الوقت- اولین جلسه «شورای صلح» غزه قرار است روز پنجشنبه (۳۰ بهمن) در واشینگتن برگزار شود و انتظار میرود تعدادی از کشورهایی که پیشتر برای عضویت در این شورا اعلام آمادگی کردهاند، در این نشست حضور یابند. منشور این شورا که ریاست آن را شخصاً دونالد ترامپ برعهده دارد، ۲۲ ژانویه در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد داووس به امضای نمایندگان ۱۹ کشور رسید. ترامپ اعلام کرد که اعضای شورا هزاران نیرو را به منظور برقراری ثبات و تقویت نیروهای پلیس در منطقه اعزام خواهند کرد، اقدامی که به گفته او میتواند صلح و امنیت را در غزه برقرار سازد.
با این حال، با وجود تبلیغات گسترده ترامپ برای معرفی این ابتکار دیپلماتیک، تحلیلگران نسبت به کارآمدی شورای صلح تردید دارند. ابهامات جدی درباره منابع مالی، مکانیزم اجرایی، استقلال تصمیمگیری اعضا و چگونگی برخورد با بازیگران محلی، چشمانداز واقعی صلح در منطقه را مبهم و نامشخص میکند. منتقدان میگویند هیاهوی رسانهای و تمرکز بر حضور گسترده کشورها نمیتواند جایگزین تضمینهای عملی و راهبردی برای ایجاد ثبات شود و تاکنون مشخص نیست این شورا تا چه اندازه قادر خواهد بود بحران غزه را مدیریت و به یک صلح پایدار دست یابد.
غیبت معنادار اروپاییها
یکی از دلایلی که آینده شورای صلح را مبهم کرده، محدود بودن اعضای آن است،زیرا بسیاری از کشورها بهویژه اروپاییها در این شورا مشارکت نکردهاند. این خودداری بیشتر ناشی از ملاحظات حقوقی، سیاسی و راهبردی است و اروپا نسبت به مشروعیت، کارآمدی و پیامدهای احتمالی این شورا تردید دارد.
برخی دیپلماتهای اروپایی معتقدند هر سازوکاری که بدون اجماع طرفهای اصلی فلسطینی شکل بگیرد، شانس موفقیت پایینی خواهد داشت. از نگاه آنان، نادیده گرفتن بازیگرانی مانند حماس یا بیتوجهی به جایگاه تشکیلات خودگردان میتواند شورا را از همان ابتدا با بحران مشروعیت روبهرو کند.
در سطح رسمی، مقامات ارشد اتحادیه اروپا تأکید کردهاند که هر ابتکار صلح باید در چارچوب حقوق بینالملل و با محوریت راهحل دو دولتی پیش برود که سالهاست از سوی اتحادیه اروپا حمایت میشود. در بروکسل، نگرانی اصلی این است که شورای پیشنهادی بیش از آنکه بستری بیطرف برای میانجیگری باشد به ابزاری در راستای اولویتهای سیاست خارجی آمریکا تبدیل شود، بهویژه در دورهای که مواضع ترامپ درباره مناقشه فلسطین و رژیم صهیونیستی با رویکرد سنتی اروپا فاصله دارد .
علاوهبراین، برخی دولتهای اروپایی بیم آن دارند که مشارکت در چنین شورایی بدون تضمین آتشبس پایدار و دسترسی گسترده کمکهای انسانی به معنای پذیرش وضع موجود در غزه تلقی شود. از نگاه آنان، هر سازوکار صلح باید با نظارت نهادهای چندجانبه مانند سازمان ملل همراه باشد تا از بیطرفی و شفافیت آن اطمینان حاصل شود.
این درحالی است که سازوکاری که شورای صلح طراحی کرده، بیشتر به دنبال دور زدن ساختارهای رسمی سازمان ملل است و با توجه به اینکه اعضای موسس آن عمدتاً شخصیتهایی غربی و همسو با سیاستهای تلآویو هستند، ابهامات و چالشهای جدی درباره توانایی شورا در تحقق صلح و ثبات پایدار در غزه ایجاد شده است.
