهبر القاعده را اعلام كرد به تنظيم القاعده في بلاد الرافدين تبديل شد و همچنين به اين گروه القاعده عراق نيز اطلاق مي شد. زرقاوي بعد از آزادي از زندان در اردن در سال 1999 رهبري بخشي از داوطلبان جهادي در افغانستان را برعهده داشت، اما در سال 2001 از اين كشور به شمال عراق فرار كرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پيوست و سپس با ايجاد القاعده عراق، وفاداري خود به رهبري شبكه جهاني القاعده را بيان داشت. القاعده عراق به تدريج به اصلي ترين گروه تروريستي در عراق تبديل شد و بيشترين انفجارها و اقدامات تروريستي از سوي اين گروه صورت گرفت. از جمله مهمترين اقدامات القاعده عراق كه در پي ايجاد فتنه مذهبي و جنگ داخلي در عراق بود، انفجار حرم شريف امامين عسگرين در سامرا در سال 2006 بود. اين تشكل عمليات تروريستي خود را به اندازه اي افزايش داد كه به يكي از قوي ترين گروههاي مسلح در صحنه عراق تبديل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده اي از عراق كرد تا اينكه در سال 2006،‌ زرقاوي علنا در يك نوار ويدئويي تشكيل آنچه را " شوراي مجاهدين" خواند به سركردگي عبدالله رشيد البغدادي اعلام كرد. پس از كشته شدن زرقاوي توسط نيروهاي آمريكايي در سال 2006، ابوحمزه المهاجر به سركردگي اين گروه تعيين شد و در پايان همان سال دولت اسلامي عراق به سركردگي ابوعمر البغدادي تشكيل شد. دولت اسلامي عراق به عنوان گروهي تروريستي و شاخه القاعده در عراق در شكل جديد خود تحت رهبري ابوعمر البغدادي تلاشهاي خود براي ايجاد ناامني در عراق را ادامه داد، با اين حال اين گروه از سال 2008 با افول و كاهش قدرت و تاثيرگذاري در عراق مواجه شد. شكل گيري نيروهاي الصحوه يا بيداري از ميان عشاير سني عراق براي مقابله با القاعده عراق و اقدامات نظامي و امنيتي در مقابل آن باعث تضعيف جدي اين گروه شد. در 19 آوريل 2010، نظاميان آمريكايي و عراقي طي يك عمليات نظامي در منطقه الثرثار، منزلي را هدف قرار دادند كه ابوعمر البغدادي و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند و پس از درگيريهاي شديد ميان دو طرف، اين منزل هدف حملات هوايي قرار گرفت و در نتيجه آن دو سركرده تروريستها به هلاكت رسيدند. يك هفته بعد، اين گروه تروريستي در بيانيه اي هلاكت البغدادي و المهاجر را رسما اعلام كرد و پس از حدود ده روز، مجلس شوراي دولت اسلامي عراق تشكيل جلسه داد و ابوبكر البغدادي را به عنوان جانشين ابوعمر البغدادي انتخاب كرد. هر چند در اين دوره دولت اسلامي عراق در مرحله ضعف بود، اما بحران سوريه فرصتهاي نويني را براي اين گروه ايجاد كرد و البغدادي با بهره گيري از آن توانست به جايگاه و نقش آفريني عمده اي در معادلات عراق و سوريه بپردازد. بحران سوريه از چند منظر باعث ايجاد فرصت براي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق شد. اول اينكه سوريه با توجه به مجاورت جغرافيايي و پيوستگي سرزميني با عراق فضاي عملياتي مناسبي را براي افزايش قدرت و نقش آفريني اين گروه بوجود آورد. دوم