الوقت- چشمانداز «پترو یوان» - سیستمی که در آن نفت با واحد پول چین (رنمینبی) معامله و تسویه میشود - وارد مرحله جدید و مهمی شده است. آنچه زمانی تلاشی تدریجی و مبتنی بر سیاست پکن برای بینالمللی کردن ارز خود بود، اکنون به دلیل شرایط بحرانی در خلیج فارس شتاب گرفته است.
اگر در دهههای گذشته تنگه هرمز بهعنوان مهمترین شریان انتقال انرژی جهان شناخته میشد، امروز این آبراه به میدان رقابت بر سر آینده اقتصاد سیاسی بینالملل تبدیل شده است. آنچه اکنون در هرمز در حال شکلگیری است صرفاً یک بحران امنیتی یا تنش بر سر عبور نفتکشها نیست بلکه آزمونی برای سنجش دوام نظمی است که طی بیش از نیمقرن بر پیوند میان دلار، امنیت انرژی و هژمونی ایالات متحده استوار بوده است.
به گزارش الوقت پس از فروپاشی نظام برتون وودز در سال ۱۹۷۱، آمریکا با ایجاد سازوکار پترودلار توانست دلار را به ارز مسلط تجارت جهانی نفت تبدیل کند. این موفقیت تنها نتیجه قدرت اقتصادی آمریکا نبود بلکه حاصل یک معامله راهبردی بود.
کشورهای تولیدکننده نفت، امنیت و حمایت نظامی دریافت میکردند و در مقابل نفت خود را عمدتاً با دلار عرضه میکردند. این چرخه باعث شد تقاضای جهانی برای دلار همواره در سطحی بالا باقی بماند و واشنگتن بتواند با هزینهای کمتر از سایر قدرتها، نفوذ مالی، سیاسی و نظامی خود را در سراسر جهان حفظ کند.
در واقع هژمونی آمریکا بر سه ستون استوار شد؛ برتری نظامی، سلطه دلار و شبکه گسترده ائتلافهای امنیتی.
این سه مؤلفه مستقل از یکدیگر نبودند بلکه هر یک دیگری را تقویت میکرد. امنیت، اعتماد به دلار را افزایش میداد؛ دلار منابع مالی لازم برای حفظ قدرت نظامی را فراهم میکرد و این قدرت نظامی نیز ضامن استمرار شبکه ائتلافهای آمریکا میشد. به همین دلیل، هرگونه تزلزل در یکی از این سه ستون میتواند بر دو ستون دیگر نیز اثر بگذارد.
تحولات تنگه هرمز دقیقاً از همین منظر اهمیت پیدا میکند. هرگاه امنیت یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان با تردید روبهرو شود پرسش اصلی دیگر تنها به عبور نفتکشها محدود نمیشود بلکه این است که آیا آمریکا همچنان قادر است همان تضمین امنیتی را که دههها پایه نظم انرژی جهان بوده حفظ کند؟
حتی اگر این تردید کوتاهمدت باشد خودِ شکلگیری آن میتواند محاسبات راهبردی دولتها، بازارهای مالی و شرکتهای بزرگ انرژی را تغییر دهد.
در چنین شرایطی چین فرصت را برای پیشبرد پروژهای که سالها بهصورت تدریجی دنبال کرده، مناسبتر میبیند یعنی بینالمللیسازی یوآن.
توسعه سامانه پرداخت،CIPS افزایش قراردادهای دوجانبه با ارزهای محلی، گسترش همکاریهای مالی در چارچوب بریکس و تلاش برای استفاده بیشتر از یوآن در تجارت انرژی، همگی در همین مسیر قابل ارزیابی هستند.
در این ارتباط چن گنگ، معاون مدیر EAI (اتحاد اروپایی برای نوآوری)، معتقد است که این درگیری و نزدیک شدن به بسته شدن تنگه هرمز، پترویوان را به عنوان یک ابزار ژئوپلیتیکی نوظهور، قابل دوامتر کرده است.
یک عامل ساختاری که رقابت بین پترودلار و پترویوان را تغییر میدهد، تغییر در تقاضای جهانی انرژی است، به طوری که چین با پیشی گرفتن از ایالات متحده به عنوان بزرگترین مصرفکننده و واردکننده انرژی جهان، تقریباً ۱۵٪ از مصرف جهانی نفت را به خود اختصاص داده است.