بنابراین، خودداری اروپا از مشارکت مستقیم را میتوان تلاشی برای حفظ استقلال دیپلماتیک و پرهیز از ورود به ابتکاری دانست که هنوز از اجماع منطقهای و بینالمللی برخوردار نیست. اروپاییها ترجیح دادهاند به جای پیوستن به سازوکاری بحثبرانگیز، بر مسیرهای چندجانبه و مورد توافق گستردهتر تمرکز کنند، مسیری که از نظر آنان شانس بیشتری برای دستیابی به صلحی پایدار دارد.
لازم به ذکر است که برخی کشورهای اروپایی در سپتامبر گذشته رسماً فلسطین را به رسمیت شناختند، اقدامی که واکنش تند دونالد ترامپ را به دنبال داشت. از این منظر، شورای صلح غزه به رهبری ترامپ از دید اروپاییها بیش از آنکه تلاشی واقعی برای حل مناقشه طولانیمدت در سرزمینهای اشغالی باشد، به تثبیت وضعیت موجود در غزه به نفع اسرائیل میپردازد و نشانهای از اراده واقعی برای پایان دادن به این مناقشه هشتاد ساله در خود ندارد.
از سوی دیگر، برخی کشورهایی هم که ظاهرا برای عضویت در شورای صلح اعلام آمادگی کردهاند با تمام مفاد آن موافق نیستند. در این میان، مقامات اندونزی تأیید کردهاند که نیروهایی که به عنوان بخشی از نیروی تثبیت بینالمللی به غزه اعزام خواهند کرد، تحت فرماندهی جاکارتا باقی خواهند ماند، در عملیات جنگی شرکت نخواهند کرد و در صورت انحراف ماموریت از مسیر مورد نظر، نیروهای خود را عقب خواهند کشید.
یکی از مأموریتهای تعیین شده برای نیروهای خارجی در چارچوب شورای صلح، خلع سلاح گروههای مقاومت فلسطینی است. با این حال، کشورهای اسلامی حاضر در این طرح تمایلی به رویارویی مستقیم با فلسطینیان ندارند و از اینرو، اعمال گزینشی نیروهای خارجی نمیتواند اهداف دونالد ترامپ و اسرائیل را به طور کامل محقق کند.
هیاهوی 5 میلیارد دلاری
از آنجا که یکی از ماموریتهای اصلی شورای صلح، بازسازی نوار غزه است، تحقق این هدف نیازمند اختصاص مبالغ هنگفتی است. در این راستا، ترامپ در حساب کاربری خود در شبکه «تروث سوشال» نوشت:«در نشست واشینگتن اعلام خواهیم کرد کشورهای عضو متعهد شدهاند بیش از ۵ میلیارد دلار برای کمکهای بشردوستانه و بازسازی غزه اختصاص دهند و هزاران نفر را برای نیروی ثبات بینالمللی و پلیس محلی جهت حفظ امنیت و آرامش ساکنان غزه اعزام کنند». ترامپ مدعی شد:«شورای صلح ثابت خواهد کرد که مهمترین نهاد بینالمللی در تاریخ است و من افتخار میکنم که ریاست آنرا برعهده دارم».
ادعای اختصاص پنج میلیارد دلار برای بازسازی غزه که از سوی ترامپ مطرح شده، با ابهامهای جدی روبهروست. نخست آنکه مشخص نیست کدام کشورها قرار است این هزینه را تقبل کنند و سهم هر یک چه میزان خواهد بود. با اینکه برخی منابع غیررسمی ادعا کردهاند که شیوخ خلیج فارس این مبلغ را متقبل خواهند شد اما در بیانیهها و اظهارنظرهای رسمی، نام مشخصی از دولتهای متعهد به پرداخت این مبلغ برده نشده و همین مسئله باعث شده بسیاری از تحلیلگران نسبت به عملیاتی بودن این وعده تردید داشته باشند. در فضای دیپلماتیک، تعهد مالی بدون سازوکار شفاف و تضمین اجرایی، بیش از آنکه نشانه یک برنامه دقیق باشد، به یک موضعگیری سیاسی شباهت دارد.
