سایت تحلیلی خبری الوقت | Alwaght Website

انتخاب سردبیر

خبر

بیشترین بازدید

روز هفته ماه

پرونده ها

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

undefined
بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

undefined
طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

undefined
کاروان‌های دریایی کمک به غزه

کاروان‌های دریایی کمک به غزه

undefined
جنگ 12 روزه

جنگ 12 روزه

undefined
گاه‌شمار جنگ غزه

گاه‌شمار جنگ غزه

undefined
توافق صلح ایران و عربستان

توافق صلح ایران و عربستان

undefined
طوفان الاقصی

طوفان الاقصی

تندروهای صهیونیست‌ باد کاشتند پس طوفان درو می‌کنند!
فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

undefined
معامله قرن

معامله قرن

undefined
اختلافات ترکیه و آمریکا

اختلافات ترکیه و آمریکا

undefined
New node

New node

تحولات ترکیه

تحولات ترکیه

undefined
آزادسازی موصل

آزادسازی موصل

آزادسازی موصل یا نبرد بازپس گیری موصل از اشغال گروه تروریستی داعش، عملیات نظامی منظم و کلاسیکی است که از روز دوشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ به فرمان حیدر العبادی نخست وزیر عراق برای پس گرفتن موصل از سیطره داعش آغاز شد. موصل مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال گروه داعش درآمد و از آن زمان ابوبکر بغدادی، خلافت خودخوانده خود را در این هشر استقرار نمود. عملیات آزادسازی موصل از نوع جنگ‌های شهری منظم به شمار می‌رود.
آزادسازی حلب

آزادسازی حلب

پس از آن که دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن؛ اوایل هفته جاری اعلام کرد که 60 درصد از مناطق شرقی حلب توسط ارتش سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی آزاد شده است، حال منابع خبری امروز اعلام کرده‌اند؛ با پیشروی سریع و برق‌ آسای ارتش سوریه طی چند روز گذشته، مناطق تحت کنترل دولت سوریه در شرق حلب، به میزان 80 درصد رسیده است.
New node