هدف این اقدامات، حذف فوری دلار نیست؛ بلکه کاهش تدریجی وابستگی به آن و ایجاد یک نظام مالی متنوعتر است.
از سوی دیگر، بسیاری از کشورهای عضو بریکس و اقتصادهای نوظهور تجربه تحریمهای مالی محدودیتهای دلاری و وابستگی به شبکههای مالی غرب را با دقت بررسی کردهاند. این تجربه باعث شده است که تنوعبخشی به ذخایر ارزی، توسعه سامانههای پرداخت مستقل و افزایش استفاده از ارزهای محلی بیش از گذشته در دستور کار آنان قرار گیرد. هر بحران ژئوپلیتیکی که ریسک اتکای کامل به یک ارز یا یک شبکه مالی را برجسته کند میتواند این روند را تقویت کند.
عامل مهم دیگر وضعیت مالی خود ایالات متحده است. بدهی عظیم دولت آمریکا، کسری بودجه مزمن و هزینههای سنگین حفظ حضور نظامی در نقاط مختلف جهان، بیش از هر زمان دیگری به تقاضای پایدار برای دلار وابسته است. اگر سهم دلار در تجارت جهانی انرژی بهتدریج کاهش یابد واشنگتن ناچار خواهد شد برای تأمین مالی بدهیهای خود هزینه بیشتری بپردازد. چنین روندی الزاماً به معنای فروپاشی جایگاه دلار نیست، اما میتواند قدرت مانور اقتصادی آمریکا را در بلندمدت محدودتر کند.
این مسئله، ابعاد سیاسی نیز دارد. هرگونه افزایش هزینههای مالی، رشد قیمت انرژی یا فشار بر اقتصاد داخلی آمریکا میتواند بر فضای سیاسی و رقابتهای انتخاباتی نیز اثرگذار باشد.
از این منظر، سیاست خارجی، امنیت انرژی و وضعیت اقتصادی آمریکا بیش از گذشته به یکدیگر گره خوردهاند و تصمیمات ژئوپلیتیکی میتوانند پیامدهای داخلی نیز داشته باشند.
با این حال نباید از ظرفیتهای ساختاری دلار غافل شد. عمق بازارهای مالی آمریکا، جایگاه دلار در ذخایر ارزی بانکهای مرکزی، نقش آن در تجارت جهانی و اعتماد تاریخی سرمایهگذاران، همچنان مزیتهایی هستند که هیچ ارز دیگری در کوتاهمدت از آن برخوردار نیست.
بنابراین، سناریوی محتملتر نه «سقوط ناگهانی پترودلار»، بلکه حرکت تدریجی به سمت نظمی است که در آن دلار همچنان بازیگر اصلی باقی میماند اما سهم ارزهای دیگری مانند یوآن نیز بهتدریج افزایش مییابد.
به همین دلیل، اهمیت هرمز را نباید صرفاً در تعداد نفتکشهای عبوری یا قیمت روز نفت خلاصه کرد. هرمز امروز به آزمایشگاهی برای سنجش آینده نظام مالی جهان تبدیل شده است؛ جایی که امنیت، انرژی، ارز، فناوریهای پرداخت و رقابت قدرتهای بزرگ به یکدیگر پیوند خوردهاند. هر تصمیمی که در این منطقه گرفته شود، میتواند فراتر از خلیج فارس، بر رفتار بانکهای مرکزی، شرکتهای انرژی، سرمایهگذاران و دولتها اثر بگذارد.
شاید به همین دلیل باشد که پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کشوری کنترل یک آبراه راهبردی را در اختیار دارد، پرسش اساسی این است که چه کشوری خواهد توانست اعتماد به نظم آینده اقتصاد جهانی را مدیریت کند؟
تاریخ نشان داده است که قدرتهای بزرگ معمولاً زمانی وارد مرحله افول میشوند که نتوانند امنیت، ثبات مالی و اعتماد بینالمللی را همزمان حفظ کنند. اگر روندهای کنونی ادامه یابد ممکن است هرمز نه بهعنوان نقطه پایان پترودلار، بلکه بهعنوان نقطهای در تاریخ ثبت شود که در آن، گذار تدریجی از انحصار دلار به نظمی مالی چندقطبی شتاب گرفت؛ نظمی که در آن «پترویوآن» نه جایگزین کامل پترودلار، بلکه یکی از مهمترین رقبای آن خواهد بود.