علاوهبراین، آغاز بازسازی غزه مستلزم توقف کامل درگیریها و فراهم شدن شرایط امن برای انجام ساختوسازها است اما در عمل، رژیم اشغالگر همچنان به حملات خود ادامه میدهد و اخیراً سران تلآویو تهدید کردهاند که اگر تا ماه مارس حماس خلع سلاح نشود، عملیات نظامی را ازسر خواهند گرفت. با این وضعیت، حتی اگر دهها میلیارد دلار برای بازسازی اختصاص یابد، نبود امنیت و استمرار خشونتها مانع هرگونه پیشرفت واقعی خواهد شد و تلاشهای بازسازی به طور مؤثر عملیاتی نخواهد شد.
از سوی دیگر، مقامات آمریکا بارها تأکید کردهاند تا زمانی که حماس خلع سلاح نشود، روند بازسازی نوار غزه آغاز نخواهد شد. این شرط گذاری به آن معناست که حتی در صورت تأمین منابع مالی، اجرای پروژههای بازسازی به تحولات امنیتی و سیاسی گره خورده است؛ تحولاتی که تحقق آنها در کوتاهمدت چندان محتمل به نظر نمیرسد. بنابراین، این پرسش مطرح میشود که آیا اساساً این مبلغ در آینده نزدیک وارد چرخه بازسازی خواهد شد یا نه.
بنابراین، حتی اگر چنین رقمی پرداخت شود، نحوه هزینهکرد آن در چارچوبی خواهد بود که بیش از هر چیز با اولویتهای واشینگتن و شخص ترامپ همخوانی دارد. او پیشتر از ایدههایی مانند تبدیل غزه به «ریویرای خاورمیانه» سخن گفته است، طرحی که بیش از آنکه بر بازسازی زیرساختهای حیاتی و نیازهای فوری ساکنان تمرکز داشته باشد، بر پروژههای نمادین و سرمایهگذاریهای کلان تأکید میکند.
از این منظر، میتوان گفت ترامپ میکوشد با برجسته کردن این رقم، به افکارعمومی جهانی نشان دهد اقدامی در حال انجام است و خود را به عنوان معمار صلح و ثبات منطقه معرفی کند، حتی اگر در عمل مسیر تحقق این وعده همچنان نامشخص باقی بماند.
ناکامی در توقف جنایتهای اسرائیل
تلاشهای ترامپ برای نمایش ابتکارعمل صلح غزه در قالب «شورای صلح» در شرایطی مطرح میشود که با گذشت چهار ماه از اعلام آتشبس، حملات اسرائیل به غزه ادامه دارد. گزارشها از کشته و زخمی شدن صدها فلسطینی در این مدت حکایت دارد، وضعیتی که با مفهوم آتشبس پایدار همخوانی ندارد.
با وجود این تحولات، نه آمریکا و نه دیگر اعضای شورا اقدام ملموسی برای واداشتن تلآویو به توقف حملات انجام ندادهاند و این مسئله پرسشهایی جدی درباره کارآمدی این چارچوب دیپلماتیک ایجاد کرده است.
در همین حال، رهبران حماس از واشینگتن و میانجیگران خواستهاند دولت بنیامین نتانیاهو را تحت فشار قرار دهند تا به حملاتش پایان دهد. بنابراین، وقتی آمریکا نتوانسته نزدیکترین متحد خود را به توقف عملیات نظامی متقاعد کند، ادعای برقراری صلح و ثبات از طریق یک شورای جدید با تردید جدی روبهرو میشود. از اینرو، این ابتکار بیش از آنکه راهکاری عملی برای پایان بحران باشد، تلاشی تبلیغاتی برای نشان دادن تحرک دیپلماتیک تلقی میشود.
در مجموع، با توجه به حضور دولت افراطی در رأس هرم تلآویو، هرگونه تلاش بینالمللی برای برقراری ثبات در غزه تقریباً غیرممکن است. تجربه هشت دههای نشان داده تا زمانی که راهحل دو دولتی به نتیجه نرسد، هر ابتکاری برای توقف دائمی درگیریها نتیجهای نخواهد داشت و حتی هیاهوی گسترده ترامپ برای طرح صلح، قادر به موفقیت واقعی در منطقه نخواهد بود.