اينكه گسترش بحران و رقابتهاي منطقه اي و افزايش تنشهاي مذهبي و فضاي افراط گرايانه در منطقه منابع انساني و مالي گسترده اي را براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم ساخت. با توجه به شرايط جديد سوريه ابوبكر بغدادي يكي از معاونان خود به نام ابومحمد الجولاني را به سوريه فرستاد كه منجر به شكل گيري گروه جبهه النصره در سوريه در 2011 شد. جبهه النصره تا سال 2013 به عنوان گروهي وابسته به القاعده در سوريه معروف بود و توانست با جذب نيرو و منابع مالي به يكي از بازيگران مهم معارض در اين كشور تبديل شود. در حالي كه گزارشهاي اطلاعاتي از رابطه فكري و تشكيلاتي اين گروه با شاخه دولت عراق اسلامي پرده برداشت، در نهم آوريل 2013، ابوبكر البغدادي در يك پيام صوتي اعلام كرد كه جبهه النصره امتداد دولت اسلامي عراق است و تشكيل آنچه دولت اسلامي عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامي عراق اعلام كرد. اما طولي نكشيد كه يك نوار صوتي منتسب به ابومحمد الجولاني پخش شد كه در اين نوار از رابطه خود با دولت اسلامي عراق سخن گفت، اما وي ايده ادغام با اين گروه را نپذيرفت و بيعت خود را با شبكه القاعده تحت رهبري ايمن الظواهري اعلام كرد. بر اين اساس به رغم تاكيد ايمن الظواهري بر انحلال داعش و فعاليت جداگانه دولت اسلامي در عراق و جبهه النصره در سوريه، البغدادي بر ادامه حيات داعش تاكيد كرد. بر اين اساس بود كه اختلافات مهمي بين البغدادي و ايمن الظواهري و درگيريهاي بين جبهه النصره و داعش رخ داد. با اين حال داعش توانست به نقش آفريني گسترده تري در سوريه بپردازد و جايگاه خود را در اين كشور با تصرف برخي مناطق تثبيت كند. داعش پس از تقويت خود در سوريه بتدريج حضور و نقش آفريني خود در عراق را نيز گسترش داد. داعشي‌ها كه در طول سال 2013 حضور پراكنده اي در عراق داشتند، از ابتداي 2014 نقش خود در اين كشور را بسيار توسعه دادند. بر اين اساس بود كه آنها توانستند بر مناطق گسترده اي از عراق در استان الانبار مسلط شوند و شهرهاي مهم رمادي و فلوجه را به تصرف خود درآورند. هر چند نيروهاي عراقي توانستند مناطق مهمي از جمله رمادي را از كنترل داعش خارج سازند، اما شهرهايي مانند فلوجه همچنان در دست داعش باقي ماند. در حالي كه ارتش عراق در حال تشديد اقدامات اطلاعاتي و نظامي خود براي خارج ساختن داعش از فلوجه بود، مرحله جديدي از عمليات نظامي و پيشرويهاي اين گروه در استانهاي صلاح الدين، نينوا، ديالي و كركوك آغاز شد. داعش بعد از ناكامي در تصرف سامرا به موصل حمله كرد و توانست بر اين شهر مسلط شود. سپس پيشرويهاي داعش به سوي ساير مناطق عراق ادامه يافت و از جمله باعث تسلط بر تكريت شد. در حال حاضر داعش بر مناطق قابل توجهي از سوريه به خصوص قسمتهاي شرقي مانند الرقه و همچنين بخش‌هاي مهمي از مركز و غرب عراق مسلط است. در چنين شرايطي كه با گسترش توان مالي و انساني داعش و همكاري برخي گروههاي محلي با آن همراه است، تهديدات مختلف ناشي از آن در منطقه در حال گسترش است.
جنبش گولن

