چین بنا به ملاحظات سیاسی، اقتصادی و امنیتی نیازمند نقش آفرینی در حل بحران سوریه است. توجه به پتانسیل های منطقه خاورمیانه و لزوم جلوگیری از تسلط آمریکا بر شاهراه اقتصادی و شاهرگ انرژی جهانی در این منطقه که میتواند به عنوان ابزار فشاری از سوی این کشور برای مقابله با روند قدرت یابی چین استفاده شود، مشارکت فعال پکن در تحولات غرب آسیا را طلب می کند.
الوقت- تحولات سوریه پس از شکست نظامی داعش و تصرف رقه توسط متحدان آمریکا و سپس برگزاری مذاکرات آستانه و سوچی با محوریت ایران، روسیه و ترکیه و احتمال شروع دور جدیدی از این مذاکرات با عنوان کنگره ملی مخالفان سوریه و همچنین برگزاری نشست ژنو 8، اکنون به نقطه عطف تاریخی خود رسیده است نقطه ای که هر روز ابعاد جدیدی از پیروزی دولت سوریه و محور حامی آن را نمایان می سازد. اگرچه بازیگران عمده منطقه ای و بینالمللی حضور چشم گیری در بحران سوریه داشته اند اما با این وجود چین به عنوان یکی از ابرقدرتهای جهان جدید موضعی متفاوت در بحران سوریه اتخاذ کرده است. دولت چین اگرچه از نزدیک بحران سوریه را رصد نموده اما برخلاف ایالات متحده آمریکا از مداخله در امور داخلی سوریه اجتناب کرد و با درپیش گرفتن راهبردی نوین سعی در عدم مداخله در سوریه و تحقق سیاست ها و منافع خود در این کشور داشته است. در سال 2011 چین در بحران لیبی رویکردی منفعلانه در پیش گرفت و این امر باعث تزلزل جایگاه پکن در لیبی شد. همین امر باعث گشت پکن در بحران سوریه رویکردی نوین را اتخاذ کند. یعنی رویکرد حضور فعال با کمکهای امنیتی به دولت دمشق و عدم حضور نظامی و مداخله در سوریه. رویکردی که بیشتر به مکمل رویکرد روسیه در سوریه تبدیل شد.
چین و استراتژی جاده ابریشم
چین به عنوان یک قدرت نوظهور در عرصه اقتصاد جهانی در تلاش است تا با کسب جایگاه هژمونیک جهان پس از افول آمریکا در یک دهه اخیر، در تحولات جهانی نقش موثر و البته مستقل از رویکردهای غرب داشته باشد. چین بنا به ملاحظات سیاسی، اقتصادی و امنیتی نیازمند نقش آفرینی در حل بحران سوریه است. زیرا با توجه به پتانسیل های منطقه خاورمیانه و لزوم جلوگیری از تسلط یکجانبه آمریکا بر شاهراه اقتصادی و شاهرگ انرژی جهانی که میتواند به عنوان ابزار فشاری از سوی آمریکا برای مقابله با روند قدرت یابی چین استفاده شود مشارکت فعال پکن برای جلوگیری از تحقق چنین امری را طلب می کند. چین در مقام پاسخ به راهبردهای ایالات متحده آمریکا برای منزوی سازی و فشار بر این کشور در شرق دور، به جای گرایش به سمت رویارویی نظامی، سیاست "نگاه به سوی مرزهای غربی" و به دنبال آن "استراتژی جاده ابریشم نوین دریایی و زمینی" را درپیش گرفت. به موجب چنین رهیافتی چین باید به دنبال توسعه و تحکیم روابط با روسیه، آسیای مرکزی و غرب آسیا و شمال آفریقا باشد. ورود به بحران سوریه را نیز می توان در ارتباط با چنین رهیافتی در سیاست خارجی چین مورد بررسی قرار داد. افزون بر این ورود فعال چین در غرب آسیا ضمن ایجاد فشار ژئوپولتیکی به ایالات متحده در این منطقه و در تنگنا قرار دادن واشنگتن به ابزار بسیار موثری برای چین در خنثی سازی فشارهای ژئوپولتیکی آمریکا بر پکن در خاور دور تبدیل خواهد شد. حضور چین در خاورمیانه در بلند مدت خواهد توانست آمریکا را در این منطقه دچار چالش سازد و کارت های قدرتمندتری به پکن در تعامل با آمریکا در خاور دور خواهد بخشید.
سیاست مبارزه با تروریسم
یکی دیگر از دلایل حضور چین در بحران سوریه و حمایت از دولت این کشور به مبارزه با تروریسم بازمی گردد. ایالات سین کیانگ اویغور در چین در چند سال گذشته به یکی از مراکز نشر و گسترش خوانش های رادیکال اسلامی تبدیل شده است و در طول شش سال گذشته این منطقه بعنوان یکی از مناطق مهمی تبدیل شده که داعش بخش قابل توجهی از نیروهای خود را از آنجا جذب کرده است. در نتیجه برای چین مبارزه با تروریسم در سوریه علاوه بر اینکه به عنوان بخشی از راهبرد بلندمدت پکن تلقی خواهد شد، خواهد توانست بخشی از بحران های تروریسم در چین را نیز خنثی سازد. پیروزی تروریسم در سوریه به معنی تقویت تروریسم در چین نیز تلقی خواهد شد. به همین دلیل مقامات پکن در شش سال گذشته اگرچه حضور نظامی و مداخله در سوریه نداشته اند اما همواره با دمشق در امر مبارزه با تروریسم به ویژه به لحاظ امنیتی همکاری داشته اند. در این زمینه تلاش های آمریکا و متحد منطقه ای آن یعنی عربستان برای استفاده ابزاری از تروریسم کاملاً در تارض با منافع پکن قرار می گیرد.
حضور چین و روسیه در سوریه دو روی یک سکه
چین در تلاش برای نقش آفرینی در منطقه خاورمیانه و به ویژه در بحران سوریه است اما هیچ تمایلی برای تکرار مدل آمریکا در این منطقه را ندارد. چین برای گسترش نفوذ خود در منطقه با مشاهده دو رویکرد آمریکا و روسیه نسبت به تحولات غرب آسیا که یکی مداخله گرایانه و دیگری مبتنی بر عدم دخالت و همکاری و تاکید بر امنیت مشترک و منافع متقابل و احترام به خواست ملت ها و استقلال دولت ها است، طبیعتاً رویکرد روسیه را که نتایج مثبتی برای این کشور در پی داشته، انتخاب خواهد کرد و در نتیجه می توان انتظار داشت تا شاهد همسویی و نزدیکی بیشتر پکن با مسکو و حتی با مقاومت باشیم. چین ضمن حمایت از دولت مرکزی سوریه و کمک رسانی به این کشور به لحاظ امنیتی از اقدامات مسکو در سوریه نیز حمایت کرده است. امری که باعث تقویت هرچه بیشتر مواضع مسکو-پکن در منطقه و تضعیف هرچه بیشتر موقعیت آمریکا در غرب آسیا خواهد شد. موضوعی که در بلند می تواند تبعات بسیاری برای منطقه خاورمیانه و همچنین خاور دور داشته باشد.