New node

New node

New node

سازمان القاعده

سازمان القاعده

سازمان القاعده القاعده پس از 2001 دچار دگرگوني‌هاي چشم¬گيري شد. ساختار هرمي آن جاي خود را به ساختاري داد كه زيرمجموعه‌ها در آن با استقلال عمل فعاليت مي‌كردند. اين تحول اگرچه تسلط مركز بر پيرامون را تقليل داد اما بر گستره و توالي عمليات القاعده در كشورهاي مختلف خاورميانه افزود. با اين حال توان عملياتي كلان القاعده در اثر اين دگرگوني تا حدود زيادي تحليل رفت. القاعده پس از بمب‌گذاري‌هاي لندن در 2005، تاكنون نتوانسته است عمليات موفقيت آميزي در كشورهاي غربي انجام دهد. افزون بر اين، گسترش دامنۀ منطقه اي فعاليت هاي القاعده به كشته و دستگير شدن بسياري از رهبران و كادرهاي اصلي آن انجاميد. با اين حال تمامي اين چالش‌ها مانع تداوم فعاليت القاعده نشد. زيرمجموعه هاي آن در عراق، يمن، افغانستان، پاكستان، سومالي و ديگر كشورها و مناطق فعال باقي ماندند. تشكيلات القاعده تشكيلات القاعده در سال 1988 توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با "اتحاد جماهير شوروي" در افغانستان تأسيس شد. القاعده از سازمان "مكتب الخدمة" كه هدف آن مسلح‌ كردن و آموزش مجاهدين اسلامي براي جنگ با شوروي بود گسترش و پيشرفت يافت. اين سازمان از حمايت و پشتيباني دولت‌هاي اسلامي به ‌ويژه عربستان سعودي و پاكستان و همچنين ايالات متحده آمريكا برخوردار بود. در سال 2000 ايمن ظواهري سازمان "جهاد اسلامي مصر" را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد. خاستگاه اصلي القاعده را بايد "وهابيت" برشمرد كه خود ريشه در جنبش سلفي، مذهب حنبلي و پيروان اهل حديث دارد. رهبران، نظريه پردازان و بسياري از اعضاي القاعده يا وهابي‌اند يا از پيروان مذاهب حنبلي و حنفي كه به وهابيت تمايل زيادي دارند. القاعده را جنبشي سلفي نيز دانسته‌اند، زيرا پيشوايان آن، يعني "احمد بن حنبل" و "ابن تيميه" از نخستين مدعيان سلفي‌گري بوده‌اند. اين تفكر با دريافت خاص خود از توحيد و تكيه بر استدلال‌هاي ظاهرگرايانه بسياري از مسلمانان را كافر مي‌داند و نوك اين ويژگي تكفيري خود را به طور خاص متوجه شيعيان كرده است. ايدئولوژي القاعده بر چهار ركن سلفي‌گري، راديكاليسم، شيعه ستيزي و غرب ستيزي استوار است. از آنجا كه دو ركن آخر بر آمده از ويژگي سلفي‌گري است، به اختصار مي‌توان آن را ايدئولوژي "سلفي راديكال" ناميد. از نگاه آنان، دين يك نظام ساده حقوقي است كه از جانب خداوند براي رهايي بشر از عذاب دنيوي و اخروي نازل شده و تكاليفي را بر او واجب كرده است. به همين دليل بشر براي سعادت دنيا و آخرت بايد به عبادت و اطاعت خدا بپردازد. به رغم تداوم فعاليت، القاعده از نيمۀ دهۀ گذشته دچار چالش‌هاي بزرگي شد كه آيندۀ آن را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. چهار چالش عمدۀ القاعده در اين سال ها به ترتيب اهميت عبارتند از: - تنزل جايگاه در جهان اسلام: در نظرسنجي هاي پس از يازده سپتامبر، القاعده از مقبوليت و محبوبيت قابل توجهي در كشورهاي اسلامي برخوردار بود. اين جنبش در ذهن بسياري از مسلمانان متشكل از جهادگراني بود كه پس از آزادسازيِ افغانستان از اشغال ملحدان، مبارزه با ظلم و ستم در ابعاد داخلي (در برابر رژيم‌هاي فاسد منطقه) و خارجي (در برابر امريكا و غرب) و دفاع از منافع جهان اسلام را سرلوحۀ فعاليت هاي خود قرار داده‌اند. اين نوع نگاه در ابتدا با توجه به گفتمان ظلم‌ستيز و جهادگرايانۀ القاعده چندان غيرمنتظره نمي‌نمود. اما با روشن شدن پيامدهاي عملكرد القاعده بر جهان اسلام، به ويژه اشغال افغانستان و عراق و نيز گسترش فعاليت‌هايي كه بيش از هر چيز جان و مال مسلمانان و بي‌گناهان را هدف مي‌گرفت، طرفداري از گفتمان القاعده به تدريج رو به كاهش نهاد. به طور مشخص از سال‌هاي 2005 و 2006 محبوبيت القاعده و پشتيباني از آن در ميان مسلمانان رو به تنزل نهاد، به نحوي كه در 2010 طرفداري از القاعده نسبت به 2001 به نيم كاهش يافت. تنزل هواداري از القاعده به معناي كاهش حمايت پرسنلي و مالي به ويژه از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان مي‌باشد. پيامدهاي اين واقعيت را در عراق، يمن و مغرب شاهد بوديم؛ - بهار عربي: دومين چالش، خيزش‌هاي فراگير و مردميِ 2011 در خاورميانه مي‌باشد. اين تحركات در سه جهت براي القاعده پيامدهاي منفي در بر داشت: نخست آنكه تبليغات عليه رژيم‌هاي حاكم كه پيشتر يكي از ابزارهاي اساسي القاعده براي جلب حمايت و توجيه عملكردش نزد مسلمانان بود، با توجه به حضور گستردۀ مردم در اعتراضات ضدرژيم، كارآيي خود را در جذب نيروهاي جوان و پشتيباني مالي از القاعده در ميان شهروندان عرب از دست داد. دوم آنكه تقريباً تمامي نيروهاي فعال در زندگي سياسيِ منطقه – به جز القاعده – در اين تحولات حضور داشتند. تصويري كه دوري القاعده از جوامع عربي را به خوبي به نمايش گذاشت. سوم آنكه، مردمي بودن تحولات و حاشيه‌اي بودن نقش آمريكا و در واقع غافلگيريِ اين كشور از سرعت و گسترۀ تحولات و نيز تضاد آمريكا با برخي از رژيم‌هاي عرب، امكان بهره‌گيري تبليغاتي القاعده از حضور امريكا را از بين برد؛ - حذف رهبر كاريزماتيك: مرگ بن لادن بزرگترين چالش القاعده در طول سال‌هاي فعاليت آن بود. جنبش‌هاي اسلام‌گرا اغلب بر محور شخصيتي كاريزماتيك و نيرومند به فعاليت مي‌پردازند. نگاهي به جنبش‌هاي اسلام‌گراي قرن بيستم در خاورميانۀ عربي نشان مي‌دهد كه حذف رهبريِ كاريزماتيك از صحنه، اغلب به معناي زمين‌گير شدن و آغاز زوال چنين جنبش‌هايي بوده است. افزون بر اين، شخصيت جذاب و محبوبيت بن لادن در ميان اعضاي القاعده و توان سخنوريِ وي نقشي اساسي در تحكيم وحدت سازمانيِ القاعده داشته است. مرگ بن لادن علاوه بر حذف چهرۀ كاريزماتيك و وحدت‌بخشِ القاعده، اين جنبش را با چالش جانشيني روبه رو كرد؛ - بحران جانشيني: هشت هفته پس از مرگ بن لادن اعلام شد كه أيمن الظواهري به جانشيني وي انتخاب شده است. اين فاصلۀ زماني به خوبي گوياي اختلافات دروني القاعده بر سر انتخاب جانشين است. حتي اگر اين تأخير را، بنا بر تحليلي، ناشي از دشواري برگزاري سريع نشست اعضاي عالي‌رتبۀ القاعده براي انتخاب رهبر بدانيم، عدم بيعت زودهنگام زيرمجموعه هاي القاعده اين تحليل را زير سوال برد. تأخير در بيعت ساير زيرمجموعه هاي القاعده، نشان از تأثير چالش جانشيني بن لادن بر وحدت سازماني القاعده مي باشد. افزون بر فقدان اجماع بر سر الظواهري، وي چهره‌اي كاريزماتيك به حساب نمي‌آيد و از شخصيت و قدرت سخنوري بن لادن و اثرگذاري وي در رهبران و كادرهاي القاعده برخوردار نيست. از ديد برخي وي بيشتر براي مديريت يك اداره يا شركت مناسب است تا رهبري يك جنبش جهاني. مجموعۀ چهار چالش فوق، القاعده را در بستر اصلي و در حال دگرگوني فعاليتش، خاورميانه، به حاشيه رانده است. مرگ بن لادن بزرگترين ضربه‌اي بود كه به القاعده وارد شد. اگرچه الظواهري به عنوان ايدئولوگ القاعده معروف است اما وي به وضوح از صفات لازم براي رهبري جنبشي گسترده همچون القاعده برخوردار نيست. وضعيت فعلي القاعده در حالي كه كمتر از سه سال از كشته شدن اسامه بن لادن، بنيان گذار القاعده نگذشته است كه طيف هاي جوان‌تر و نوظهور القاعده پاگرفته و اقدامات انتحاري را در برخي از كشورهاي منطقه انجام مي دهند. اين در حالي مي باشد كه در سال هاي گذشته، القاعده به لحاظ سازماني و ايدئولوژي در مسير تنزل و عقب نشيني بود. روند ظهور مجدد اين سازمان تروريستي در برخي از كشورهاي منطقه را مي توان به شرايط بحراني و بعضاً هرج و مرج داخلي اين كشورها بي ارتباط ندانست. چرا كه خلأ ايدئولوژي در جهان عرب به واسطه شكست حكومت‌هاي اصلاح طلب، بازار سازمان القاعده و ايدئولوژي القاعده گرايي را در جهان عرب رونق بخشيده است. به بيان ديگر، بسياري از مخالفان انقلاب هاي عربي، كه خواهان حفظ ديكتاتورهاي سابق در قدرت بودند و يا خواهان قدرت‌يابي ديكتاتورهاي ديگر و بعضاً بازگشت آن‌ها بودند، نسل جديدي از القاعده نوين را پايه گذاري كرده‌اند. سازماني كه بسياري از اعضاي قديمي و كليدي آن در سال‌هاي گذشته كشته شدند، با گفتمان جديد و با هدف تغيير در جهان اسلام، تنها از طريق جهاد خشونت‌آميز و تروريسم، سعي در پياده نمودن پارادايم خود دارند. در اين بين جماعت اخوان المسلمين به عنوان دشمن محوري القاعده، كه چند سالي در مسير تسلط بر سياست‌هاي جهان عرب، تغييراتي را به وجود آورد، نقش مهمي در تقويت اين گروه نوين بازي كرد. هر چند كه اخوان در ادامه حركت خود، دچار چالش هاي جدي شده است، اما توانست اثبات كند كه تغيير واقعي در جهان عرب بدون تروريسم و اقدامات خشن هم امكان دارد. بر همين اساس، بسياري از تحليلگران، ظهور نسل جديد از گروه القاعده را پيش بيني كردند. نكته قابل تأمل اينكه، نوظهوران و وابستگان به القاعده نوين خيز بلندي از دمشق تا بغداد و بيروت برداشته اند و در سال گذشته خشونت و افراطي‌گرايي هاي فراواني را انجام داده اند. القاعده اي كه در عراق صحبت از شكست و محو جدي آن بود، مجدداً احيا شده و اقداماتي مرگبارتر از گذشته انجام مي‌دهد. امروز گروه دولت اسلامي عراق و شام، داعش بار ديگر براي به دست گرفتن مناطق غربي عراق در حال جنگيدن است. حتي اين گروه با ائتلاف با جبهه النصره در سوريه شكوفاتر شده است و به همراه يكديگر براي نابودي منطقه تلاش مي كنند. بر همين اساس، خشونت فرقه اي بين شيعه و سني چندين برابر شده است. بسياري از جهادي‌هايي كه از اروپا روانه سوريه شده‌اند در آتش القاعده نوين در حال سوختن مي باشند. تلاش گردان‌هاي تروريستي چون (گردان‌هاي عبدا… عزام) براي كشاندن جنگ فرقه‌اي از سوريه به لبنان و عراق است. حتي حمله به سفارت ايران در بيروت و ساير اقدامات انتحاري چون بمب گذاري را در مناطق شيعه نشين در دستوركار خود دارند
گروه داعش