جنبش گولن

جنبش گولن طی سال‌های اخیر، جریانی در ترکیه رشد کرده که اگر چه خود را وامدار اندیشه‌های سعید نورسی عالم برجسته ترک می‌داند، اما از جهات گوناگون به ارائه الگویی نوین پرداخته است. این جریان که عموماً با نام رهبر آن فتح‌الله گولن آمیخته است، تحت عناوینی هم‌چون جماعت خدمت، جریان نورچی و جماعت گولن نیز شناخته می‌شود. این جریان نه تنها در ترکیه نوین به عنوان یکی از جریان های مهم شناخته شده، بلکه در سطح منطقه نیز جریانی تاثیرگذار محسوب می شود و طی سال های گذشته، رشدی فزاینده در مناطقی همچون بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز، افریقا و حتی امریکا داشته است. شخصیت ودیدگاه های گولن درباره گولن و شخصیت او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از شاگردان گولن به او لقب خواجه افندی داده اند؛ زیرا وی هم تحصیلات سنتی دینی داشته و هم به فلسفه غرب و به ویژه فلسفه کانت تعلقی ویژه دارد. برخی دیگر از افراد جماعت، او را به چشم حضرت مهدی (عج) نگاه می کنند. برخی دیگر او را یک واعظ ساده مذهبی می دانند که بواسطه نوع سخنرانی هایش در میان مردم مشهور شده است. برخی نیز او را یک مصلح بزرگ دینی و پیام آور صلح و آشتی اسلام با دموکراسی تلقی می کنند. مخالفان وی نیز او را فردی دروغگو و فریبکار توصیف می کنند که حتی جرات بازگشت به ترکیه را نیز ندارد. عده ای نیز اعتقاد دارند گولن با شخصیت بت گونه ای که به هوادارانش داده، تصویری نژادپرست، ناسیونالیست و بیگانه از دیگران، از جماعت خود ترسیم کرده است. تکبر و خوار شمردن کسانی که خارج از جماعت هستند، به رویه ای معمولی تبدیل شده است. به نحوی که نزد پیروان این جماعت، غیر از گولن، سایر علمای جهان اسلام بی اطلاع هستند و درک درستی از مسایل ندارند. (DAĞ, 2014) به هر حال فارغ از آنکه قضاوتی درباره تعارف فوق از گولن و شخصیت وی داشته باشیم، واقعیت آن است که امروز نام فتح الله گولن با اصطلاح اسلام روشنگر یا معتدل ترک که بسیاری از پژوهندگان از آموزه هاو جهان بینی آن با عنوان «پارادایم اسلام اجتماعی» یاد می کنند، گره خورده است.( فلاح، 207:1389-205) در حقیقت فتح الله گولن در ترکیه به عنوان پدر اسلام اجتماعی معروف است و وی را بنیانگذار و رهبر جنبش گولن می‌خوانند. همچنین برخی از کتاب های گولن از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه و حتی سایر کشورهای اسلامی بوده اند. مدارس او در بیش از 160 کشور جهان فعالیت می کنند و آراء و افکار وی را به شاگران خود منتقل می کنند. جماعت خدمت(جریان گولن) آنچه امروز به نام جریان گولن یا جماعت خدمت معروف است، حاصل اندیشه ها و تلاش های محمد فتح الله گولن است. وی به عنوان یکی از شاگردان مکتب نورسی، تلاش زیادی جهت مدرن کردن جنبش نور انجام داد. وی که مشهورترین واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات ترکیه محسوب می شود، در صدر جریانی قرار گرفته که طی سال های گذشته از تاثیر به سزایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است. اگر چه گولن صراحتا نورجی بودن خود را به زبان نیاورده و در سخنرانی ها کمتر از سعید نورسی یاد می کند، باید این حال جریان وی عمدتا جریانی منشعب از جماعت نور تلقی می شود. گولن که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند، خطیبی توانا است که از سن 14 سالگی خطابه می کرده است. وی بیشتر آموزش های دینی خود را نزد پدر و در تکیه محله خود نزد علما و متصوفه فرا گرفته است. پدرش علاوه بر زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را هم به او آموخت. وی که هیچگاه ازدواج نکرده و مجرد زندگی می کند، بحث های دینی خود را با احساسات، عواطف و بیانی رسا همراه می کند و عیبی نمی بیند که هنگام موعظه، اشکش بر گونه جاری شود. او از طریق فن خطابت و همچنین با شیوه های خاص خود مانند گریه کردن در حال سخنرانی، توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده و نورجی ها و دیگر افراد گروه های دینی را تحت تأثیر قرار داده است. از جلسات وعظ او فیلمبرداری می‌شود و این فیلم ها میان هوادارانش دست به دست می چرخد و تکثیر می شود. همچنین مجموعه سخنرانی های فتح الله گولن در قالب کاست و سی دی در مناطق مختلف توزیع می شود. این اقدام که هم پول و هم طرفداران او را افزایش داده است، با مخالفت سایر زعمای حرکت نورجی مواجه شده و اعتراض آنها را برانگیخته است. با این حال فتح الله گولن همچنان به این شیوه تشکیلاتی خود ادامه می دهد و موفق به ایجاد شبکه ای گسترده شده است. ماهیت جریان گولن درباره این جریان، دیدگاه‌های کلان مختلفی وجود دارد. به نحوی که برخی جریان گولن را جریان بومی می دانند که از بطن جامعه و اعتقادات مذهبی مردم ترکیه برخاسته است و برخی دیگر نیز آن را جریانی وارداتی تلقی می‌کنند که توسط امریکا و سایر کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفته است. باید توجه داشت که فتح الله گولن در ترکیه به شخصیت افسانه ای تبدیل شده که حضور، نفوذ و سایه وی و جماعتش در محیط و فضای کلیه اماکن سیاسی، نظامی و امنیتی ترکیه سایه افکنده و وابستگی این جماعت و التزام آن به احکام اسلامی و سیاست های آن بطور واضح و شفاف مشخص نیست. در واقع این جریان به رغم تعدد و تنوع حوزه های فعالیتش، همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می رسد و بسیاری از صاحب نظران چه در داخل و چه خارج از ترکیه، نسبت به مقاصد و نیات دراز مدت این جریان اظهار بی اطلاعی می کنند. به نحوی که هیچ کس از میزان قدرت مالی و تعداد طرفداران این جریان اطلاع درستی ندارد و معلوم نیست نفوذ گولن در دستگاه های کلیدی دولتی تا چه حد است و در صورت احراز قدرت بیشتر، چه خط مشی را پیش خواهد گرفت.
alwaght.net
گزارش