گروه داعش

دولت اسلامي عراق و شام يا داعش به عنوان گروهي منشعب از القاعده محسوب مي شود كه از منظر گرايشات عقيدتي و فكري و همچنين جنبه رفتاري رويكرد يكساني با القاعده دارد. با اين حال رفتارهاي اين گروه تروريستي در طول يك دهه گذشته و به خصوص چند سال اخير نشانگر راديكال تر و خشن تر بودن اين گروه در مقايسه با القاعده است و داعش با توجه به جدايي از القاعده و پيدايش اختلافاتي بين آن دو به عنوان مخوف‌ترين و قدرتمندترين گروه تروريستي در عرصه خاورميانه ظهور كرده است. هر چند كه داعش در شكل كنوني آن محصول بحران سوريه و گسترش اختلافات و منازعات منطقه اي بعد از 2011 است، اما ريشه ها و روند قدرت گرفتن آن به دوره پس از صدام در عراق يعني از سال 2003 به بعد مربوط است. حمله آمريكا به عراق در سال 2003 فرصت و فضاي مناسبي را براي حضور و نقش آفريني گروههاي مسلح و تروريستي مختلف از جمله گروههاي مرتبط با القاعده در اين كشور بوجود آورد. بر اين اساس گروههاي مسلح مختلفي به خصوص در سالهاي پس از 2004 در عراق ظهور كرد كه با جذب نيرو و منابع مالي در تلاش بودند كه با نيروهاي نظامي آمريكايي و همچنين نيروهاي عراقي مقابله كنند. يكي از مهمترين اين گروهها جماعه التوحيد و الجهاد بود كه به رهبري ابومصعب زرقاوي در سال 2004 تشكيل شد. پس از آنكه زرقاوي بيعت خود با اسامه بن لادن رهبر القاعده را اعلام كرد به تنظيم القاعده في بلاد الرافدين تبديل شد و همچنين به اين گروه القاعده عراق نيز اطلاق مي شد. زرقاوي بعد از آزادي از زندان در اردن در سال 1999 رهبري بخشي از داوطلبان جهادي در افغانستان را برعهده داشت، اما در سال 2001 از اين كشور به شمال عراق فرار كرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پيوست و سپس با ايجاد القاعده عراق، وفاداري خود به رهبري شبكه جهاني القاعده را بيان داشت. القاعده عراق به تدريج به اصلي ترين گروه تروريستي در عراق تبديل شد و بيشترين انفجارها و اقدامات تروريستي از سوي اين گروه صورت گرفت. از جمله مهمترين اقدامات القاعده عراق كه در پي ايجاد فتنه مذهبي و جنگ داخلي در عراق بود، انفجار حرم شريف امامين عسگرين در سامرا در سال 2006 بود. اين تشكل عمليات تروريستي خود را به اندازه اي افزايش داد كه به يكي از قوي ترين گروههاي مسلح در صحنه عراق تبديل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده اي از عراق كرد تا اينكه در سال 2006،‌ زرقاوي علنا در يك نوار ويدئويي تشكيل آنچه را " شوراي مجاهدين" خواند به سركردگي عبدالله رشيد البغدادي اعلام كرد. پس از كشته شدن زرقاوي توسط نيروهاي آمريكايي در سال 2006، ابوحمزه المهاجر به سركردگي اين گروه تعيين شد و در پايان همان سال دولت اسلامي عراق به سركردگي ابوعمر البغدادي تشكيل شد. دولت اسلامي عراق به عنوان گروهي تروريستي و شاخه القاعده در عراق در شكل جديد خود تحت رهبري ابوعمر البغدادي تلاشهاي خود براي ايجاد ناامني در عراق را ادامه داد، با اين حال اين گروه از سال 2008 با افول و كاهش قدرت و تاثيرگذاري در عراق مواجه شد. شكل گيري نيروهاي الصحوه يا بيداري از ميان عشاير سني عراق براي مقابله با القاعده عراق و اقدامات نظامي و امنيتي در مقابل آن باعث تضعيف جدي اين گروه شد. در 19 آوريل 2010، نظاميان آمريكايي و عراقي طي يك عمليات نظامي در منطقه الثرثار، منزلي را هدف قرار دادند كه ابوعمر البغدادي و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند و پس از درگيريهاي شديد ميان دو طرف، اين منزل هدف حملات هوايي قرار گرفت و در نتيجه آن دو سركرده تروريستها به هلاكت رسيدند. يك هفته بعد، اين گروه تروريستي در بيانيه اي هلاكت البغدادي و المهاجر را رسما اعلام كرد و پس از حدود ده روز، مجلس شوراي دولت اسلامي عراق تشكيل جلسه داد و ابوبكر البغدادي را به عنوان جانشين ابوعمر البغدادي انتخاب كرد. هر چند در اين دوره دولت اسلامي عراق در مرحله ضعف بود، اما بحران سوريه فرصتهاي نويني را براي اين گروه ايجاد كرد و البغدادي با بهره گيري از آن توانست به جايگاه و نقش آفريني عمده اي در معادلات عراق و سوريه بپردازد. بحران سوريه از چند منظر باعث ايجاد فرصت براي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق شد. اول اينكه سوريه با توجه به مجاورت جغرافيايي و پيوستگي سرزميني با عراق فضاي عملياتي مناسبي را براي افزايش قدرت و نقش آفريني اين گروه بوجود آورد. دوم اينكه گسترش بحران و رقابتهاي منطقه اي و افزايش تنشهاي مذهبي و فضاي افراط گرايانه در منطقه منابع انساني و مالي گسترده اي را براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم ساخت. با توجه به شرايط جديد سوريه ابوبكر بغدادي يكي از معاونان خود به نام ابومحمد الجولاني را به سوريه فرستاد كه منجر به شكل گيري گروه جبهه النصره در سوريه در 2011 شد. جبهه النصره تا سال 2013 به عنوان گروهي وابسته به القاعده در سوريه معروف بود و توانست با جذب نيرو و منابع مالي به يكي از بازيگران مهم معارض در اين كشور تبديل شود. در حالي كه گزارشهاي اطلاعاتي از رابطه فكري و تشكيلاتي اين گروه با شاخه دولت عراق اسلامي پرده برداشت، در نهم آوريل 2013، ابوبكر البغدادي در يك پيام صوتي اعلام كرد كه جبهه النصره امتداد دولت اسلامي عراق است و تشكيل آنچه دولت اسلامي عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامي عراق اعلام كرد. اما طولي نكشيد كه يك نوار صوتي منتسب به ابومحمد الجولاني پخش شد كه در اين نوار از رابطه خود با دولت اسلامي عراق سخن گفت، اما وي ايده ادغام با اين گروه را نپذيرفت و بيعت خود را با شبكه القاعده تحت رهبري ايمن الظواهري اعلام كرد. بر اين اساس به رغم تاكيد ايمن الظواهري بر انحلال داعش و فعاليت جداگانه دولت اسلامي در عراق و جبهه النصره در سوريه، البغدادي بر ادامه حيات داعش تاكيد كرد. بر اين اساس بود كه اختلافات مهمي بين البغدادي و ايمن الظواهري و درگيريهاي بين جبهه النصره و داعش رخ داد. با اين حال داعش توانست به نقش آفريني گسترده تري در سوريه بپردازد و جايگاه خود را در اين كشور با تصرف برخي مناطق تثبيت كند. داعش پس از تقويت خود در سوريه بتدريج حضور و نقش آفريني خود در عراق را نيز گسترش داد. داعشي‌ها كه در طول سال 2013 حضور پراكنده اي در عراق داشتند، از ابتداي 2014 نقش خود در اين كشور را بسيار توسعه دادند. بر اين اساس بود كه آنها توانستند بر مناطق گسترده اي از عراق در استان الانبار مسلط شوند و شهرهاي مهم رمادي و فلوجه را به تصرف خود درآورند. هر چند نيروهاي عراقي توانستند مناطق مهمي از جمله رمادي را از كنترل داعش خارج سازند، اما شهرهايي مانند فلوجه همچنان در دست داعش باقي ماند. در حالي كه ارتش عراق در حال تشديد اقدامات اطلاعاتي و نظامي خود براي خارج ساختن داعش از فلوجه بود، مرحله جديدي از عمليات نظامي و پيشرويهاي اين گروه در استانهاي صلاح الدين، نينوا، ديالي و كركوك آغاز شد. داعش بعد از ناكامي در تصرف سامرا به موصل حمله كرد و توانست بر اين شهر مسلط شود. سپس پيشرويهاي داعش به سوي ساير مناطق عراق ادامه يافت و از جمله باعث تسلط بر تكريت شد. در حال حاضر داعش بر مناطق قابل توجهي از سوريه به خصوص قسمتهاي شرقي مانند الرقه و همچنين بخش‌هاي مهمي از مركز و غرب عراق مسلط است. در چنين شرايطي كه با گسترش توان مالي و انساني داعش و همكاري برخي گروههاي محلي با آن همراه است، تهديدات مختلف ناشي از آن در منطقه در حال گسترش است.
جنبش گولن