پیامدهای قطع کابل‌های اینترنت در بستر خلیج فارس | مهترین مسیرهای جهانی کدامند؟

سه شنبه 5 آبان 1405
پیامدهای قطع کابل‌های اینترنت در بستر خلیج فارس | مهترین مسیرهای جهانی کدامند؟
هرگونه اختلال احتمالی در شبکه اینترنت منطقه نه تنها کاربران عادی اینترنت، بلکه شرکت‌های فناوری، مؤسسات مالی و کسب‌وکارهای بین‌المللی را نیز با بحران مواجه خواهد کرد.

 

الوقت- حملات زیرساختی همواره یکی از ابعاد بسیار محتمل جنگ‌های مدرن محسوب می‌شود و امروزه زیرساخت‌های ارتباطی نیز می‌تواند هزینه‌هایی همپا و شاید سنگین‌تر زیرساخت‌های نظامی و صنعتی و انرژی و ترانزیتی داشته باشد.

با توجه به تهدیدات و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال اقدام سبکسرانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه زیرساخت‌های ایران در اقدمات احتمالی آینده به دلیل ناکامی در دو دور گذشته جنگ، تهران نیز بارها اعلام کرده که در صورت چنین خطای استراتژیکی تمامی زیرساخت‌های منطقه و کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکا در فهرست اهداف مشروع نظامی ایران قرار خواهد گرفت.

در این میان یکی از گزینه‌های مطرح شده ایران در کنار فشار شدیدتر بر صادرات نفت و گاز از خلیج فارس، قطع کابلهای اینترنتی عبور یافته از کف خلیج فارس است که در صورت نیاز ایران قادر است این کابلها را مسدود کرد و به عبارتی منطقه گسترده ای را در خاموشی دیجیتال فرو برد. گزینه‌ای که می‌توان آن را بمب اتمی دیجیتال نامید.

اخیراً یدالله جوانی، معاون امور سیاسی سپاه پاسداران، اعلام کرد که هفت کابل مخابراتی اصلی زیر تنگه هرمز، اهداف عملیاتی احتمالی هستند. حتی سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، دامنه این تهدیدها را فراتر از کابل‌های زیردریایی گسترش داد و هشدار داد در صورت از سرگیری جنگ مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی مرتبط با ایالات متحده نیز می‌توانند به هدف تبدیل شوند.