جنبش گولن

جنبش گولن طی سال‌های اخیر، جریانی در ترکیه رشد کرده که اگر چه خود را وامدار اندیشه‌های سعید نورسی عالم برجسته ترک می‌داند، اما از جهات گوناگون به ارائه الگویی نوین پرداخته است. این جریان که عموماً با نام رهبر آن فتح‌الله گولن آمیخته است، تحت عناوینی هم‌چون جماعت خدمت، جریان نورچی و جماعت گولن نیز شناخته می‌شود. این جریان نه تنها در ترکیه نوین به عنوان یکی از جریان های مهم شناخته شده، بلکه در سطح منطقه نیز جریانی تاثیرگذار محسوب می شود و طی سال های گذشته، رشدی فزاینده در مناطقی همچون بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز، افریقا و حتی امریکا داشته است. شخصیت ودیدگاه های گولن درباره گولن و شخصیت او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از شاگردان گولن به او لقب خواجه افندی داده اند؛ زیرا وی هم تحصیلات سنتی دینی داشته و هم به فلسفه غرب و به ویژه فلسفه کانت تعلقی ویژه دارد. برخی دیگر از افراد جماعت، او را به چشم حضرت مهدی (عج) نگاه می کنند. برخی دیگر او را یک واعظ ساده مذهبی می دانند که بواسطه نوع سخنرانی هایش در میان مردم مشهور شده است. برخی نیز او را یک مصلح بزرگ دینی و پیام آور صلح و آشتی اسلام با دموکراسی تلقی می کنند. مخالفان وی نیز او را فردی دروغگو و فریبکار توصیف می کنند که حتی جرات بازگشت به ترکیه را نیز ندارد. عده ای نیز اعتقاد دارند گولن با شخصیت بت گونه ای که به هوادارانش داده، تصویری نژادپرست، ناسیونالیست و بیگانه از دیگران، از جماعت خود ترسیم کرده است. تکبر و خوار شمردن کسانی که خارج از جماعت هستند، به رویه ای معمولی تبدیل شده است. به نحوی که نزد پیروان این جماعت، غیر از گولن، سایر علمای جهان اسلام بی اطلاع هستند و درک درستی از مسایل ندارند. (DAĞ, 2014) به هر حال فارغ از آنکه قضاوتی درباره تعارف فوق از گولن و شخصیت وی داشته باشیم، واقعیت آن است که امروز نام فتح الله گولن با اصطلاح اسلام روشنگر یا معتدل ترک که بسیاری از پژوهندگان از آموزه هاو جهان بینی آن با عنوان «پارادایم اسلام اجتماعی» یاد می کنند، گره خورده است.( فلاح، 207:1389-205) در حقیقت فتح الله گولن در ترکیه به عنوان پدر اسلام اجتماعی معروف است و وی را بنیانگذار و رهبر جنبش گولن می‌خوانند. همچنین برخی از کتاب های گولن از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه و حتی سایر کشورهای اسلامی بوده اند. مدارس او در بیش از 160 کشور جهان فعالیت می کنند و آراء و افکار وی را به شاگران خود منتقل می کنند. جماعت خدمت(جریان گولن) آنچه امروز به نام جریان گولن یا جماعت خدمت معروف است، حاصل اندیشه ها و تلاش های محمد فتح الله گولن است. وی به عنوان یکی از شاگردان مکتب نورسی، تلاش زیادی جهت مدرن کردن جنبش نور انجام داد. وی که مشهورترین واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات ترکیه محسوب می شود، در صدر جریانی قرار گرفته که طی سال های گذشته از تاثیر به سزایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است. اگر چه گولن صراحتا نورجی بودن خود را به زبان نیاورده و در سخنرانی ها کمتر از سعید نورسی یاد می کند، باید این حال جریان وی عمدتا جریانی منشعب از جماعت نور تلقی می شود. گولن که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند، خطیبی توانا است که از سن 14 سالگی خطابه می کرده است. وی بیشتر آموزش های دینی خود را نزد پدر و در تکیه محله خود نزد علما و متصوفه فرا گرفته است. پدرش علاوه بر زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را هم به او آموخت. وی که هیچگاه ازدواج نکرده و مجرد زندگی می کند، بحث های دینی خود را با احساسات، عواطف و بیانی رسا همراه می کند و عیبی نمی بیند که هنگام موعظه، اشکش بر گونه جاری شود. او از طریق فن خطابت و همچنین با شیوه های خاص خود مانند گریه کردن در حال سخنرانی، توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده و نورجی ها و دیگر افراد گروه های دینی را تحت تأثیر قرار داده است. از جلسات وعظ او فیلمبرداری می‌شود و این فیلم ها میان هوادارانش دست به دست می چرخد و تکثیر می شود. همچنین مجموعه سخنرانی های فتح الله گولن در قالب کاست و سی دی در مناطق مختلف توزیع می شود. این اقدام که هم پول و هم طرفداران او را افزایش داده است، با مخالفت سایر زعمای حرکت نورجی مواجه شده و اعتراض آنها را برانگیخته است. با این حال فتح الله گولن همچنان به این شیوه تشکیلاتی خود ادامه می دهد و موفق به ایجاد شبکه ای گسترده شده است. ماهیت جریان گولن درباره این جریان، دیدگاه‌های کلان مختلفی وجود دارد. به نحوی که برخی جریان گولن را جریان بومی می دانند که از بطن جامعه و اعتقادات مذهبی مردم ترکیه برخاسته است و برخی دیگر نیز آن را جریانی وارداتی تلقی می‌کنند که توسط امریکا و سایر کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفته است. باید توجه داشت که فتح الله گولن در ترکیه به شخصیت افسانه ای تبدیل شده که حضور، نفوذ و سایه وی و جماعتش در محیط و فضای کلیه اماکن سیاسی، نظامی و امنیتی ترکیه سایه افکنده و وابستگی این جماعت و التزام آن به احکام اسلامی و سیاست های آن بطور واضح و شفاف مشخص نیست. در واقع این جریان به رغم تعدد و تنوع حوزه های فعالیتش، همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می رسد و بسیاری از صاحب نظران چه در داخل و چه خارج از ترکیه، نسبت به مقاصد و نیات دراز مدت این جریان اظهار بی اطلاعی می کنند. به نحوی که هیچ کس از میزان قدرت مالی و تعداد طرفداران این جریان اطلاع درستی ندارد و معلوم نیست نفوذ گولن در دستگاه های کلیدی دولتی تا چه حد است و در صورت احراز قدرت بیشتر، چه خط مشی را پیش خواهد گرفت.
alwaght.net
مصاحبه
کاظمی قمی، سفیر سابق ایران در عراق:

اخراج آمریکا از عراق، مقدمه اخراج از کل منطقه است

يکشنبه 12 مهر 1405
اخراج آمریکا از عراق، مقدمه اخراج از کل منطقه است
سفیر سابق ایران در عراق با بیان اینکه اخراج آمریکا از عراق می‌تواند روند خروج این کشور از منطقه را نیز تسریع کند، گفت: مقاومت ملت ایران در برابر جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی و نقش نیروهای مسلح ایران در هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، در کنار تردیدهایی که برای سران کشورهای عربی درباره نقش آمریکا در تأمین امنیت ایجاد شده، موجب شده بسیاری از کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که میزبانی از آمریکا لزوماً امنیت به همراه نمی‌آورد.

الوقت - حسن کاظمی‌قمی، سفیر سابق ایران در عراق در نشست خبری درباره ابعاد خروج آمریکا از عراق با اشاره به پایان حضور نظامی آمریکا، این اتفاق را «اخراج» نظامیان آمریکایی دانست و گفت: این اقدام در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ یک شکست راهبردی برای آمریکا نه فقط در عراق، بلکه در سطح منطقه‌ای و در سیاست خارجی واشنگتن محسوب می‌شود.

اخراج آمریکا، برآیند مقاومت مردم عراق

این کارشناس مسائل عراق با بیان اینکه اخراج نظامیان آمریکایی نتیجه مقاومت یکپارچه مردم عراق است، اظهار کرد: گروه‌های مقاومت که در راستای کمک به شکل‌دهی نظام سیاسی عراق، مقابله با اشغالگر و مبارزه با تروریسم نیابتی شکل گرفته بودند، در این اخراج نقش بی‌بدیلی داشتند.

کاظمی‌قمی افزود: همه مردم عراق با اساس اشغالگری مخالف بودند و اخراج آمریکا برآیند مطالبه اجتماعی کل مردم عراق بود و مسئله تنها به یک گروه یا جریان خاص مربوط نمی‌شود.

وی در تشریح دلایل اخراج آمریکا از عراق گفت: برای فهم این موضوع باید به عملکرد آمریکایی‌ها نگاه کرد؛ آنها هیچ‌گاه منافع ملت‌ها را در نظر نگرفتند و همواره منافع خود را دنبال کردند.

خروج آمریکا از منطقه تسریع می‌شود

سفیر سابق ایران در عراق با بیان اینکه اخراج آمریکا از عراق می‌تواند روند خروج این کشور از منطقه را نیز تسریع کند، گفت: مقاومت ملت ایران در برابر جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی و نقش نیروهای مسلح ایران در هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، در کنار تردیدهایی که برای سران کشورهای عربی درباره نقش آمریکا در تأمین امنیت ایجاد شده، موجب شده بسیاری از کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که میزبانی از آمریکا لزوماً امنیت به همراه نمی‌آورد.

کاظمی‌قمی با اشاره به تحولات منطقه گفت: در شرایطی که عربستان سعودی تعاملات مختلفی با نیروهای آمریکایی دارد، وارد پیمان امنیتی جدیدی به نام «پیمان مکه» می‌شود و این مسئله معنادار است.

وی ادامه داد: پیش‌بینی امام شهید این بود که اگر بار دیگر جنگی رخ دهد، این جنگ منطقه‌ای خواهد شد و همین اتفاق نیز افتاد. در میانه جنگ، کشورهای عربی منطقه با ایران تماس داشتند و می‌پرسیدند چگونه می‌توانند از این مهلکه خارج شوند.

این کارشناس مسائل عراق افزود: پیام رهبر شهید نیز این بود که باید با کشورهای منطقه دست برادری بدهیم، دشمن اصلی ما آمریکا و رژیم صهیونیستی است و باید با یکدیگر ائتلاف امنیتی تشکیل دهیم.

مقاومت در منطقه تقویت شده است

کاظمی‌قمی با اشاره به تحولات فلسطین و منطقه گفت: ملت ایران به پا خواست و نیروهای مسلح نیز عملکرد بسیار خوبی داشتند و امروز حرکت‌های اعتراضی از سوی مردم در فلسطین و دیگر نقاط منطقه در حال شکل‌گیری است.