اینترنت جهانی چگونه به کابل‌های زیردریایی وابسته است؟

با وجود گسترش ارتباطات ماهواره‌ای و فناوری‌های بی‌سیم، بخش عمده ارتباطات اینترنتی بین‌المللی همچنان از طریق شبکه‌ای گسترده از کابل‌های فیبر نوری منتقل می‌شود که در بستر دریاها و اقیانوس‌ها قرار دارند. این کابل‌ها ستون فقرات ارتباطات دیجیتال جهان‌اند و داده‌های مربوط به تماس‌های بین‌المللی، تراکنش‌های بانکی، تجارت الکترونیک، خدمات ابری و ارتباطات سازمانی را میان قاره‌ها جابه‌جا می‌کنند.

برآوردهای متداول صنعت ارتباطات نشان می‌دهد که حدود ۹۵ تا ۹۹ درصد ترافیک داده‌های بین‌قاره‌ای از طریق کابل‌های زیردریایی منتقل می‌شود. بنابراین، برخلاف تصور رایج، اینترنت جهانی صرفاً به ماهواره‌ها یا شبکه‌های بی‌سیم وابسته نیست؛ بلکه به زیرساختی فیزیکی متکی است که بخش‌هایی از آن در نقاط مشخص و محدودی از جهان متمرکز شده‌اند.

این تمرکز جغرافیایی، کابل‌های زیردریایی را به یکی از زیرساخت‌های راهبردی اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. آسیب‌دیدن چند کابل در یک مسیر پرتردد می‌تواند ترافیک ارتباطی میان چند کشور یا حتی چند قاره را مختل کند؛ هرچند میزان اختلال به ظرفیت کابل‌های باقی‌مانده، مسیرهای جایگزین و امکان تغییر مسیر داده‌ها بستگی دارد.

مهم‌ترین مسیرهای انتقال کابل‌های اینترنتی در جهان

شبکه جهانی کابل‌های زیردریایی از هزاران نقطه اتصال و صدها سامانه کابل تشکیل شده است. با این حال، بخش مهمی از ارتباطات بین‌المللی از چند کریدور اصلی عبور می‌کند. این مسیرها به دلیل حجم بالای ترافیک، تراکم کابل‌ها یا نقش محوری در اتصال مناطق مختلف جهان اهمیت ویژه‌ای دارند.

 

۱. مسیر اقیانوس اطلس؛ اتصال آمریکای شمالی به اروپا

مسیر اقیانوس اطلس شمالی یکی از مهم‌ترین و پرتراکم‌ترین کریدورهای ارتباطی جهان است. این مسیر، مراکز اقتصادی و فناوری آمریکای شمالی را به بریتانیا و دیگر کشورهای اروپایی متصل می‌کند و سهم بزرگی از تبادل داده میان دو سوی اقیانوس اطلس را بر عهده دارد.

کابل‌های این مسیر معمولاً از سواحل شرقی ایالات متحده و کانادا به نقاط فرود در بریتانیا، ایرلند، فرانسه، پرتغال و دیگر کشورهای اروپایی می‌رسند. حجم بالای ارتباطات مالی، تجاری، سازمانی و خدمات ابری میان آمریکا و اروپا، اهمیت این کریدور را دوچندان کرده است.

۲. مسیر دریای سرخ، مصر و باب‌المندب؛ شاهراه ارتباطی اروپا و آسیا

یکی دیگر از حساس‌ترین مسیرهای کابل‌های زیردریایی جهان، کریدوری است که اروپا را از طریق دریای مدیترانه، مصر، دریای سرخ و تنگه باب‌المندب به اقیانوس هند و سپس جنوب و شرق آسیا متصل می‌کند.

در این مسیر، کابل‌ها از دریای مدیترانه وارد مصر می‌شوند و با عبور از شبکه‌های زمینی این کشور، دوباره به بستر دریا بازمی‌گردند؛ سپس از دریای سرخ و تنگه باب‌المندب عبور می‌کنند و به شبکه‌های ارتباطی آسیا و اقیانوس هند می‌پیوندند. مصر به دلیل قرارگرفتن میان دریای مدیترانه و دریای سرخ، به یکی از مهم‌ترین گره‌های اتصال دیجیتال میان اروپا و آسیا تبدیل شده است.