وی تأکید کرد: اخراج آمریکا از عراق قطعاً بر محور مقاومت تأثیر خواهد گذاشت و روند ضدآمریکایی در منطقه به‌خوبی قابل مشاهده است.

سفیر سابق ایران در عراق افزود: با وجود همه تهدیدات سنگین و حملاتی که علیه مردم در غزه، یمن و لبنان صورت می‌گیرد، روند مقاومت، وحدت جبهه‌ها و مبارزه تقویت شده است.

«انضباط سلاح» به جای خلع سلاح

کاظمی‌قمی در ادامه به ادبیات جدید مطرح‌شده درباره گروه‌های مقاومت اشاره کرد و گفت: امروز در یمن، عراق و لبنان موضوع جدیدی در حال مطرح شدن است. پیش از این از «خلع سلاح» سخن گفته می‌شد، اما اکنون واژه «انضباط سلاح» در ادبیات مقاومت دیده می‌شود.

وی افزود: در عراق نیز این بحث مطرح است که پس از خروج آمریکا، وضعیت سلاح مقاومت چه خواهد شد و امروز بحث انضباط سلاح مطرح است.

این کارشناس مسائل عراق با طرح این پرسش که فلسفه مقاومت چیست، گفت: مقاومت در واکنش به تروریسمی که از سوی آمریکا شکل گرفت ایجاد شد و در چارچوب منافع مردم عراق قرار دارد؛ در لبنان و یمن نیز همین وضعیت وجود دارد.

دولت عراق مسئول امنیت است

کاظمی‌قمی با اشاره به بحث ضرورت قرار گرفتن سلاح در اختیار دولت مرکزی گفت: جمهوری اسلامی ایران از ابتدا منادی این موضوع بوده است.

وی با اشاره به مذاکرات گذشته ایران و آمریکا درباره عراق اظهار کرد: زمانی که عراق در اشغال آمریکا بود و واشنگتن نیز بنای خروج نداشت، آمریکایی‌ها به دلیل گرفتار شدن در باتلاق امنیتی، موضوع مذاکره با ایران را مطرح کردند.

سفیر سابق ایران در عراق ادامه داد: دولت عراق این موضوع را با ایران مطرح کرد و جمهوری اسلامی تأکید کرد که مسئول پرونده امنیتی، دولت عراق است و اگر قرار باشد مذاکره‌ای انجام شود، باید دولت عراق طرف مذاکره باشد. آمریکایی‌ها این مسئله را نمی‌خواستند، اما ایران نپذیرفت و در نهایت مذاکرات حالت سه‌جانبه پیدا کرد.

مخالفت ایران با وعده‌های امنیتی آمریکا

کاظمی‌قمی درباره سند توافق امنیتی راهبردی که آمریکا برای عراق تدوین کرده بود نیز گفت: آمریکایی‌ها می‌خواستند عراق و پارلمان این کشور سندی را تأیید کنند که چند موضوع مهم در آن وجود داشت.

وی نخستین موضوع را «کاپیتولاسیون» دانست و گفت: بر اساس آن، سربازان آمریکایی در برابر هر جنایتی در عراق مصون می‌ماندند؛ مشابه همان چیزی که آمریکایی‌ها در گذشته در ایران دنبال کردند.

این کارشناس مسائل عراق افزود: موضوع دوم این بود که مسئول امنیت، آمریکا باشد و واشنگتن تعیین کند چه چیزی تهدید محسوب می‌شود و تهدید عراق چیست.

وی گفت: جمهوری اسلامی به رهبران عراق مشاوره داد تا چنین چیزی را نپذیرند. آمریکایی‌ها همین کار را در افغانستان نیز دنبال کردند و بر حامد کرزی فشار آوردند تا این سند را امضا کند، اما کرزی آن را امضا نکرد و دولت بعدی به ریاست اشرف غنی خیلی فوری آن را امضا کرد.

کاظمی‌قمی افزود: اشرف غنی در نهایت در شرایطی از کابل فرار کرد که نیروهای مقابل دروازه‌های پایتخت بودند و بنابراین آمریکایی‌ها به دنبال آن بودند که پرونده امنیتی عراق را هم در اختیار خود داشته باشند.

پایگاه‌های آمریکا، نقطه آسیب‌پذیری واشنگتن

سفیر سابق ایران در عراق با اشاره به تأثیر تحولات اخیر بر راهبرد آمریکا و انتقال نظامیان آمریکایی از عراق به اردن گفت: شکست راهبردی آمریکا در پرونده مقاومت، در گام نخست بر خروج نظامیان این کشور از منطقه تأکید دارد.

وی افزود: آمریکا آن کشوری نیست که ادعا می‌کند و این مسئله را می‌توان در تاب‌آوری ۱۵ماهه ایران و اخراج آمریکا از عراق مشاهده کرد.

کاظمی‌قمی هدف قرار گرفتن پایگاه‌های آمریکا در منطقه را نیز نتیجه مقاومت دانست و گفت: تجمیع نیروها و پایگاه‌های آمریکا در ناوها و در پایگاه‌های نظامی اردن، تهدید و آسیب‌پذیری آمریکایی‌ها را بیشتر خواهد کرد.

وی افزود: در عملیات‌هایی که پایگاه‌های آمریکا در اردن هدف قرار می‌گیرند، تلفات آمریکا زیاد است و این مسئله ناشی از تجمع نیروهای آمریکایی است.

پایان حضور نظامی، پایان نفوذ آمریکا نیست

این کارشناس مسائل عراق تأکید کرد: اخراج آمریکا از عراق به معنای پایان دخالت‌های آمریکا در این کشور نیست. آمریکایی‌ها از حضور نظامی خود اهدافی داشتند و با این اخراج، حاکمیت عراق یک گام به سمت کامل شدن برداشته، اما هنوز این حاکمیت و سیادت سیاسی دولت عراق کامل نشده است.

کاظمی‌قمی گفت: در حوزه امنیتی، عراق یک گام به جلو برداشته، اما آمریکایی‌ها امروز ابزار دیگری در اختیار دارند و اقتصاد عراق را گروگان گرفته‌اند.

وی با اشاره به تاریخ حضور آمریکا در منطقه اظهار کرد: پس از جنگ ایران و عراق، ارتش بعث و صدام طراحی جدیدی برای حمله به کویت داشتند و این حمله با چراغ سبز آمریکا انجام شد؛ اسناد و مدارک آن نیز وجود دارد.

سفیر سابق ایران در عراق ادامه داد: امام خمینی نیز پیش‌بینی کرده بود که صدام پس از جنگ ایران به سراغ اعراب خواهد رفت و تأکید داشت که نباید به صدام اعتماد کرد و به اعراب توصیه می‌کرد که با صدام علیه ایران همراه نشوند، چون صدام به سراغ آن‌ها نیز خواهد آمد که این اتفاق هم رخ داد.