اهمیت این مسیر فقط به تعداد کابل‌ها محدود نیست؛ بلکه از تمرکز ارتباطات در چند گذرگاه جغرافیایی حساس ناشی می‌شود. تنگه باب‌المندب در جنوب دریای سرخ، دروازه ورود و خروج بسیاری از این کابل‌هاست. هرگونه آسیب به چند سامانه در این محدوده می‌تواند مسیرهای ارتباطی اروپا، آسیا و بخش‌هایی از آفریقا را تحت فشار قرار دهد.

در مارس ۲۰۲۴، آسیب‌دیدن چهار کابل در دریای سرخ اختلال‌هایی در ارتباطات بین آسیا، اروپا و آفریقا ایجاد کرد. این حادثه نشان داد که حتی اگر شبکه جهانی به‌طور کامل از کار نیفتد، آسیب به یک کریدور پرتردد می‌تواند سرعت اتصال را کاهش دهد، تأخیر انتقال داده‌ها را افزایش دهد و ارائه خدمات دیجیتال در چندین کشور را مختل کند.

در ارزیابی مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا (CSIS) در نوامبر ۲۰۲۵، مصر به‌عنوان یکی از گلوگاه‌های اصلی زیرساخت کابل‌های زیردریایی معرفی شد؛ این گزارش بر نقش محوری مسیر مصر در ارتباطات اروپا و آسیا و آسیب‌پذیری ناشی از تراکم کابل‌ها در دریای سرخ تأکید می‌کند.

۳. مسیر اقیانوس آرام؛ اتصال آمریکای شمالی به شرق آسیا

کریدور اقیانوس آرام، آمریکای شمالی را به اقتصادهای بزرگ شرق آسیا، از جمله ژاپن، کره جنوبی، چین و تایوان، متصل می‌کند. کابل‌های این مسیر معمولاً از سواحل غربی ایالات متحده و کانادا به نقاط فرود در شرق آسیا می‌رسند و بخش مهمی از ارتباطات دیجیتال میان آمریکای شمالی و منطقه آسیاـاقیانوسیه را منتقل می‌کنند.

این مسیر برای تجارت جهانی، شرکت‌های فناوری، مراکز داده، خدمات ابری و ارتباطات مالی اهمیت زیادی دارد. هرگونه اختلال گسترده در آن می‌تواند بر تبادل داده میان دو قطب بزرگ اقتصاد جهانی تأثیر بگذارد.

نمونه‌ای از آسیب‌پذیری این شبکه در زلزله سال ۲۰۰۶ تایوان مشاهده شد. این زمین‌لرزه به هفت سامانه کابل در ۱۹ نقطه آسیب رساند و ارتباطات چندین کشور و منطقه، از جمله چین، تایوان، ژاپن، سنگاپور، ویتنام و فیلیپین را تحت تأثیر قرار داد. این حادثه نشان داد که یک رویداد طبیعی در منطقه‌ای محدود می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای کشور محل وقوع داشته باشد.

۴. تنگه مالاکا و سنگاپور؛ گره اتصال اقیانوس هند به شرق آسیا

تنگه مالاکا و منطقه سنگاپور از مهم‌ترین نقاط اتصال شبکه‌های ارتباطی زیردریایی در جنوب شرق آسیا به شمار می‌روند. این کریدور، شبکه‌های متصل به اقیانوس هند را به دریای چین جنوبی و دیگر مسیرهای ارتباطی شرق آسیا پیوند می‌دهد.

سنگاپور به دلیل موقعیت جغرافیایی، زیرساخت پیشرفته مخابراتی و نقش خود در اقتصاد دیجیتال آسیا، یکی از مراکز مهم فرود کابل‌ها و تبادل داده در جهان است. شمار زیادی از مسیرهای ارتباطی منطقه‌ای و بین‌المللی در این محدوده به یکدیگر متصل می‌شوند.

۵. مسیر ایالات متحده، آمریکای لاتین و کارائیب

کابل‌های زیردریایی در امتداد سواحل شرقی و جنوبی ایالات متحده، این کشور را به مکزیک، کشورهای آمریکای مرکزی، آمریکای جنوبی و جزایر کارائیب متصل می‌کنند. این شبکه‌ها برای ارتباطات تجاری، خدمات مالی، ارتباطات دولتی و دسترسی به خدمات دیجیتال در منطقه اهمیت دارند.

برخی از این مسیرها مستقیماً از آمریکای شمالی به کشورهای آمریکای لاتین می‌روند و برخی دیگر از طریق گره‌های ارتباطی منطقه‌ای به شبکه‌های گسترده‌تر متصل می‌شوند. در بسیاری از کشورهای جزیره‌ای کارائیب، کابل‌های زیردریایی نقشی حیاتی دارند؛ زیرا گزینه‌های جایگزین برای ارتباطات پرظرفیت محدودتر است.

۶. کانال مانش، تنگه جبل‌الطارق و دریای مدیترانه

شبکه کابل‌های زیردریایی در اروپا فقط به مسیر اقیانوس اطلس محدود نیست. کانال مانش، تنگه جبل‌الطارق و دریای مدیترانه نیز در اتصال شبکه‌های اروپایی به یکدیگر و پیوند اروپا با شمال آفریقا، خاورمیانه و مسیرهای منتهی به آسیا نقش دارند.

کانال مانش در ارتباطات میان بریتانیا و قاره اروپا اهمیت دارد. در سوی دیگر، تنگه جبل‌الطارق مسیر اتصال دریای مدیترانه به اقیانوس اطلس است و کابل‌های عبوری از این منطقه می‌توانند شبکه‌های مدیترانه‌ای را به مسیرهای ارتباطی فراآتلانتیکی پیوند دهند. ازاین‌رو، این منطقه نه فقط یک شبکه ارتباطی درون‌اروپایی، بلکه بخشی از زنجیره اتصال اروپا به آفریقا و آسیا محسوب می‌شود.

۷. خلیج فارس و تنگه هرمز؛ گلوگاه دیجیتال منطقه

خلیج فارس و تنگه هرمز نیز در شبکه کابل‌های زیردریایی اهمیت دارند. این مسیر برای اتصال کشورهای ساحلی خلیج فارس به شبکه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی اهمیت دارد و اختلال در آن می‌تواند پیامدهای مهمی برای اقتصاد دیجیتال منطقه داشته باشد.

 

سامانه‌هایی مانند FALCON، Gulf Bridge International (GBI) و AAE-1 در شبکه ارتباطی منطقه نقش دارند. سامانه‌های دیگری همچون TGN-Gulf و IMEWE نیز بخشی از زیرساخت ارتباطی گسترده‌تر منطقه‌اند؛ با این ملاحظه که همه این کابل‌ها الزاماً از خود تنگه هرمز عبور نمی‌کنند.

در ارزیابی منتشرشده از سوی کمیته بین‌المللی حفاظت از کابل‌ها (ICPC) در سال ۲۰۲۶، پنج بخش فعال از سامانه‌های کابل زیردریایی از تنگه هرمز عبور می‌کنند و دو کابل نیز در ایران ایستگاه اتصال دارند.

مضاف بر این، رویترز اخیراً در گزارشی سه سیستم کابلی اصلی در منطقه را شناسایی کرده بود:

AAEاتصال آسیا به اروپا

این شبکه، جنوب شرقی آسیا را از طریق خاورمیانه و مصر به اروپا متصل می‌کند. نقاط فرود منطقه‌ای آن شامل امارات متحده عربی، عمان، قطر و عربستان سعودی است. بنابراین، اختلال در بخشی از این مسیر می‌تواند بر ارتباطات در چندین بازار تأثیر بگذارد.

فالکون: پیوند هند با خلیج فارس

این شبکه، هند و سریلانکا را به کشورهای منطقه خلیج فارس و همچنین بخش‌هایی از آفریقا و مصر متصل می‌کند. اهمیت آن در ایجاد پیوندهای ارتباطی بین جنوب آسیا و بازارهای منطقه‌ای است.