آمریکا از جنگ عراق چه می‌خواست؟

کاظمی‌قمی با اشاره به حمله آمریکا به افغانستان و عراق گفت: آمریکا پس از فروپاشی شوروی به دنبال هژمونی جهانی بود و برای دستیابی به این هدف، تلاش می‌کرد خاورمیانه و غرب آسیا را تحت کنترل خود بگیرد.

وی افزود: حمله به افغانستان و عراق در چارچوب نظمی جدید بود که آمریکا آن را دنبال می‌کرد. آمریکایی‌ها پس از افغانستان درباره ایران نیز مباحث زیادی مطرح کردند و ایران را «محور شرارت» نامیدند.

این کارشناس مسائل عراق گفت: جمع‌بندی مقامات آمریکا این بود که ابتدا باید به عراق بروند و پس از عراق، حمله به ایران آسان‌تر خواهد بود، زیرا شرق و غرب ایران در اختیار آمریکا قرار می‌گرفت.

کاظمی‌قمی افزود: تجربه هشت سال دفاع مقدس ایران نیز موجب شد آمریکا پس از افغانستان وارد ایران نشود و این جنگ به یک اهرم بازدارنده برای جلوگیری از ورود نظامی آمریکا به ایران تبدیل شد.

چهار هدف آمریکا در عراق

سفیر سابق ایران در عراق با بیان اینکه اشغال عراق گام نخست طرح «خاورمیانه جدید» آمریکا بود، گفت: آمریکایی‌ها در عراق چهار هدف را دنبال می‌کردند؛ نخست شکل‌دهی به نظام سیاسی عراق بر اساس مدل آمریکایی، دوم دائمی کردن حضور نظامی آمریکا، سوم آمریکایی کردن کامل نیروهای مسلح عراق و چهارم مدیریت روابط خارجی عراق.

وی افزود: اگر این اهداف در عراق محقق می‌شد، زمینه برای دخالت راحت‌تر آمریکا در دیگر کشورهای منطقه فراهم می‌شد.

کاظمی‌قمی با اشاره به فضای سیاسی آغاز اشغال عراق گفت: آمریکایی‌ها پس از عراق سرمست پیروزی زودهنگام بودند، اما سقوط سریع صدام ناشی از قدرت نظامی آمریکا نبود، بلکه نتیجه پوسیدگی نظام صدام بود و بسیاری از فرماندهان عراقی نیز خیلی زود با آمریکایی‌ها همکاری کردند.

شکست طرح آمریکا در عراق

این کارشناس مسائل عراق گفت: آمریکا برای اشغال عراق از شورای امنیت مجوز نگرفت تا نشان دهد نظام بین‌الملل تغییر کرده است و خودش تصمیم گیرنده است.

وی افزود: پس از آنکه آمریکا در عراق گرفتار شد، پیش‌بینی امام شهید درباره خطرناک بودن طرح آمریکا در عراق محقق شد؛ این در شرایطی بود که تمام دنیا از آمریکا مرعوب شده بود و کسی جرأت مخالفت با واشنگتن را نداشت.

کاظمی‌قمی اظهار کرد: فرانسه و آلمان با آمریکا در عراق همکاری نکردند و آمریکا نیز به آنها اجازه ورود به تحولات عراق را نداد. در چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری بود که توانست نفوذ خود را در عراق دنبال کند.

وی تأکید کرد: بزرگ‌ترین سیاست حکیمانه ایران برای رهایی عراق از اشغالگر و شکست طرح آمریکا، کمک به شکل‌گیری یک دولت مستقل بود. ظرفیت دولت عراق بالا بود و شکل‌گیری گروه‌های مقاومت نیز سیاستی مؤثر بود.

سفیر سابق ایران در عراق گفت: آمریکا به دنبال خروج از عراق نبود، اما به دلیل عدم همخوانی منافعش با مردم عراق ناگزیر به خروج شد و اراده مردم و دولت عراق نیز بر خروج آمریکا از این کشور قرار گرفت.

خروج آمریکا چندمین شکست واشنگتن است؟

کاظمی‌قمی با بیان اینکه آمریکا طی سال‌های گذشته در همه اقدامات خود علیه جبهه مقاومت شکست خورده است، گفت: خروج آمریکا از عراق نخستین شکست راهبردی آمریکا نیست و چندمین شکست این کشور محسوب می‌شود. 2006 در لبنان، 2010 در غزه، 2011 بیداری اسلامی و حمله به سوریه شکل گرفت، 2011 داعش را شکل دادند و در 2015 ائتلاف سی گانه در حمله یمن و پس از آن جنگ 51 روزه علیه غزه در همه این موارد آمریکا و متحدان آن نتوانستند به نتیجه برسند و در همه این پرونده‌ها شکست خوردند، اما این پایان ماجرا نیست.

وی افزود: آمریکایی‌ها تا امروز در مصاف با ملت ایران شکست خورده‌اند، اما این پایان ماجرا نیست و باید هوشیار باشیم.

آمریکا از عراق خارج می‌شود، اما اهدافش را رها نمی‌کند

این کارشناس مسائل عراق در پاسخ به این پرسش که آیا اخراج نظامیان آمریکا به معنای پایان دخالت واشنگتن در عراق است، گفت: قطعاً خیر. در افغانستان نیز چنین اتفاقی افتاد و در هر جای دیگری که نگاه کنیم، آمریکا از اهداف خود دست نکشیده است.

کاظمی‌قمی افزود: آمریکا عراق را رها نخواهد کرد و پس از کنار گذاشتن لباس نظامی، در قالب‌های دیگری به دنبال دخالت در عراق خواهد بود.

وی گفت: زمانی که صدام برای سرنگونی جمهوری اسلامی بسیج شد و موفق نشد، آمریکایی‌ها به دنبال ایجاد موازنه قدرت در برابر ایران رفتند؛ بنابراین آمریکا اهداف خود را در عراق رها نخواهد کرد و عراق باید حاکمیت خود را در همه عرصه‌ها کامل کند.

اقتصاد عراق؛ اهرم اصلی آمریکا

سفیر سابق ایران در عراق، اقتصاد را یکی از ابزارهای اصلی آمریکا در برابر عراق دانست و گفت: امروز اقتصاد عراق گروگان آمریکاست و مردم عراق به دنبال رهایی از اقتصاد تحمیلی آمریکا هستند.

وی تأکید کرد: گام بعدی مردم عراق باید رهایی از این وضعیت باشد.

کاظمی‌قمی با اشاره به ادامه همکاری‌های امنیتی آمریکا و عراق نیز گفت: آمریکا اعلام کرده همکاری‌های امنیتی با دولت عراق در چارچوب توافقات جدید ادامه خواهد داشت و این یک زنگ خطر برای حاکمیت و استقلال عراق است.

تهدید داعش هنوز پایان نیافته است

این کارشناس مسائل عراق با اشاره به احتمال تداوم ناامنی در عراق گفت: اینکه رئیس‌جمهور آمریکا از دوستان کردی ما گلایه می‌کند، نشان می‌دهد آمریکا ممکن است همچنان از این ابزار استفاده کند و این مسئله با حاکمیت عراق تعارض جدی دارد.