GBI: شبکه ارتباطات منطقه‌ای خلیج فارس

سیستم پل بین‌المللی خلیج فارس (GBI) برای اتصال کشورهای خلیج فارس و اتصال آنها به شبکه‌های بین‌المللی طراحی شده است. ایران نیز بخشی از این شبکه ارتباطی است.

بر اساس ارزیابی نقل‌شده از TeleGeography، کمتر از یک درصد پهنای باند بین‌المللی جهان از این تنگه عبور می‌کند.

این رقم به معنای کم‌اهمیت‌بودن هرمز نیست؛ بلکه نشان می‌دهد باید میان اثر منطقه‌ای و اثر جهانی تمایز قائل شد. اختلال در این مسیر می‌تواند دسترسی کشورهای خلیج فارس به شبکه‌های بین‌المللی را مختل کند، هزینه و تأخیر انتقال داده را افزایش دهد و بر خدمات بانکی، تجارت الکترونیک، مراکز داده و خدمات ابری اثر بگذارد.

بنابراین، تنگه هرمز را باید گلوگاهی حساس برای ارتباطات دیجیتال کشورهای خلیج فارس دانست.

اگر کابل‌های زیردریایی خلیج فارس قطع شود، چه اتفاقی می‌افتد؟

با توجه به اهمیت ارتباطات اینترنتی در تجارت و اقتصاد منطقه، قطع کابل‌های اینترنت پیامدهای احتمالی زیادی در پی خواهد داشت. منظومه‌های ماهواره‌ای نمی‌توانند با ظرفیت چند ترابیتی زیر دریا برای نیازهای سازمانی مطابقت داشته باشند. تغییر اتصال اینترنت منطقه‌ای به مسیرهای ماهواره‌ای پشتیبان منجر به کندی فوری شبکه، محدودیت‌های شدید پهنای باند و هزینه‌های حاشیه‌ای بالاتر می‌شود. 

  • اختلال در خدمات مالی و بانکی: بلادرنگ خدمات نقل و انتقالات بانکی و تراکنش‌های بین‌المللی ، معاملات سهام و برنامه‌های ابری به طور قابل توجهی کندتر یا ناپایدار می‌شوند. برای مثال شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌ها، حق بیمه ریسک بالاتری را متحمل می‌شوند، زیرا ترانزیت در سراسر تنگه به ​​خطر می‌افتد.
  • آسیب به تجارت و کسب‌وکارهای دیجیتال: شرکت‌هایی که به ارتباطات بین‌المللی، خدمات ابری یا تبادل داده میان چند کشور وابسته‌اند، ممکن است با کاهش کیفیت خدمات و افزایش هزینه مواجه شوند. طبق گزارش TradingView که در ۲۳ اکتبر منتشر شد، بیش از ۱۷۴ پروژه فعال مرکز داده، با سرمایه‌گذاری ترکیبی بیش از ۹۳ میلیارد دلار، در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در حال انجام است.
  • کاهش سرعت و افزایش تأخیر اینترنت: انتقال داده از مسیرهای طولانی‌تر می‌تواند زمان پاسخ‌گویی خدمات آنلاین را افزایش دهد.
  • اختلال در ارتباطات دولتی و سازمانی: ارتباطات میان دفاتر بین‌المللی، مراکز داده و سامانه‌های سازمانی ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
  • افزایش فشار بر مسیرهای جایگزین: انتقال حجم بزرگی از ترافیک به کابل‌های باقی‌مانده می‌تواند موجب ازدحام شبکه و کاهش کیفیت اتصال شود.

مجموعاً هرگونه اختلال احتمالی در شبکه اینترنت منطقه نه تنها کاربران عادی اینترنت، بلکه شرکت‌های فناوری، مؤسسات مالی و کسب‌وکارهای بین‌المللی را نیز با بحران مواجه خواهد کرد.

 

تگ ها :

کابل‌های اینترنت تهدید ایران پیامدهای قطع اینترنت شرکت‌های فناوری زیرساخت‌های اینترنت ترافیک داده شرکت‌های ابری کاربران اینترنت

نظرات
نام :
پست الکترونیک :
* متن :
ارسال

گالری

تصویر

فیلم

جشن‌های خیابانی طرفداران داسیلوا

جشن‌های خیابانی طرفداران داسیلوا