وی افزود: تهدید داعش به طور کامل پایان نیافته و سلول‌های تروریستی این گروه همچنان باقی هستند و احتمال اقدامات تروریستی در عراق منتفی نیست.

کاظمی‌قمی با اشاره به تجربه سال ۲۰۱۱ گفت: احتمال ایجاد موج جدیدی از ناامنی در عراق وجود دارد و نمی‌توان احتمال ناامنی را منتفی دانست.

عراق همچنان با تهدیدهای متعدد مواجه است

سفیر سابق ایران در عراق با اشاره به تهدیدهای موجود علیه این کشور گفت: در شمال عراق همچنان شاهد حضور نظامیان ترکیه هستیم و بخش‌هایی از خاک عراق نیز محل فعالیت گروه‌های مخالف ترکیه است.

وی افزود: بقایای رژیم بعث نیز به دنبال بازگشت به حکومت هستند و اینها تهدیداتی است که همچنان در عراق وجود دارد. در کشورهای جنوبی خلیج فارس نیز عراقی‌ها با تهدیداتی مواجه هستند.

کاظمی‌قمی گفت: دولت عراق نیز به این تهدیدات اذعان دارد و کل مرزهای این کشور باید در اختیار دولت مرکزی باشد.

وی با اشاره به بحث «انضباط سلاح» تأکید کرد: دولت عراق و گروه‌های مقاومت نیز این موضوع را دنبال می‌کنند و این مسئله نباید به یک چالش تبدیل شود.

پنج تهدید آمریکا علیه ایران

کاظمی‌قمی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: آمریکایی‌ها در حوزه نظامی دستاوردی نداشتند و امروز پنج تهدید از جانب آمریکا علیه ایران وجود دارد.

وی این تهدیدها را اقتصادی، رسانه‌ای-فرهنگی، جنگ شناختی، دیپلماتیک، و نظامی برشمرد.

خشم عراق از فشارهای آمریکا

سفیر سابق ایران در عراق با اشاره به برخی محدودیت‌های اعمال‌شده در حوزه پروازها گفت: در عراق شاهد بسته شدن فرودگاه‌ها بودیم و آمریکایی‌ها نیز هیاهوی بزرگی ایجاد کردند، اما اکثریت مردم، مراجع، علما و دولتمردان عراق درباره این مسئله موضع گرفتند و حکم خارجی آمریکا را نپذیرفتند.

وی افزود: اعلام شد فرودگاه نجف بازگشایی خواهد شد و همه فرودگاه‌ها نیز بازگشایی خواهند شد، اما خشم مردم عراق از وضعیت فعلی بسیار زیاد است.

کاظمی‌قمی گفت: آمریکا با ملت ایران در جنگ است و برای دنبال کردن هدف نامشروع خود به متضرر شدن دیگران توجهی ندارد؛ محاصره هوایی موجب زیان مردم عراق می‌شود، اما آمریکا به این مسئله توجه نمی‌کند و یکی از دلایل شکست آمریکایی‌ها نیز همین بی‌توجهی به منافع دیگران است.

وی افزود: در مسئله محاصره نیز بسیاری از کشورها تمکین نکردند و ظرفیت و غیرت مردم عراق نشان می‌دهد عراقی‌ها نیز از این مرحله عبور خواهند کرد.

خوش‌بین به آینده روابط تهران و بغداد

کاظمی‌قمی در پایان با تأکید بر خوش‌بینی نسبت به روابط ایران و عراق گفت: ما شرایط بسیار سخت‌تری را تجربه کرده‌ایم و مواضع بسیار سخت‌تری نیز از سوی دولت‌های عراق دیده‌ایم.

وی افزود: ایران در شکل‌دهی به نظام سیاسی عراق کمک کرده و هر جا که ایران وارد شده، با هدف ارائه مشاوره بوده است، نه مداخله‌گری. جمهوری اسلامی در برابر تهدید نیز به کمک مردم می‌شتابد.

سفیر سابق ایران در عراق ادامه داد: در گذشته نیز مواضع مشابه دولت امروز عراق را شاهد بوده‌ایم، اما جمهوری اسلامی به دنبال واکنش سریع و مشابه نیست. دولت‌های قبلی عراق نیز مواضعی داشتند که به مرور تعدیل شد، زیرا واقعیت‌ها را دیدند و جایگاه ایران و برادری جمهوری اسلامی را درک کردند.

کاظمی‌قمی گفت: آمریکا از تلاش برای برهم زدن روابط ایران و عراق ناامید شده و مردم عراق نیز این وضعیت را درک می‌کنند؛ بنابراین باید صبوری کرد.

وی با اشاره به برخی مواضع متفاوت مقامات عراقی درباره محدودیت‌های اخیر گفت: در داخل عراق نیز نسبت به برخی مواضع اعتراض وجود دارد. نخست‌وزیر اعلام کرده چنین دستوری را ابلاغ نکرده، وزیر راه گفته در بیمارستان بوده و استاندار نجف نیز دستور درباره این اقدام را رد کرده است.

این کارشناس مسائل عراق افزود: سران سه قوه عراق نیز موضع گرفته‌اند و شرکت فرودگاهی را مسئول دانسته‌اند؛ حتی خود مقامات عراقی نیز از این اقدام تبری جسته و آن را فروش حاکمیت عراق دانسته‌اند.

کاظمی‌قمی تأکید کرد: ایران بر حل مسئله تأکید دارد و پارلمان عراق نیز برخلاف فشارهای آمریکا، از نظر ابعاد مقاومت و اسلامی بودن، قدرتمندتر شده است.

مردم عراق به دنبال رهایی از وابستگی اقتصادی

سفیر سابق ایران در عراق در پایان گفت: یک واقعیت این است که آمریکا از اهرم‌های اقتصادی که در اختیار دارد برای فشار بر دولت عراق استفاده می‌کند و این مسئله‌ای است که مردم و مقامات عراق آن را برنمی‌تابند.

وی افزود: برای اینکه دولت عراق در جهت منافع خود از طوق وابستگی رها شود، باید این روند ادامه پیدا کند و این اتفاق خواهد افتاد. جمهوری اسلامی نیز واکنشی خیرخواهانه خواهد داشت.

کاظمی‌قمی در پایان گفت: اگر فرودگاه‌ها باز نشوند و پروازها برقرار نشود، بعید نیست مردم عراق تصمیم بگیرند که پروازهای دیگر نیز انجام نشود و این محدودیت‌ها به نفع مردم عراق نخواهد بود.

تگ ها :

کاظمی قمی سفیر سابق ایران عراق پرواز

نظرات
نام :
پست الکترونیک :
* متن :
ارسال

گالری

تصویر

فیلم

افتتاح پایگاه آموزش جانفدا در میدان هفت تیر تهران

افتتاح پایگاه آموزش جانفدا در میدان هفت تیر تهران